درس‌های غدیری رهبر شهید (۳) | چرا غدیر «عیدالله‌الاکبر» است؟ + فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۱۱۸۶

درس‌های غدیری رهبر شهید (۳) | چرا غدیر «عیدالله‌الاکبر» است؟ + فیلم

واقعه‌ی عظیم غدیر خم و معرفی امیرالمؤمنین (ع) به عنوان ولیّ امر امت اسلامی، رونمایی از دکترین حکمرانی اسلام و تبیینِ «قاعده و ضابطه‌ی قدرت» است. این واقعه‌ی منحصربه‌فرد، علاوه بر آنکه به نص صریح قرآن مایه یأس کفار و شرط کمال دین گردید، به عنوان ستون فقراتِ احکام الهی، مدل مدیریت پادشاهی، اشرافی و شخصی را برای همیشه در جامعه‌ی اسلامی ابطال کرد.
درس‌های غدیری رهبر شهید (۳) | چرا غدیر «عیدالله‌الاکبر» است؟ + فیلم

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، شناخت عمقِ تمدنی و سیاسیِ ماجرای غدیر، نیازمند عبور از نگاه‌های سطحی و راه یافتن به مغزِ این حادثه‌ی سرنوشت‌ساز است. اهمیت این روز تا آنجاست که لحن خطابات الهی در مواجهه با آن تغییر می‌کند؛ لحنی که عدم ابلاغ این پیام را برابر با نابودی مجاهدت‌های ۲۳ ساله‌ی نبوت قلمداد می‌کند. در سومین بخش از سلسله گزارش‌های «درس‌های غدیری»، با اتکا به خطوط فکری و بیانات ارزشمدار رهبر شهید، به بررسی ابعاد و درس‌های راهبردی این روز بزرگ می‌پردازیم؛ روزی که به حق «عیدالله‌الاکبر» نام گرفته و نه فقط معرفی یک شخص، بلکه پایه‌گذاری هندسه‌ی قدرت در اسلام است.

کد ویدیو



درس اول: ولایت؛ جایگاه برتر و تضمین‌کننده‌ی همه‌ی احکام الهی



اولین درس راهبردی غدیر، فهم جایگاهِ بی‌بدیلِ ولایت در کل ساختار دین است. ولایت یک حکم فرعی در کنار سایر احکام نیست، بلکه شالوده، ستون فقرات و نگه‌دارنده‌ی تمامیتِ اسلام است. در همین رابطه، در بیاناتِ تاریخ ۱۳۹۹/۰۵/۱۰ آمده است:

«دهه‌ی دوّم ذی‌حجّه، دهه‌ی ولایت است و مسئله‌ی غدیر که در روایت هست که «ما نودیَ اَحَدٌ بِشَیءٍ مِثلُ ما نودیَ بِوِلایة»؛ از همه‌ی احکام الهی، این ولایت جایگاه برتری دارد، چون تأمین‌کننده و تضمین‌کننده‌ی همه‌ی احکام الهی است که خب ماجرای غدیر و آن داستان بسیار مهم [بیانگر آن است].»



درس دوم: غدیر؛ منّت بزرگ الهی و عامل یأس و ناامیدی راهبردی دشمنان



نصبِ جانشین پیامبر (ص) تنها یک تصمیم تشکیلاتی نبود، بلکه نعمتی هم‌وزن با اصلِ نبوت و رسالت است که موازنه‌ی قوا را به نفع جبهه حق تغییر داد و کفار را به زانو درآورد. در بیانات تاریخ ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ این حقیقت این‌گونه تشریح شده است:

«حقیقتاً غدیر و معرّفی امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) به‌عنوان ولیّ امر امّت اسلامی و جانشین پیغمبر، یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال بود؛ یعنی همچنان که خود اصل نبوّت و رسالت, منّت الهی و نعمت بزرگ الهی است که «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم»، در مورد ولایت امیرالمؤمنین هم حقیقتاً یک نعمت بزرگ و یک منّت بزرگی بود: «خَلَقَکُمُ‌ اللهُ‌ اَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ حَتّى مَنَّ اللهُ عَلَینا بِکُم فَجَعَلَکُم فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع‌» تا آخر؛ حقیقتاً نعمت بزرگی است. خب ولایت امیرالمؤمنین و مسئله‌ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره‌ی مائده- مایه‌ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛ آن روزی که مسئله‌ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه‌ی یأس کّفار است.»



