خبرنگار؛ مرزنورد عشق و جنون
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، سید رضا هاشمی زاده؛ 17مرداد به یاد خون نگار شهید محمود صارمی، روز خبرنگار نام گرفته است. مردان و زنان عاشق، شیدا و کاونده ای که نه از سرجستن شغلی، بلکه در پی ایفای مسئولیتی جامه خبر و خبرنگاری پوشیده اند.
میدان خبر و عرصه روزنامه نگاری، همیشه با خطرها و خطیرها مواجه بوده است و سرهای بریده بسیاری در این ره در صفحات تقویم برزمین افکنده شده است. هرساله تعداد قابل ملاحظه ای خبرنگار در گوشه گوشه جهان، تنها به جرم عمل به مسئولیت و شرافت شغلی شکنجه و كشته می شوند و سر از زندان درمی آورند.
خبرنگاری با ماجراجویی، جویندگی، دلسوختگی و عاشقی همراه و همگن است. خبرنگاران دلداده و سوخته حال، آرام و قرار ندارند و در راه آگاه ساختن و اطلاع دهی به مردم از هیچ کوششی فروگذار نیستند، آنان سر از پانشناخته و مشتاق، ازسینه کش حوادث و رویدادها بالا می روند و از ارتفاعات سخت و صعب ناممکن ها عبور می کنند، سفر آنان به عمق تاریکی ها و شب های هول انگیز تنها برای شعله در انداختن در اسرار خانه هایی است که دور از چشم مردم برای کانون های قدرت و ثروت بناشده است.
خبرنگار راستینی که دل درگرو عشق خبر و آگاهی دارد. درنگ ، سازش و هراس را نمی شناسد . پیکرهای خونین و مثله شده، بدن های مضروب و مجروح و انبوه مرارت ها و مشقت ها، رویاهای سوخته و...بسی انسان دلسپرده و جان پاک در جای جای این کره خاکی، نشان از عهد وثیقی دارد که خبرنگاران ارزشمدار و انسان باور با خدا و خود بسته اند و در این ره پرسنگلاخ، جان را نیز مایه پیمان خویش کرده اند.
امروزه خبر به عنوان عنصر توان بخش روح آزادگی و وارستگی انسانی گوهر قیمت داری است. چه زد و بندها و استعمارگری ها و چپاول منشی ها که با افشاگری و خبر رسانی های مسئولانه برملا نشده و چه مشکلات و گره ها و پیچ و تاب های روزمره و آزاردهنده ای که با حساسیت زایی خبرنگاران رفع و رجوع نشده است.
اهمیت خبر در عصرکنونی دست کمی از اکسیژن تنفسی ندارد، بی خبری زجرآور و ملالت افزاست، انسان امروزی نمی تواند در گذر وزش اخبار و اتفاقات نباشد، زندگی و روزانه هایش با اطلاعات پیوند خورده است و مدام بر انبان دانش و مهارت خویش می افزاید. تقسیم بندی و خط کشی های کشتزارهای خبری نیز از این روست که ذائقه های متفاوت و سلیقه های متنوع را جوابگو باشد.
هنر، ورزش، سیاست و اقتصاد و دهها زیربخش خبری دیگر برخاسته از همان حس ذاتی و ازلی «اطلاع جویی» انسانی می باشد. خبرنگاران به مانند پزشکان به طبابت و مداوای جامعه پیرامونی خود همت کرده اند؛ اگر پزشکان به جنگ دردها و بیماری های جسمی می روند، خبرنگاران با وجدان روحانی و فراجسمی بشر سروکار دارند و چنگ به گرفتاری ها و ناروایی هایی می زنند که پای حرکت مردمان را می آزارد.
واشکافی بحران ها، بازخوانی دردهای اجتماعی، انعکاس گری عقب ماندگی ها، دریدن پوسته از ویژه طلبی ها، عرضه توانمندی ها و ...ساحت ها و حوزه هایی است که هرساعت ده ها خبر و گزارش و... درباره آنها تهیه و انتشارمی یابد.
خبرنگاری شغل به صرفه ، آسوده طلب و پر درآمدی نیست و از این رو چاشنی غنی از عشق، جنون و اشتیاق درونی می جوید؛ البته آنانی که سودای شهرت و نام و نان نیز دارند با قلم به مزدی می توانند از پله های اشتهاربالا خزند و از این نمد کلاه ها بردوزند، چنین افرادی در هر صنف و دسته ایی پیدا می شوند، اما اکثر خبرنگاران بری از این گونه تبانی ها و همسازی های پشت پرده، صادقانه و خالصانه در طریق آگاهی افکار عمومی و خلق محتوایی برای ارتقاي معرفت اجتماعی حرکت می کنند.
