آوارِ ناتوانی بر پیکر یک رویا/ روایت تکان‌دهنده پدر کرجی از شب موشک‌باران مهرویلا+ فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۲۴۲۴
گزارش SNNTV؛

آوارِ ناتوانی بر پیکر یک رویا/ روایت تکان‌دهنده پدر کرجی از شب موشک‌باران مهرویلا+ فیلم

وحید اسلام‌نژاد، تنها بازمانده خانواده‌ای که در حملات اخیر رژیم صهیونیستی به محله مهرویلا کرج هدف قرار گرفت، در روایتی جانکاه از لحظه انفجار و شهادت همسر و فرزند ۷ ساله‌اش می‌گوید.

آوارِ ناتوانی بر پیکر یک رویا/ روایت تکان‌دهنده پدر کرجی از شب موشک‌باران مهرویلا+ فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، عقربه‌ها ساعت ۴ صبح را نشان می‌داد زمانی که وحید برای تدارک سحری از خواب برخاست، نمی‌دانست این آخرین دقایقی است که سقف خانه‌اش پناهگاه امن خانواده اوست.

در پی حملات تروریستی رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی کرج، یک واحد مسکونی در منطقه مهرویلا هدف قرار گرفت که منجر به فروپاشی کامل یک خانواده سه نفره شد.

وحید اسلام‌نژاد، پدر این خانواده، با بدنی رنجور و چشمانت منتظر بر روی تخت ، آن لحظات را اینگونه بازسازی می‌کند: همه چیز آرام بود. پسرم رادوین و همسرم در خواب بودند. گاز را روشن کردم که ناگهان انفجار رخ داد؛ اما صدایی نداشت، فقط ویرانی بود، طبقه سوم ساختمان ناپدید شد و من به طبقه پایین سقوط کردم.

او که پاهایش زیر آوار بتنی گرفتار شده بود، از تلاش‌های بی‌ثمرش برای نجات خانواده می‌گوید: با کمر شکسته سعی کردم بلند شوم فریاد زدم، اما پاهایم یاری نمی‌کردند. فقط به فکر فاطمه و رادوین بودم که زیر سقف‌های فرو ریخته مانده بودند.

عملیات امداد و نجات در حالی به پایان رسید که خبر شهادت فاطمه زلف‌خانی (مادر) و رادوین اسلام‌نژاد (پسر ۷ ساله) قلب‌ها را به درد آورد. شدت تخریب به حدی بود که پیکر رادوین کوچک پس از چندین ساعت جستجو از زیر آوار خارج شد،در این حادثه، همسایه واحد روبرویی نیز به شهادت رسید تا شمار شهدای این ساختمان به ۳ تن برسد.

وحید می‌گوید: یخچال و مبلمان به آن بزرگی پودر شده بودند، انگار اصلاً وجود نداشتند. ماشینمان هم نابود شد؛ اما کاش تمام اموالم ۱۰ برابر می‌رفت ولی آن‌ها زنده می‌ماندند.

زندگی بر روی ویلچردردی فراتر از جراحت

پدر خانواده اکنون با بدنی که یادگار آن شب شوم است، روزگار می‌گذراند. او پس از ۴ عمل جراحی سنگین و ۱۶ روز بستری، با کمر شکسته و تاندون‌های پاره، خانه‌نشین شده است. وحید که اکنون در خانه‌ پدری و بدون هیچ وسیله‌ای زندگی می‌کند، با هزینه‌های کمرشکن درمان و کاردرمانی دست و پنجه نرم می‌کند.

او با صدایی لرزان می‌گوید: تحمل این جراحت‌ها سخت است، اما داغ جگرگوشه‌ام و همسرم دردی است که هیچ درمان و جراحی‌ای ندارد.

این حادثه بار دیگر چهره ضدانسانی حملات به مناطق مسکونی را به تصویر کشید؛ جایی که موشک‌ها نه اهداف نظامی بلکه کانون گرم خانواده‌های بی‌دفاع را نشانه می‌روند.

کد ویدیو
پربازدیدترین آخرین اخبار