کد خبر:۱۳۹۸۸۳
جریانشناسی مکاتب غربی؛
کژ راههای به نام لیبرالیسم–بخش دوم
لیبرالیسم در زمان مشروطیت با جریان اسلامی و مذهبی مقابله کرد، این جریان در نهضت ملی شدن صنعت نفت و پس از آن در قیام 15 خرداد و در نهایت در انقلاب اسلامی در برابر جریان اسلامی ایستاد و به مخالفت با حاکمیت دین و مذهب برخاست.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، ورود لیبرالیسم به جهان اسلام و ایران: 1. لیبرالیسم در مصر و ترکیه
لیبرالیسم در دوران عثمانی وارد جهان اسلام شد و مصر اولین سرزمین در جهان اسلام بود که این تفکر در آن رسوخ پیدا کرد. در سال 1789 میلادی، محمدعلی پاشا از طرف سلطان عثمانی مامور اخراج فرانسوی ها از مصر گردید.
محمدعلی پاشا پس از به استقلال رساندن مصر، حکومت سلسله خویویان را در آن کشور بنیان نهاد و به بازسازی کشور پرداخت و مصر در این دوره دچار تحولات اساسی شد و مبنای این تحولات ریشه در تفکر و فرهنگ غربی داشت و بر دو اصل لیبرالیسم و ناسیونالیسم استوار بود.
احساس حقارت حاکمان مصری در برابر فرانسویان و همچنین فعالیت فرهنگی آنها در مصر و شکل گیری یک جریان غرب زده و غربگرا در این کشور از عوامل اصلی رشد لیبرالیسم در این بخش از جهان اسلام می باشد.
ترکیه دیگر منطقه جهان اسلام است که بر اساس تفکرات لیبرالیستی دچار تغییر و تحول اساسی شد. بسیاری بر این باورند که غربگرایی که در جهان اسلام به جدایی دین از سیاست منجر شد، به رژیم آتاتورک در ترکیه بر می گردد.
رژیم اتاتورک پس از انقراض دولت عثمانی در ترکیه به قدرت رسید و تفکر جدایی دین از دولت را بر اساس لیبرالیسم (سکولاریسم) در پیش گرفت و ترکیه را به سوی یک حاکمیت لائیک سوق داد.
2. لیبرالیسم در ایران
با تجاوز پرتغالی ها به ایران و اشغال بخش هایی از ایران، فرهنگ غرب به کشورمان وارد گردید. پس از پرتغالی ها، انگلیسی ها و هلندی ها انحصار بازرگانی ایران را بدست گرفتند و این ارتباطات باعث نفوذ فرهنگ غرب در ایران گردید.
با استخدام برادران شرلی در عرصه نظامی زمینه های نفوذ غرب در ایران فراهم شد. علت به کارگیری این افراد، شکست دولت صفوی از دولت عثمانی در جنگ چالدران بود. در دوره قاجار ارتباط ایران با غرب گسترش یافت و از نتایج این روابط نفوذ فرهنگ غرب در ایران بود.
از شیوه های نفوذ فرهنگی غرب در ایران، دعوت از پادشاهان و کارگزاران قاجار به اروپا و نمایش پیشرفت های آن سرزمین به حاکمان ایرانی با هدف تاثیرگذاری فرهنگی برای آنان بود. هر کدام از افرادی که به غرب می رفتند پس از چند روزی اقامت در غرب، هر یک به مبلغان سرسخت فرهنگ غرب تبدیل می شدند. به عنوان نمونه میرزا حسن ایلچی سفیر یا نماینده سیاسی ایران در اروپا، تحت تاثیر آن سرزمین قرار گرفت و با صراحت آرزو کرد که روزی فرهنگی آداب مغرب زمین در ایران نیز حاکم شود. وی پس از مراجعت به کشور برای ترویج لیبرالیسم در ایران تلاش فراوانی به عمل می آورد.
1-2 مبلغان و مروجان لیبرالیسم در ایران
میرزا یعقوب پدر میرزا ملکم خان از پیشگامان دنیایی کردن اسلام در ایران است. وی یک ارمنی مسلمان شده بود و در ایران دارای مناصب سیاسی بود. ملکم خان، فرزندش نیز که پدر روشنفکری ایران خوانده می شود در راه سکولاریزه کردن جامعه مسلمانان ایران تلاش گسترده ای به عمل آورد.
وی برای ترویج لیبرالیسم در ایران، اسلام را به عنوان یک مانع جدی سر راه خود می بیند و برای کنار گذاشتن این مانع، موضوع اصلاح در دین را این گونه مطرح می سازد. «من متوجه شده ام که دین اسلام و تعصب، مانعی در را بسط و انتشار تمدن، در میان مردم مسلمان می باشد، بنابراین خود را صرف این وظیفه می کنم که شالوده دین را ساده کنم و تعصبات را از آن جدا کنم و تاریکی و جهل مردم شرق را پراکنده سازم.»
فتحعلی آخوندزاده از دیگر منورالفکری های دوران مشروطه است که یک سکولاریست تمام عیار می باشد و برای دین زدایی در ایران از دیگر همفکران خود پیشی گرفته و می گوید: «دیگر گذشت آن زمانی که کسی خود را فدای اسلام کند»
2-2 رئوس برنامه های لیبرالیست های ایران
از بررسی و مطالعه اندیشه مبلغان و مروجان سکولاریسم در ایران می توان دریافت که آنها برنامه های زیر را در ایران از ابتدا تا به امروز دنبال کرده اند. 1. جدایی دین از سیاست 2. وضع قوانین بشری به جای قوانین الهی 3. ترویج اباحه گری 4. تکیه بر فرهنگ ایرانی به جای فرهنگ اسلامی 5. ترویج فرهنگ غربی 6. آبادانی و ترقی با شعار توسعه اقتصادی مبتنی بر مدل های غربی این نوع برنامه ها در تعارض با جریان اسلامی و مذهبی در ایران بوده است.
لیبرالیسم یک جریان فکری و سیاسی را در ایران شکل داد که در زمان مشروطیت با جریان اسلامی و مذهبی مقابله کرد و در نهایت شیخ فضل الله نوری را بالای دار برد و به شهادت رساند. این جریان در نهضت ملی شدن صنعت نفت و پس از آن در قیام 15 خرداد و در نهایت در انقلاب اسلامی آنچنان در برابر جریان اسلامی ایستاد و به مخالفت با حاکمیت دین و مذهب برخاست که حضرت امام خمینی (ره) در پیامی ضمن هشدار نسبت به خطر لیبرال ها فرمودند: «من تا زنده هستم، نخواهم گذاشت حکومت بدست لیبرال ها بیفتد.»
لینک کپی شد
گزارش خطا