در کشور ما خبرنگاران صادقی بوده اند که از ابتدای ورود روزنامه به این سرزمین، بی چشم داشت صله و انعام حکومتیان، جان بر سر پیمان ناب خویش گذاشتند، اما از معبر سبز اخلاق و انصاف خارج نشدند.
نام های ماندگار تاریخ روزنامه نگاری ایران گواه انسان های ارزنده و خودساخته ای است که مجاهد عرصه خبر و اطلاع بودند. از صور اسرافیل و فرخی و عشقی و سید اشرف گیلانی گرفته تا شهدای رسانه در جریان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس.
تجلیل از خبرنگار نه به معنای اهدای چند قلم کالا و چند فقره لوح و اقلامی از این دست به زنان و مردان سخت کوش این حوزه است، بلکه تفسیر این دو حرف است: مروت و مدارا.
خبرنگاران بیش از رسیدگی ها و وعده های مادی و مالی، به شان شناسی و احترام گذاری های جایگاهی نیاز دارند. حرمت و پاس آنان می بایست به آن اندازه ستوده و ستایش شود که در هر کوی و برزن، سازمان و نهاد و دستگاه به دربسته ایی برخورد نکنند.
خط قرمزهای بایسته و ملی را مراجع قانونگذار تعیین کرده اند، محدوده سازی های سلیقه ای برخی مدیران و مسئولان میانی تنها برای گریز از پاسخگویی به پرسش های مردم است که در قلم و خواست خبرنگاران تجلی پیداکرده است.
خبرنگاران مرزنوردان جنون و عشقند، جز شور و شوق موج زننده در درون آتشفشان جان خود، سرمایه دیگری ندارند؛ گرچه تکیه تنها به اشتیاق درونی کارگشا نیست، بلکه خبرنگاران کوشا و راست اندیش آنانی اند که با مطالعه و تدقیق، کندوکاو و جستجوگری، فرهنگ، ادبیات، تاریخ و کشور خود را از هر نظر به نیکی بشناسند و اطلاعات و اندوخته های دانشی خویش را کاملا به روز کنند تا بتوانند در بهره گیری از دخیره گاه معنوی خود، سطح مطلوبی از آمادگی رسانه ای را نمایندگی کنند.
خبرنگار ی دانا و دارنده است كه فراز و نشیب های اجتماعی را با دست و کوله باری پر اندوخته باشد و احساسی، درون تهی و برآشفته به جولانگاه های قضاوت پا ننهد که عاقبت و عافیتی نداشته، و راه به ناکجا آبادمی برد.
آشنایی و انس گیری خبرنگاران با سواد رسانه ای (Media literacy) و جهان پر راز و رمز تولید و گردش اطلاعات و فناوری های نوین رسانه ای، از نخست ترین ضرور تهای «خبرنگاری فعال و روزآمد» است. حرکت به سمت تخصص گرایی در زمینه کشف و پرورش «اخبار»، طعم ویژه و دلپسندی به خبرها می دهد.
اگر مخاطب، سرمایه اصلی رسانه هاست، این خبرنگارانند که می توانند با آفرینش طعام های خبری مطلوب، اشتهای خبرخواهی را در بین مخاطبان به جای هرزروی و بطلان زدگی به سمت تغذیه ایی موثر سوق دهند و از عمیق ترشدن شکاف آگاهی در بین آنان بکاهند.
خبرنگاری هم آمیخته با حس وطن دوستی، آیین ورزی و مردم گرایی است. خبرنگار واقعی، چشم بر منافع و حقوق مردم در گذرگاه های خبری نمی بندد و منفعت جویانه، همه چیز را برای خود نمی خواهد؛ بلکه واژه واژه نوشته ها و اخبارش، چراغ های روشنی اند که رو به جاده های پیش رو، نور افشانی می کنند.
مرز میان خبرنگاران آزاده و درست کار با بندبازان تاجر ماب در شیوه و مشی رفتار حرفه ای و اخلاق عملکردی آنان است. خبرنگار راستین، دلهره و دغدغه مردمان دارد و معامله گران در پی دستیابی به موقعیت های اقتصادی و تجاری برترند.
هرچه هست مخاطبان آگاه، هوشمند و درک دار امروزی خود سره از ناسره جدا می کنند، آنهایی دریادها و قلب ها می مانند که وسعت دید، روشنگری و بیداری را ارمغان مخاطبان خود دارند و کسانی فراموش می شوند که چند صباحی به ناشایستگی ترک تاز چنین عرصه ای بوده اند. یاد و خاطره همه جانباختگان راه شرافت و بزرگی حرفه خبرنگاری بویژه شهدای گرانقدر رسانه ها گرامی باد.