سفر ملونی به قفقاز؛ ارمنستان نمادین، آذربایجان شریک راهبردی ایتالیا
جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، در تاریخ 4 مه (14 اردیبهشت) در نشست سران «جامعه سیاسی اروپا» در ایروان، پایتخت ارمنستان، شرکت خواهد کرد و بلافاصله پس از آن، در تاریخ 5 مه برای انجام یک سفر رسمی و دیپلماتیک راهی باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان خواهد شد،
با این حال، نباید فریب این زمانبندی تقویمی را خورد؛ چرا که بررسیهای دقیقتر نشان میدهد اولویت اصلی و راهبردی رم در این منطقه، جمهوری آذربایجان است و ارمنستان صرفاً بهعنوان یک دموکراسی نوپا در پازل سیاست خارجی ایتالیا جای میگیرد.
برای دولت مستقر در رم، منطقه قفقاز جنوبی به هیچ وجه یک حوزه حاشیهای و پیرامونی در سیاست خارجی محسوب نمیشود، بلکه فضایی حیاتی است که در آن منافع کلان در حوزههای انرژی، ترانزیت، صنعت و امنیت بهطور عمیقی به یکدیگر گره خوردهاند.
همانطور که اندیشکده «Decode39» (نزدیک به محافل حاکمیتی در ایتالیا) خاطرنشان میکند، دستگاه دیپلماسی ایتالیا سیاست خود را در این منطقه در چارچوب سیاست خارجی کلی اتحادیه اروپا تنظیم میکند، اما در عین حال، تأکید آشکاری بر جمهوری آذربایجان بهعنوان مهمترین و اثرگذارترین شریک خود دارد.
تلاش پاشینیان برای کسب مشروعیت بینالمللی
مشارکت جورجیا ملونی، رئیس دولت ایتالیا، در نشست سران جامعه سیاسی اروپا در ایروان، پیش از هر چیز با زمینهها و ملاحظات اروپایی قابل تبیین است. جمهوری ارمنستان طی سالهای اخیر تلاش مضاعفی را بهکار بسته است تا پیوندهای خود را با اتحادیه اروپا مستحکمتر کند و خود را بهعنوان بخش جداییناپذیری از جغرافیای سیاسی اروپا به تصویر بکشد.
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، پیشتر بهصراحت اعلام کرده بود که برگزاری این نشست در ارمنستان، روند ادغام این کشور در خانواده اروپایی را تقویت خواهد کرد و فرصتی بینظیر برای به نمایش گذاشتن پیشرفتهای حاصلشده در زمینه اصلاحات دموکراتیک فراهم میآورد.
از منظر ایتالیا، سفر ملونی به ایروان در واقع ابزاری است تا رم نشان دهد علاوه بر پیگیری روابط دوجانبه، از فرمتهای اروپایی برای بحث درباره آینده قفقاز جنوبی و حمایت از ارمنستان بهعنوان یک دولت دموکراتیک پشتیبانی میکند.
ایروان در شرایطی میزبانی این نشست مهم را بهعهده دارد که پاشینیان بهشدت در تلاش است مشروعیت بینالمللی خود را افزایش دهد و ارمنستان را بهعنوان دولتی دارای اهمیت در معماری منطقهای و اروپایی معرفی کند.
برای دولت ارمنستان، میزبانی از هرگونه رویداد در سطح بینالمللی، بهویژه نشست سران اتحادیه اروپا و برخی از کشورهای مستقل مشترکالمنافع، برای ارتقای وجهه هیئت حاکمه در آستانه انتخابات سرنوشتساز پارلمانی در ماه ژوئن، از اهمیتی حیاتی برخوردار است.
در این میان، ایتالیا در دوران نخستوزیری ملونی در تلاش است جایگاه خود را بهعنوان یکی از رهبران بلامنازع اتحادیه اروپا بازیابی کند. تنشهای دونالد ترامپ با فرانسه و بوروکراسی اروپایی، ناتوانی فریدریش مرتس در مهار سیاستهای آمریکا، و رقابتهای سنتی میان پاریس و برلین، پنجرهای از فرصتهای طلایی را برای نقشآفرینی رم گشوده است،
با این حال، ملونی نیز از حواشی در امان نیست. اگرچه او پیشتر میتوانست به روابط مستحکم خود با فرانسه، آلمان و آمریکا افتخار کند، اما اخیراً در سایه جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، پس از آنکه ملونی از مواضع ضدجنگ پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکهای جهان دفاع کرد، آماج انتقادات تند ترامپ قرار گرفت.
چرا آذربایجان برای ایتالیا اهمیت استراتژیک دارد؟
در حالی که ایتالیا در تنظیم روابط خود با ارمنستان کاملاً در چارچوب خطمشی واحد اروپایی حرکت میکند، اما مناسبات رم با جمهوری آذربایجان فراتر از چارچوبهای اتحادیه اروپا است.
