از وضعیت خبرنگاران چه خبر؟!
گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ موندم جملاتمو با چه کلمه ای شروع کنم، هر کسی با یه عینک خاصی به خبرنگارا نظر می کنه؛ یکی با عینک خوشبینی و یکی با عینک بدبینی؛ اونی که با عینک بدبینی به خبرنگار نگاه می کنه، با تخفیفش اونو فضول خطاب می کنه؛ البته نمی خوام واژه تند جاسوس رو به زبون بیارم که دیگه خیلی افراطی میشه.
یکی هم با عینک خوش بینی، به خبرنگاری به عنوان یه حرفه مقدسی که تریبون واقعی مردم و پل ارتباطی مهم است که دغدغه مردم را پیگیری می کنه، مي نگره.
همین طور توی یه تقسیم بندی کلی می تونیم خبرنگارا رو به دو طیف تازه کار و کهنه کار تقسیم کنیم، خوب اونایی که کهنه کارند بدون شک زمانی در کسوت شاگردی و مرحله پختگی بودند و تازه کارا هم وقتی به این وادی قدم می ذارن اوایل یه نوع اضطرابی در خود احساس می کنن، اما کم کم که شعر «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود، رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود» رو صرف می کنه یه حسی بهش می گه که تا کی باید در جا بزنه و باید خودشو بالا بکشه.
شاید هنوز حرف های من مفهوم واقعی رو نرسونده باشه، اما حرف حساب من در مورد اون خبرنگارایي که پس از مدت ها هنوزم به جایگاه واقعی خودشون نرسیدن، خبرنگارایی که هنوزم پس از ساليان سال فعاليت در اين عرصه حقوق دستمزدی (پروژه اي) می گیرند و مظلوم واقع شده اند و شاید از این نوع خبرنگارها کم نباشه.
به نظر می رسه که این خبرنگارهای دستمزدی هستند که خط مقدم خبر رو به عهده دارن و اینها هستند که باید به معنای واقعی تو روز خبرنگار تجلیل بشن؛ البته قصد ندارم به جایگاه کهنه کاران خبری که حق استادی به گردن همه ما دارن خدای ناکرده خدشه ای وارد بشه؛ چرا که اونا هم زمانی قطعاً دوره سخت تازه کاری را گذرانده اند و احترامشان جای خود محفوظ است.
نکته دیگه ای هم که وجود داره اینه که برخی از خبرنگارا هنوزم عنوان تازه کارا را یدک می کشن، در صورتی که به نظر می رسه لباس کهنه کارا رو به تن کردن، ولی کسی حواسش نیست! یعنی پس از چند سال تجربه زحمت تهیه خبرشون در حد یه حرفه ای بوده، اما نتیجه کارشان با برچسب تازه کاری به کام دیگران می رسه به امید آن که بتونن یه پول چندرغازی به دست بیارن!
هر چند هدف فقط پول نیست. گفتم پول... اما حقیقتش هدف یه خبرنگار حرفه ای و علاقه مند فقط پول نیستا، بلکه یه هدف مقدسی پشت این قضیه خوابیده که من به اون می گم بلندگوی مردم بودن و حق واقعی مردم رو دنبال کردن و انشاءالله به نتیجه رسیدن.
با این حال به نظر می رسه با وجود خبرنگاری که به صورت حق الزحمه ای کار می کنه و نمي تونه به خوبی و با آرامش خاطر وضعیت مالی خودشو تأمین کنه، شاید اهداف اصلی و مقدس خبرنگاری دنبال نشه و هر چی شما فکر می کنین شاید اون بشه...!
در هر حال دیگه باید از حرفهام متوجه شده باشید که منظورم چی بوده؟ آره منظورم همون کسایی که در عین تجربه چندین ساله خود هنوز به لحاظ کاری امنیت شغلی برای آینده ندارن و بلاتکلیفند؛ در باطن لباس کهنگی رو پوشیدن، اما در ظاهر لباس تازه کاری به تنشون مونده و دیگه اونقدر بزرگ شدن که دیگه اون لباس براشون تنگ شده.
حرفهامو با یه سوال بی جواب تموم می کنم، به نظر شما حقیقتاً یه خبرنگار حق الزحمه ای که به نظر من دقیقاً توی خط مقدم جبهه خبریه، می تونه با پول چندرغاز یه خبری که ساعت ها براي اون وقت صرف کرده راضی باشه؟