واكاوي و تحليل تحولات اخير سوريه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۰۹۲۴
يادداشت//

واكاوي و تحليل تحولات اخير سوريه

عربستان همراه با آمریکا در حال شکل دادن به مسیر اعتراضاتی در سوریه هستند که بر پایه‌ آن موازنه‌ استراتژیک به سود رژیم صهیونیستی در منطقه تغییر کند، اما رویدادهای جاری در سوریه با رویدادهای مصر، تونس و یمن كاملا متفاوت است.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، مجتبی شجاعی؛ با وقوع بيداري اسلامي درمنطقه و آغاز اعتراضات مردمي عليه نظام هاي ديكتاتوري كه سال ها بر مسند قدرت تكيه زده، و به دليل بي اعتنايي به حقوق شهروندان خود در ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي، ديني و... با انواع بحران ها از جمله بحران مشروعيت مواجه شده بودند و به همين جهت هم دست به دامن قدرت هاي غربي براي حفظ موقعيت متزلزل خويش شده بودند.
 
سياست خارجي كشورهاي جهان بالاخص كشورهاي غربي كه همواره داعيه دموكراسي و رعايت حقوق بشر را دارند، در آزمون جدي قرارگرفت. در آزموني كه توجه و تحقق مطالبات مردم در راستاي آزادي بيان، آزادي ديني و... ازسوي حكام مزدور، هم موقعيت حاكميت ديكتاتور را تضعيف مي كرد و هم منافع كشورهاي غربي را دركشورهاي بحراني به خطر مي انداخت.
 
بنابراين علي رغم اينكه كشورهاي غربي در ابتداي شروع تحولات به دليل خطاي اطلاعاتي و عدم پيش بيني هاي قبلي، دچار سردرگمي شدند، اما امروز تلاش مي كنند تا جایی که مي توانند از گسترش دامنه انقلابات مردمي در ديگر كشورهاي منطقه جلوگيري كنند؛ چرا كه گسترش اعتراضات مردمي و به خطرافتادن موقعيت حكام وابسته در منطقه، روز به روز موقعيت غرب را به خطر انداخته است.
 
در حقيقت منطقه در حال گذار از تحولات بزرگي است. تحولاتي كه از تونس آغاز گرديده، به مصر منتقل شد و پس از آن به كشورهاي ديگر سرايت كرده است.
 
اگر بخواهيم از نگاه كلي به اين تغيير و تحولات منطقه كه در جريان است، نگاه كنيم، مي بينيم كه در هر كشور مسائل با كشور ديگر تفاوت دارد و اين حوادث در هر كشور ويژگي هاي خاص خود را دارد. وضعيت در تونس با آنچه كه در مصر وجود دارد، فرق مي كند و آنچه كه در مصر مي بينيم فرق مي كند با آنچه در يمن، ليبي يا بحرين وجود دارد.
 
ويژگي عمومي و مشتركي كه در تمام منطقه وجود دارد، حجم دخالت هاي آمريكا و غربي ها در امور منطقه است و كوشش هاي اين بلوك در راستاي زير سلطه درآوردن منطقه از لحاظ سياسي و اقتصادي و غيره است.
 
دشمنان جريان مقاومت در خاورميانه خصوصاً آمريكا و رژيم صهيونيستي كه طي ماه هاي اخير ضربات سختي از بيداري اسلامي در اين منطقه خورده اند، براي كاستن از آسيب سخت اين بيداري، به شبيه سازي تحولات، آن هم به طور ناشيانه در سوريه روي آورده اند. لكن هوشياري زايدالوصف مردم سوريه مانع از كاميابي دشمنان خط مقاومت شد.
 
يكي از كشورهايي كه حركت هاي اعتراضي هم در آنجا صورت گرفت و در برخي از شهرهاي آن مخالفان با تجمع در خيابان هاي اصلي شهر، شعارهايي را عليه حاكميت سردادند، سوريه بود. كشوري كه نقش بازيگري او با ديگر كشورهاي درگير انقلابات مردمي درمنطقه متفاوت بوده، و همين تفاوت رفتار سوريه درمنطقه باعث واكنش هاي متفاوت بازيگران موثر بين المللي نسبت به تحولات سوريه شد.
 
واقعیت این است که سوریه با دیگر کشورهای عربی درگیر انقلاب، تفاوت‌هایی دارد. اعتراض در کشورهای دیگر چند وجهی است، برضد نظام دیکتاتوری، ضدائتلاف‌های این نظام‌ها که بیش‌تر با غرب بودند و علیه نقش‌های وابسته‌ای که این نظام‌ها ایفا می‌کردند، این موضوع در تونس، مصر، یمن و بحرین قابل مشاهده است؛ اما در سوریه این اعتراض‌ها چند وجهی نیست؛ یعنی نظام مستقل است و وابسته به قدرت‌های سلطه‌گر نیست و معترضان فقط بدنبال باز کردن ساختار سیاسی موجود هستند.
 