جمهوری آذربایجان برای ایتالیا، پیش و بیش از هر چیز، مترادف با امنیت انرژی، توسعه زیرساختها و درهمتنیدگی عمیق تجاری است. بر اساس تحلیلهای منتشرشده، ایتالیا مدتهاست که به شریک تجاری شمارهیک جمهوری آذربایجان و مقصد اصلی صادرات هیدروکربنهای این کشور تبدیل شده است.
در این معادله، عامل گاز طبیعی نقشی بهمراتب برجستهتر ایفا میکند. خط لوله گاز ترانسآدریاتیک (TAP) در سال 2025 میلادی، تأمین حدود 16 درصد از کل گاز مصرفی ایتالیا را بهعهده داشته است و از ابتدای سال 2026، ظرفیت انتقال آن بهمیزان 1.2 میلیارد مترمکعب در سال افزایش یافته است.
علاوه بر این، از ماه ژانویه، برای نخستین بار صادرات گاز جمهوری آذربایجان از طریق ایتالیا به مقاصد اتریش و آلمان آغاز شد؛ تحولی راهبردی که جایگاه رم را بهعنوان هاب اصلی انرژی اروپا بهشدت تقویت کرده است،
بر همین اساس، سفر ملونی به باکو صرفاً یک بازدید دیپلماتیک از سر نزاکت نیست. این سفر، مهر تأییدی بر این واقعیت است که ایتالیا جمهوری آذربایجان را عنصری کلیدی در دکترین امنیت انرژی خود و دروازه ورود به کریدور گستردهتر خزر ـ اروپا میداند. گزارشها در رسانههای دو کشور نیز این سفر را با اراده جدی برای تعمیق گفتوگوهای سیاسی و گسترش بیسابقه همکاریهای انرژی مرتبط میدانند.
تعمیق پیوندهای اقتصادی ایتالیا و جمهوری آذربایجان
مناسبات دو کشور تنها به صادرات گاز محدود نمیشود. در ژانویه 2026، سفر معاون وزیر امور خارجه ایتالیا به باکو، با امضای یک برنامه اقدام مشترک راهبردی برای سالهای 2026 ـ 2027 به پایان رسید. این سند مهم، حوزههای انرژی، زیرساختها، فضا، تجارت کشاورزی، گردشگری، گمرک و مینروبی اراضی آزادشده را در بر میگیرد.
پشتپرده این توافقات، شبکهای قدرتمند از حضور شرکتهای بزرگ ایتالیایی در میدان عمل است. شرکت اسنام با در اختیار داشتن 20 درصد از سهام خط لوله TAP، ایتالیا را به نقطه پایانی کریدور گازی جنوب در اروپا تبدیل کرده است.
در سال 2024، شرکت انی و سوکار سه یادداشت تفاهم در زمینه امنیت انرژی، کاهش آلایندهها و سوختهای زیستی امضا کردند. شرکت آنسالدو انرژیا در نیروگاه حرارتی 8 نوامبر در مینگهچویر مشارکت دارد و لئوناردو نیز همکاریهای خود را در حوزههای دفاعی و هوافضا با باکو توسعه میدهد،
بهعبارت دیگر، جمهوری آذربایجان برای ایتالیا صرفاً یک تأمینکننده مواد خام نیست، بلکه پلتفرمی بیبدیل برای حضور صنعتی و تکنولوژیک در منطقه است، دقیقاً به همین دلیل است که روابط با باکو برای رم ماهیتی کاملاً ساختاری دارد؛ روابطی که منافع دولت، شرکتهای چندملیتی و کل مدل امنیت انرژی ایتالیا را تأمین میکند.
ارمنستان؛ سیگنالی سیاسی در دیپلماسی رم
در شرایطی که تعامل با جمهوری آذربایجان یک ضرورت استراتژیک برای ایتالیا محسوب میشود، حضور در ارمنستان بیشتر حاوی یک سیگنال سیاسی است.
حجم مبادلات اقتصادی رم و ایروان بهطور قابلتوجهی ضعیفتر از باکو است. صادرات ایتالیا به ارمنستان عمدتاً شامل ماشینآلات، کالاهای مصرفی و محصولات شیمیایی است و در مقابل، واردات آن به محصولاتی نظیر نوشیدنی، اقلام کشاورزی و منسوجات محدود میشود. این رابطه، اگرچه مهم است، اما بههیچوجه ماهیتی سیستمی و غیرقابلجایگزین ندارد،
با وجود این، پسزمینه سیاسی این رویدادها حائز اهمیت است: ارمنستان در تلاش است روند صلح را تثبیت کند و نشان دهد که منطقه قادر است از دوران تقابل به عصر اتصال متقابل گذر کند. پاشینیان یادآوری کرد که در نشستهای پیشین جامعه سیاسی اروپا بود که ارمنستان و جمهوری آذربایجان احترام متقابل خود را به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر تأیید کردند.
در چنین فضایی، حضور ملونی در ایروان، بهعنوان نمادی از حمایت از فرمتی تلقی میشود که بهواسطه آن، صلح و ثبات در منطقه، بُعدی اروپایی پیدا میکند.