رفوزگی در آزمونِ شرف؛ واکنش تند حسین پاکدل به سکوتِ سنگینِ چهرههای هنری / نان از ایران و فریاد در هالیوود؟ شما کجا بودید وقتی وطن میلرزید؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، حسین پاکدل، بازیگر در یادداشتی از بیکنشی برخی چهرهها در زمان جنگ گفت: سکوت، همیشه سرشارِ از ناگفتهها نیست. گاهی نشان گُمشدن است. یا خودگُمکردنی بهعمد. نبودِ هیچ حرفی برای بیان. نشانِ بیخبری، واهمه و تعقیبِ دمبهدمِ دمهای غنیمت. فکرِ بعدهای احتمالِ محال. نشستن در انتظارِ سَمتِ بادِ موافق. که سِتَم است در حقِّ باد. خلافِ ما منتظرانِ تنهاخور، باد منافعی دارد. این بیادّعا، زایندۀ چرخشهاست. از آسیاب تا توربین. ابرها حمل میکند بر پشت. موجها رو میکند بر پهنۀ دریا. هوا، زمین و ما را تمیز و تازه میکند هردم. و هزار کارِ مفید. جهّت و سرعتاش هم که معلوم است. هدف دارد و مقصد و مقصودی.
تکتکِ ما چه؟ از باد بهره برده و تنها باد در آستین و غَبغَب و دماغ و گلو میاندازیم؟ یا رویهمرفته بادِ هواییم؟ فقط ادا؟ فروش فَخر و مباهات؟ اینجا کشور ما نبود و نیست؟ این مردم، اینها همان هواداران و مُشوّقانِ ما نبودند و نیستند؟ آنگونه وهمناک زیرِ بمب و موشک و آوار و دلهره؟ باید شخصاً به بادِ فنا برویم تا بهسرعتِ باد بهخود تکان بدهیم؟ تا سکوتِ مصلحت بشکنیم، وامصیبتا کنیم و صدا به حلق دراندازیم؟
حادثه بَس مَهیب بود و هنوز هست. هجومِ تمامقدِّ دو قانون و رحمنشناسِ حرامی، تمامخواه. همراهِ خیلِ لشگر و تجهیزات. تحتِ حمایتِ ریّای همسایه. برپایۀ دروغ و نیرنگِ صهیونی. با نیّتِ فروپاشی تمام و کمالِ ما. تحقیر تام و تمامِ هیبَتِ ایران. برگشتدادنِ تمدنی بزرگ و بیمانند به عصرِ حَجر، به تاریکی. کشتارِ خیلِ کودکانِ مظلومِ مدرسه. نابودیِ هرآنچه بود و هست. و چه و چه...
خدا را هزارمرتبه شکر، خوردند به سدِّ محکمِ دفاع از غیرت، شرف و ناموس. تجاوزگران ماندهاند در کارِ مَکرِ خود. رسوا شدند از دم. هر روز رسواتر.
همه را به تقریب همه میدانیم. اما از سنگ صدا درآمد از ما نه. منظور چهرههای هرازگاهِ جلدِمجلات، فضاهای مَسخِ مجازی. از ما بهتران. تافتههای جدابافته. اخم و لبخندهای گرانبهای سَردَرها. اهلِ بروبیا، بِرَند و تبلیغات. پای ثابتِ حراجها. نامآشنایانِ صحنههای پرفروغِ موسیقی. دخیلان در نمایشهای پرشکوهِ نام و نانآور، و...
چند مورد اظهار نظرِ فردی و پیگیر، حضورِ جمعیِ چند وفادارِ بهعهد با مردم، آنهم متین و موقرِ و صِنفی که ملاکِ سلبِ وظیفهٔ اخلاقی از ما نیست.
میانِ وانفسا، بزرگستارگانِ هالیوود فریادها زدند. کنارِ هشتمیلیون معترض، اعتراضها کردند. همراهِ نامآورانِ موسیقیِ ملّتها. شُهرههای رنگ و نقاشی. زنان و مردانِ اهلِقلم، پژوهش و تاریخ. از چهارسوی جهان. اهلِ ورزش، نامداران، دانشگاهیان، فرهیختگان و اهلِ سیاستِ با مروّت و انصاف... و هنوز و هر روز فریاد میزنند.
شما کجا بودید؟ کُنجِ عافیّت؟ بیطرف بودید؟ کدام بیطرفی؟! طرفِ بیطرفِ تردید و ترس و ملاحظه و خودجدابینی، کدام طرف است؟ از اتفاق وقتِ وزش باد، بیطرفی معانیِ عَیان دارد. تنها بزدلان در بزنگاهِ طوفانِ دهر بیطرفاند. رفقا، بَد رفوزه شدید اینبار، خیلی بد!