در بسیاری از قیام‌ها عوامل داخلی نقش زیادی دارند و عامل خارجی کم‌رنگ است؛ اما در سوریه عامل خارجی در بحران پر رنگ‌تر بوده است. نقش عربستان با نفوذ سعودی و ارتباطی که از راه دولت اردن با برخی عشایر دارد و پولی که به آن‌ها تزریق می‌کند از جمله عوامل خارجی است.
 
عربستان همراه با آمریکا در حال شکل دادن به مسیر اعتراضاتی در سوریه هستند که بر پایه‌ آن موازنه‌ استراتژیک به سود رژیم صهیونیستی در منطقه تغییر کند. رویدادهای جاری در سوریه کاملاً با رویدادهایی که در مصر و تونس و هم‌چنین یمن در حال وقوع است متفاوت می‌باشد؛ زیرا تحولات در مصر و تونس در منطقه‌ی جغرافیایی گسترده و دارای مشارکت فراگیر به وقوع پیوسته، اما رویدادهای سوریه افزون بر آن‌که در مناطقی محدود و مشارکتی محدود اتفاق افتاده، بیانگر انگیزه‌های سیاسی گروه‌های خرده پای طایفه‌ای و دینی بوده است.
 
بايد گفت تحولات سوريه ماهيتا با تحولات ساير كشورهاي منطقه تفاوت دارد و مويد آن هم مي تواند بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان و اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پيامبر اكرم(ص) باشد كه ايشان ماهيت حوادث سوريه را با حوادث ديگر كشورهاي منطقه متفاوت دانستند و اظهار داشتند:«آمريكايي ها با تلاش براي شبيه سازي حوادث مصر، تونس، يمن و ليبي در سوريه سعي مي كنند اين كشور را كه در خط مقاومت قرار دارد، دچار مشكل كنند؛ اما ماهيت حوادث سوريه با ماهيت حوادث ديگر كشورهاي منطقه متفاوت است.»
 
از سويي نيز بسیاری از طوایف سوری از جمله بخش عظیمی از شهروندان اهل تسنن، مسیحی‌ها و دروزی‌ها از مشارکت در این رویدادها امتناع کردند. در مجموع باید گفت تعمیم جنبش‌های عربی به سوریه با توجه به ویژگی‌های خاص این کشور چندان منطقی و عملی نیست.
 
سوريه پايگاه اصلي در مبارزه با استكبار را تشكيل مي دهد و روابط نيرومندي كه سوريه با ايران دارد؛ در ارتباط با مخالفت با سلطه گري و دخالت هاي خارجي و پايبندي به منافع و تصميم گيري هاي ملي مستقل و حمايت از گروه هاي مقاومت در لبنان و فلسطين و محكوم دانستن اشغالگري و سياست هاي تجاوزكارانه در فلسطين، لبنان و عراق، بر پايه هاي خيلي روشن استوار است.
 
بنابراين روابط (ايران و سوريه) که بر پايه هاي قوي استوار گرديده است؛ روابطي است كه نقش خود را در پيروزي مقاومت در تجاوز اسرائيل در سال 2006 در لبنان و تحكيم پايداري غزه در سال 2009 در برابر تجاوز رژيم صهيونيستي و در ناكام گذاشتن تعداد زيادي از نقشه هاي اسرائيل در منطقه نشان داد.
 
بنابراين كينه اي كه عليه ايران و سوريه و گروه هاي مقاومت دارند؛ كينه خيلي بزرگي است. آنها هميشه در صدد ضربه زدن به محور مقاومت هستند؛ اما مسئله اي كه به عنوان يك گره كور دست آمريكا را براي نقش آفريني موثر در منطقه بسته، قرار گرفتن رژيم صهيونيستي در كنار كانون هاي بحران خاورميانه بوده است.
 
آمريكا به عنوان حافظ و ضامن موجوديت و منافع رژيم صهيونيستي در قبال تحولات اخير طيف وسيعي از تناقض، انفعال، تندروي، كندروي و ... در سياست منطقه اي خود به نمايش گذاشته است. تحولات اخير سوريه را مي توان نوعي بستر جديد براي بررسي ميزان همسويي و ناهمسويي منافع واشنگتن و تل آويو در نظرگرفت. پس از گسترش ناآرامي ها در سوريه و در شرايطي كه برخي تحليلگران از تسري اعتراضات دموكراسي خواهي و تجديدنظرطلبي منطقه به سوريه سخن به ميان آوردند؛ اين رويدادها كه در نگاه نخست براي صهيونيست ها يعني دشمنان سنتي سوريه مطلوب به نظر مي رسيد، در ادامه تا حد زيادي برانگيخته شدن نگراني در نزد مقامات رژيم صهيونيستي را بدنبال داشت.
 
سياست هاي آمريكا درخصوص تحولات سوريه بر خلاف كشوري چون ليبي بيشتر داراي جنبه هاي اعلاني بوده، و اعمال تحريم هاي اخير عليه مقامات ارشد سوري، اوج كنشگري واشنگتن پيرامون موضوع اعتراضات مخالفان در سوريه است.
 
