پاشنه آشیل جنگ تبلیغاتی- اطلاعاتی رژیم صهیونیستی علیه ایران
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از المیادین، با وجود بودجههای هنگفتی که رژیم صهیونیستی برای کمپینهای فریب دیجیتال و جنگ روانی هزینه میکند، این تلاشها با موانع ساختاری عمیقی روبهرو هستند که تأثیرات آنها را به ویژه در لحظات تاریخی و سرنوشتساز محدود و گذرا میکند.
این گزارش افزود که خاورمیانه امروز صحنه شدیدترین جنگ اطلاعاتی است، زیرا دیگر موشکها و پهپادها تنها ابزار تعیین کننده در درگیری نیستند، بلکه الگوریتم ها، فضای مجازی و مدیریت روایتهای دیجیتال به عنوان سلاحهای استراتژیکی به شمار میروند.
رژیم صهیونیستی در این زمینه به زیرساختهای فنی و اطلاعاتی پیچیدهای متکی است که از طریق آن شرکتهای فناوری، پلتفرم شبکههای اجتماعی و شبکههای دیجیتال را به کار میگیرد تا جنگ اطلاعاتی خود را با هدف از بین بردن پایگاه مردمی دشمنان منطقهای خود دنبال بویژه ایران و متحدانش دنبال کند.
این کار از طریق کمپینهای سازمانیافتهای دنبال میشود که بر پخش شایعات و بزرگنمایی بحرانهای اقتصادی و اجتماعی با هدف ایجاد شکاف روانی و سیاسی بین مردم و حاکمیت استوار است.
این استراتژی همچنین به دنبال منزوی کردن ایران از محیط عربی خود و شیطانی جلوه دادن آن در رسانهها و به تصویر کشیدن آن به عنوان یک تهدید موجودیتی برای جوامع عربی است.
سازوکارهای فریب و ابزارهای تأثیر نرم
رژیم صهیونیستی در عملیات خود علیه افکار عمومی ایران و عرب زبان از ترکیبی از عملیات روانی (Psychological operations) و دیپلماسی عمومی دیجیتال استفاده میکند.
این سازوکارها در چندین محور خلاصه میشوند:
اول: واحدهای سایبری و عملیات روانی
گزارشهای اطلاعاتی مانند پژوهش مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که واحدهایی مانند «یگان ۸۲۰۰» دیگر تنها به جاسوسی اکتفا نمیکنند، این بخشها مسئول ایجاد هزاران حساب کاربری جعلی (Avatars) هستند که به فارسی با لهجههای محلی (تهرانی، اصفهانی و مشهدی) مسلط هستند تا به نظر برسد که صداهایی از قلب ایران هستند. هدف از این کار، ایجاد ناامیدی، بزرگنمایی بحرانهای داخلی و به تصویر کشیدن نظام به عنوان دشمن رفاه شهروندان است. این موضوع در چندین گزارش روزنامه صهیونیستی هاآرتص در ماه گذشته تأیید شده است.
دوم: اتاقهای تولید محتوای هدفمند
وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی از پلتفرمهای مختلف برای تولید محتوای «تعاملی» مبتنی بر مقایسههای بصری استفاده میکند. در این راستا، نمایش تصاویری از ایران قبل از سال ۱۹۷۹ و مقایسه غلط آنها با وضعیت فعلی تمرکز میشود تا نوستالژی سازی سیاسی و هدفمند در راستای تخریب وجهه ایران انجام شود.
رژیم صهیونیستی در کشورهای عربی تلاش دارد ایران را به عنوان «قدرتی که به دنبال نابودی پایتختهای عربی است» به تصویر میکشد و در این راستا از اختلافات فرقهای و سیاسی میان دو طرف سوءاستفاده میکند.
سوم: دستکاری الگوریتمها و هوش مصنوعی
در طول سال گذشته، فناوری «جعل صدا» توسعه یافته و طبق گزارش مرکز تحقیقات رسانههای دیجیتال، کلیپهای صوتی جعلی از مقامات ایرانی و عرب با هدف ایجاد فتنه بین این کشورها رصد شده است.
صهیونیستها برای تکمیل این طرح، از ترند کردن مفاهیم مورد نظر خود استفاده میکنند تا این توهم را ایجاد کنند که ایده مورد نظر آنها از اجماع بین المللی برخوردار است. این روش بارها برای تخریب وجهه نظامها و جریانهای مختلف عضو محور مقاومت استفاده شده است.
استراتژیهای مقابله و ایجاد مصونیت دیجیتال
مقابله با کمپینهای فریب دیجیتال سازمانیافته نیازمند یک استراتژی جامع است که تنها به واکنش فنی اکتفا نکند، بلکه باید شامل تقویت ساختار روانی و اجتماعی مردم نیز باشد. هدف نهایی پروسه فریب، تنها انتقال اطلاعات غلط نیست، بلکه «از بین بردن مشترکات انسانی و ملی» است. در راستای مقابله با جنگ روانی و تبلیغاتی دشمن راهکارهای زیر توصیه میشود:
الف: از بین بردن پروپاگاندای دشمن:
نخبگان فرهنگی و نهادهای رسانهای نباید تنها به تکذیب خبر اکتفا کنند، بلکه باید توضیح دهند که یک خبر چگونه جعل شده است؟ به عنوان مثال هنگامی که مخاطب بفهمد که حساب الکترونیک که مدعی است «فعال حقوق بشر ایرانی» است، از یک سرور در حیفا واقع در فلسطین اشغالی مدیریت میشود، پروسه فریب کاملاً از بین میرود.