درس سوم: غدیر به مثابه وضع «قاعده و ضابطه» و ابطال الگوی سلطنت و زر و زور



اساسی‌ترین بعدِ غدیر، تأسیس یک الگو و فرمول همیشگی برای اداره‌ی جوامع انسانی و نفی تمام مدل‌های قدرت‌مداریِ طاغوتی، اشرافی، شخصی و امتیازخواهی است. این درس بنیادین در بخش اول بیانات تفصیلیِ تاریخ ۱۳۹۵/۰۶/۳۰ به روشنی تبیین شده است:

«اینکه در بعضی از تعبیرات گفته شده است که عید غدیر عیدالله‌الاکبر و از همه‌ی اعیاد بالاتر است، علّت این و وجه این چیست؟ خب، در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئله‌ی غدیر به مسئله‌ی دیگری قابل تطبیق نیست. همین آیه‌ی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً» که در اوایل سوره‌ی مائده است، با غیر مسئله‌ای در وزن و اهمّیّت و اندازه‌ی مسئله‌ی غدیر، قابل تطبیق نیست؛ فقط یک‌چنین مسئله‌ای است که میتواند تعبیر «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم» درباره‌یاش بیاید. آن‌کسانی که در مضمون این آیات خدشه کرده‌اند، حرفهایی میزنند، مطالبی گفته‌اند، مخالفین و کسانی که قضیّه‌ی غدیر را قبول ندارند این آیه را به نحوی تأویل کرده‌اند لکن این بخش از آیه قابل تأویل نیست.

امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ آن احکامی که در این آیه، در اوّل سوره‌ی مائده، قبل و بعد از این فِقره آمده است، مگر چقدر اهمّیّت دارد؟ این تعبیر درباره‌ی نماز نیامده است، درباره‌ی زکات نیامده است، درباره‌ی جهاد نیامده است؛ درباره‌ی هیچ یک از احکام فرعی الهی نیامده است که «اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»؛ پس این یک قضیّه‌ی دیگری است؛ غیر از این احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟ قضیّه‌ی رهبری جامعه‌ی اسلامی؛ قضیّه‌ی نظام حکومت و امامت در جامعه‌ی اسلامی. بله، ممکن است تخلّف کنند -کما اینکه کردند؛ چند قرن بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس و امثال اینها با نام امامت و خلافت و مانند اینها، پادشاهی کردند؛ سلطنت کردند-

[امّا] این لطمه‌ای نمیزند به فلسفه‌ی غدیر. ماجرای تعیین غدیر، ماجرای تعیین ضابطه است، تعیین قاعده است. یک قاعده‌ای در اسلام درست شد؛ پیغمبر اکرم در ماه‌های آخر عمر، این قاعده را وضع کرد؛ آن قاعده چیست؟ قاعده‌ی امامت؛ قاعده‌ی ولایت. جوامع بشری از دیرباز حکومت داشتند؛ بشر انواع و اقسام حکومتها را تجربه کرده است؛ اسلام این حکومتها را، این نوع قدرتمندی‌ها و قدرت‌مداری‌ها را قبول ندارد؛ امامت را قبول دارد. این قاعده‌ی اسلام است؛ غدیر این را بیان میکند. .... قاعده‌ی حکومت و اقتدار و قدرت‌مداری در جامعه‌ی اسلامی، با غدیر معیّن شد و پایه‌گذاری شد؛ اهمّیّت غدیر این است. اهمّیّت غدیر فقط این نیست که امیرالمؤمنین را معیّن کردند؛ این هم مهم است امّا از این مهم‌تر این است که ضابطه را معیّن کردند، قاعده را معیّن کردند؛ معلوم شد که در جامعه‌ی اسلامی، حکومت سلطنتی معنا ندارد، حکومت شخصی معنا ندارد، حکومت زَر و زور معنا ندارد، حکومت اشرافی معنا ندارد، حکومت تکبّر بر مردم معنا ندارد، حکومت امتیازخواهی و زیاده‌خواهی و برای خود جمع کردن و افزودن معنا ندارد، حکومت شهوت‌رانی معنا ندارد؛ معلوم شد که در اسلام این‌جوری است. این قاعده در غدیر وضع شد.

