به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، فارین افرز نوشت: وقتی دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ به کاخ سفید بازگشت، کشورهای اروپایی در ابتدا مماشات را به عنوان استراتژی ترجیحی خود در قبال آمریکا انتخاب کردند.
در مواجهه با واشنگتنی جنگی که تهدید میکرد چتر امنیتی آمریکا را بردارد، با میانجیگری برای صلحی ناعادلانه در اوکراین به ولادیمیر پوتین پشت کند، بر صادرات آنها تعرفههای تنبیهی وضع کند، و به احزاب راستافراطی کمک کند، رهبران اروپایی خود را قانع کردند که چاپلوسی و خویشتنداری بهترین پاسخ است.
آنها از رویارویی اجتناب کردند، تحقیر را تحمل نمودند، و امیدوار بودند با دادن آنچه ترامپ به اندازه کافی میخواهد، بتوانند ارکان مشارکت فراآتلانتیکی را حفظ کنند.
اما از آغاز سال ۲۰۲۶، زیادهرویهای خود ترامپ به رهبران اروپایی کمک کرده تا بخشی از آن اعتمادبهنفس را بازیابند.
اما تحولات اوایل ۲۰۲۶، از جمله تهدید آمریکا به تصرف گرینلند، کاهش چشمگیر کمک نظامی واشنگتن به اوکراین و پیامدهای بحران انرژی ناشی از تنشهای خاورمیانه، افکار عمومی و رهبران اروپایی را به سمت سیاستی مستقلتر سوق داد.
در واکنش، اتحادیه اروپا تصویب توافق تجاری با آمریکا را متوقف کرد و همزمان توافقهای اقتصادی جدیدی با کشورهایی مانند استرالیا، هند، اندونزی و مرکوسور را سرعت بخشید که مجموعاً صدها میلیارد دلار تجارت و جمعیتی نزدیک به سه میلیارد نفر را در بر میگیرد.
در حوزه امنیتی نیز اروپا رزمایشهای مشترکی در گرینلند برگزار کرده، ابتکارهای نظامی تازهای برای حمایت از اوکراین و حفاظت از مسیرهای کشتیرانی ایجاد کرده و منابع برنامه استقراض مشترک ۱۷۵ میلیارد دلاری را برای تقویت صنایع دفاعی خود به کار گرفته است.