امروزه وبسایتهای تخصصی وجود دارند که در این زمینه کارهای بزرگی انجام میدهند و باید از آنها حمایت شود. همچنین، رسانههای مقاومت باید وبسایتها یا بخشهایی را برای افشای فعالیتهای تبلیغاتی افرادی که از حمایت آمریکا و اسرائیل برخوردارند، ایجاد کنند.
ب- سلاح «اطلاعات متقابل» مستند
مقابله در میدان دیجیتال تنها با قدرت رسانهای یا کمپینهای تبلیغاتی کافی نیست، بلکه نیازمند استراتژی «حمله با سلاح واقعیت» است. این رویکرد به معنای مستندسازی میدانی و واقعی تحولات و انتشار آمار دقیق از تلفات و شکستهای دشمن و همچنین افشای تناقضات آشکار در اظهارات مقامات صهیونیست به زبانهای عربی و فارسی است.
اهمیت این رویکرد در این است که دستگاه فریب دشمن را در موضع دفاعی دائمی قرار میدهد و توانایی آن را در شکل دهی به افکار عمومی محدود میکند.
ج - افزایش آگاهی عمومی دیجیتال
باید به نسلهای جدید آموزش داد که چگونه بین «واقعیت» و «اطلاعات هدایتشده» تمایز قائل شوند. در دنیایی که حسابهای جعلی و کمپینهای تبلیغاتی برای جلب توجه رقابت میکنند، مخاطبان زمانی قدرت بیشتری پیدا میکنند که بپرسند: آیا این منبع قابل اعتماد است؟ حسابی که این اخبار را منتشر میکند چه زمانی ایجاد شده است؟ شک و تردید در محتوای رایج به اولین خط دفاعی در برابر گمراهی تبدیل میشود.
همچنین، بررسی زبان مورد استفاده میتواند ماهیت حساب را آشکار کند؛ حسابهای جعلی اغلب زبانی رسمی و اغراقآمیز دارند.
محدودیت تأثیر «فریب رسانهای» در برابر «حقایق میدانی»
با وجود بودجههای هنگفتی که دشمن برای کمپینهای تأثیرگذاری دیجیتال و جنگ روانی هزینه میکند، این تلاشها با موانع ساختاری عمیقی روبهرو هستند که تأثیر آنها را محدود و گذرا میکند و به ویژه در لحظات تاریخی سرنوشتساز آگاهی جمعی ملتها دوباره شکل میگیرد.
المیادین میافزاید: در داخل ایران، سطح بالایی از هوشمندی نسبت به گفتمانهای خارجی، وجود دارد. به ویژه زمانی که این مطالب از سوی طرفهایی صادر شود که دشمن تاریخی ایرانیها هستند. جامعه ایران، با وجود رنج ناشی از تحریمهای اقتصادی غرب، دارای حس حاکمیتی است که آن را قادر میسازد بین اعتراض به عنوان یک حق داخلی مشروع و تلاش برای سوء استفاده خارجیها از این اعتراضات در پروژههای تجزیه کشور تمایز قائل شود.
مطالعات متعدد و نظرسنجیهای مستقل نشان میدهد که بخش وسیعی از ایرانیان درک میکنند که ابراز همدردی رژیم صهیونیستی و متحدانش با خواستههای آنها، نه از روی دلسوزی واقعی، بلکه با هدف تضعیف کشور و ضربه زدن به انسجام داخلی آن صورت میگیرد. این درک ملی به عنوان نوعی «سپر دیجیتال» عمل میکند که محتوای کمپینهای تحریکآمیز را بیاثر میکند. زیرا شهروند ایرانی از تبدیل شدن به ابزار نبردی که به نفع برنامههای خارجی است و هیچ ارتباطی با منافع واقعی او ندارد، خودداری میکند.
در جامعه عربی نیز روایت سنتی رژیم صهیونیستی در خصوص «تهدید ایران» توانایی خود را در متقاعد کردن افکار عمومی از دست داده و به سرعت در حال فرسایش است. رژیم صهیونیستی طی سالهای متمادی تلاش کرده وجهه ایران را به عنوان «دشمن موجودیتی اعراب» نشان دهد و خود را علاقهمند به صلح با آنها معرفی کند؛ اما تحولات میدانی، بویژه جنگ در غزه، شکاف عمیق در این روایت جعلی را ثابت کرد. این درک زمانی تقویت میشود که شهروندان عرب میبینند که تسلیحات ایران یکی از عناصری است که در زمان ناتوانی رژیمهای رسمی عربی، از غزه و قدس دفاع میکند.
شهروندان عرب میبینند که صهیونیستها در همان حسابهایی که از حقوق بشر در ایران صحبت میکنند، تصاویر کشتارهای روزانه در فلسطین را توجیه میکنند و از عملیات بمباران، گرسنگی و محاصره مردم غزه دفاع میکنند. این تناقض آشکار برای افکار عمومی عرب قابل درک نیست، بلکه حالتی از تمسخر را ایجاد میکند و مانع از تاثیرگذاری کمپینهای تبلیغاتی آنها میشود.
المیادین در پایان تصریح کرد که «حقیقت» میدانی است که تمامی تلاشهای فریبکارانه در آن شکست میخورند. رژیم صهیونیستی با وجود بهره مندی از قدرت تکنولوژیک و در اختیار داشتن قویترین الگوریتمها و سیستمهای رسانهای دیجیتال، نتوانسته است شهروندان عرب را متقاعد کند که با آنها دوست و متحد است.