اين مسئله نشان مي دهد كه پيچيدگي معادلات موجود در تحولات سوريه، كاخ سفيد را به فاز سياست هاي نامطمئن و به نوعي انفعال كشانده است. در سوريه البته برخي اصلاحات چون اعلام پايان حالت فوق العاده ، آزادي زندانيان سياسي، تثبيت قانون احزاب و آغاز گفتمان ملي گام‌هاي مهمي بوده؛ كه مي‌تواند نقطه پاياني بر حوادث سوريه باشد.
 
از سوی دیگر پروژه ناامن سازی سوریه و اعمال فشارهای داخلی و بین المللی علیه این کشور بدون توجه به پیشرفت های صورت گرفته در خصوص اصلاحات سیاسی همچنان در دستور طراحان و مجریان این پروژه قرار دارد؛ اما آنچه در این میان جالب توجه است اینکه این اقدامات و مانع تراشی ها برخلاف ماه های گذشته با پیشرفت و موفقیت همراه نبوده، و نمودی از این شکست و ناکامی را می توان در نشست اخیر شورای امنیت مشاهده کرد.
 
در این نشست کشورهای غربی از جمله امریکا ، فرانسه ، انگلیس و آلمان علیرغم تلاش های زیاد نتوانستند پیش نویس قطعنامه پیشنهادی خود را در خصوص اینکه بررسی ماهانه تحولات سوریه در دستور کار این شورا باشد، به تصویب برسانند.
 
علاوه بر روسیه و چین، کشورهای مانند افریقای جنوبی، هن، برزیل و لبنان نیز با کشورهای غربی همراه و همگام نشدند. در نتیجه نشست شورای امنیت به صدور یک بیانیه غیر الزامی بسنده کرد و با وجود اینکه معمولا یک چنین بیانیه هایی با اتفاق آراء همراه بود، اما لبنان نیز با توجه به روابط و ملاحظات خاص و پیچیده ای که با سوریه در این بخش نیز همراه نشد، بنابراين بیانیه غیر الزامی شورای امنیت بدون اتفاق ارا به تصویب رسید.
 
با این حال منابع رسانه ای غربی برای پوشاندن شکست ها و ناکامی های خود کوشیدند به این بیانیه شاخ و برگ بدهند و بیش از حد به آن همیت بخشند. از سويي از آغاز توطئه پيچيده عليه حكومت سوريه، كشور تركيه با شيبي ملايم و لحني آرام مقابل اين كشور قرار گرفت و به موازات شدت گرفتن تخريب و كشتار در سوريه، لحن مقامات تركيه عليه سوريه شديدتر شد تا آنجا كه علناً در مقابل سوري ها قرار گرفتند و نشان دادند؛ كه در اين مسئله در جبهه آمريكا هستند.
 
اين در حالي بود كه مقامات تركيه در برخورد با تحولات منطقه دچار دوگانگي بدون توجيه و سوال برانگيز شده بودند. حكومت سوريه در حال حل و فصل مشكلات است و چنانچه دخالت هاي خارجي قطع شود حكومت قادر است وضعيت را به حالت عادي برگرداند و چنانچه تركيه واقع بينانه تر به موضوع نگاه كند؛ جانب حكومت سوريه را مي گيرد.
 
تعامل ايران و تركيه از اين زاويه مي تواند نتايج رضايت بخشي را بدنبال داشته باشد؛ تا آنجا كه قادر است جغرافياي گسترده اي را در منطقه تحت پوشش قرار دهد و آنقدر به پيش رود كه آمال تركيه از اين طريق تحقق پيدا كند.
 
چنانچه مقامات تركيه بر ادامه مسير فعلي كه منجر به تنش هاي بيشتر و واگرايي مي شود اصرار ورزند تا آنجا كه ايران ناچار شود ميان تركيه و سوريه يكي را انتخاب كند؛ منطق منافع راهبردي و شناخت ايدئولوژيك، ايران را به سوي انتخاب سوريه سوق خواهد داد. چه خوب است مقامات تركيه اين ضرورت ايراني را درك كنند و با پيش گرفتن رفتاري هوشمندانه و آينده نگرانه مانع از رسيدن ايران به نقطه ناگزير شوند.
 
تلاش غرب در اینجا بر تضعیف تدریجی نظام دمشق، کنار رفتن اسد و جایگزینی جریان های وابسته به غرب و معارض با مقاومت خلاصه می شود. با توجه به موقعیت استراتژیک سوریه در منطقه آمریکا و غرب به سادگی از خواسته خود در جهت تغییر رژیم دمشق صرف نظر نخواهد کرد و گذشته از اینکه تحولات اخیر در چه ساحلی آرام بگیرد همچنان به این تلاش هاي عمدتا بيهوده ادامه می دهند.
پربازدیدترین آخرین اخبار