وقتی این قاعده وضع شد، آن‌وقت «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»؛ دیگر دشمنها از اینکه بتوانند مسیر این دین را تغییر بدهند مأیوس میشوند؛ چون مسیر دین آن‌وقتی تغییر پیدا میکند که آن نقطه‌ی اصلی، آن هسته‌ی اصلی تغییر پیدا کند؛ یعنی هسته‌ی قدرت، هسته‌ی مدیریّت، هسته‌ی ریاست؛ اگر تغییر پیدا کند، همه‌چیز تغییر میکند؛ بله، در واقعیّت عملی، تغییراتی به وجود می‌آیید و افرادی از قبیل خلفای بنی‌امیّه و بنی‌عباس سرِ کار می‌آیند به‌عنوان اسلام، حجّاج‌بن‌یوسف هم [سرِ کار] می‌آید، امّا اینها دیگر ضابطه را نمیتوانند به هم بزنند.»



درس چهارم: راز هم‌وزنیِ ابلاغ امامت با کلّ رسالت ۲۳ ساله در آیه‌ی تبلیغ

 

بخش دیگری از درس‌های غدیر، تحلیل لحن قاطعانه‌ی خداوند در آیه‌ی تبلیغ است؛ تفسیری عمیق بر این واقعیت که چرا عدم معرفیِ امامت و مدیریت جامعه، معادلِ با ضایع شدن و عدم ابلاغ کل زحمات و مجاهدت‌های نبوت شمرده شده است. ادامه‌ی بیانات تاریخ ۱۳۹۵/۰۶/۳۰ به این شرح است:
«خب، وقتی غدیر این‌قدر اهمّیّت دارد، آن‌وقت آن آیه‌ی شریفه‌ی دیگر که «یاَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ مآ اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه»، معنایش روشن میشود. [میفرماید] اگر این حکم را ابلاغ نکنی، اصلاً رسالتت را انجام نداده‌ای. پیغمبر ۲۳ سال است دارد مجاهدت میکند -آن مجاهدات مکّه، آن مجاهدات مدینه، آن جنگها، آن فداکاری‌ها، آن گذشتها، آن سختگیری‌های بر خود، آن هدایت عظیم بشری که آن بزرگوار انجام داده است، اینها همه در این مدّت انجام گرفته- این چه حادثه‌ای و چه عارضه‌ای است که اگر نباشد، همه‌ی اینها [گویی‌] نیست «وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه»، این نمیتواند چند حکم فرعی باشد؛ این یک چیزی فراتر از اینها است؛ آن چیست؟ امامت است. اوّل‌امام کیست؟ خود پیغمبر. امام صادق (علیه‌السّلام) در منا فرمود: اِنَّ رَسولَ اللهِ کانَ هُوَ الاِمام؛ پیغمبر، امام اوّل است؛ «ثُمَّ مِن بَعدِهِ عَلیِّ‌بنِ‌اَبی‌طالِب» و بعد بقیّه‌ی ائمّه.»



درس پنجم: انطباق قهری و عقلانیِ ارزش‌های قرآنی بر مدل امامت علی (ع)



آخرین درس از این مجموعه‌ی ارزشمدار، فراخوان و دعوت جهانی و عقلانی از همه‌ی اندیشمندان، روشنفکران و متفکران جهان اسلام برای داوری بر اساس ضوابط قرآن است؛ چرا که خروجیِ سنجش ارزش‌های قرآنی در ساحتِ اداره‌ی جامعه، پاسخی عقلانی جز الگو و شخصیتِ امیرالمؤمنین (ع) نخواهد داشت. پایانی بیانات به این شرح است:

«امروز اگر کسانی در دنیای اسلام؛ آنهایی که با معارف اسلامی آشنا هستند مراجعه کنند به قرآن، مراجعه کنند به ضوابطی که در قرآن برای بندگی حق و زندگی و جهت‌گیری بندگان حق -یعنی ملّتها- در قرآن معیّن شده است، امکان ندارد به نتیجه‌ای برسند جز نتیجه‌ی امامت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و آنچه دنباله‌ی او است. این ادّعای ما است و میتوانیم این ادّعا را کاملاً ثابت کنیم. هرکسی در دنیای اسلام، روشنفکران، متفکّرین، صاحبان عقیده، کسانی که از اوّل با یک عقیده‌ی دیگری بار آمده‌اند، اگر قرآن را و ارزشهای قرآنی و ضوابط قرآنی را برای زندگی جوامع بشری ملاک قرار بدهند، به هیچ نتیجه‌ای نمیرسند جز اینکه کسی مثل علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السّلام) بایستی بر جوامع اسلامی حکومت بکند؛ یعنی راه، این است؛ راه، امامت است. این مربوط به غدیر.»

پربازدیدترین آخرین اخبار