یوم الله ۱۵ خرداد؛ روایت قیامی که از دل یک سخنرانی متولد شد
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ گاه یک روز، بار یک قرن تاریخ را به دوش میکشد. پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ از همین روزهاست. هرچند بیش از شش دهه از آن رویداد میگذرد، اما هنوز نمیتوان آن را تنها در ردیف «وقایع تاریخی» بایگانی کرد.
این روز نقطه عطفی بود که معادلات سیاسی ایران را برای همیشه تغییر داد و مسیر تازهای پیش پای مبارزه اجتماعی-مذهبی این کشور گذاشت. برای درک این برهه سرنوشتساز، باید از حباب تحلیلهای رسمی بیرون آمد و پرسید؛ چه عواملی یک اعتراض صنفی-حوزوی را به یک قیام ملی تبدیل کرد و چرا گلولههای آن روز، هرگز نتوانستند شعلههای جنبش را خاموش کنند؟
اصلاحاتی که تحمیل شد
بستر وقوع قیام ۱۵ خرداد را باید در پروژه «انقلاب سفید» محمدرضا شاه پهلوی جستوجو کرد. در اوایل دهه ۱۳۴۰، شاه که خود را در اوج قدرت میپنداشت، مجموعهای از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را با چاشنی یک رفراندوم فرمایشی به مردم عرضه کرد.
اصلاحات ارضی، ملی کردن جنگلها و اعطای حق رأی به زنان، ظاهراً مدرن و مترقی بودند، اما روش اجرا نشان میداد که دربارپهلوی بیش از آنکه به دنبال توسعه متوازن باشد، در پی حذف رقبای سنتی خود یعنی مالکان بزرگ و نهاد روحانیت است. وقتی مراجع تقلید، رفراندوم ۶ بهمن ۱۳۴۱ را تحریم کردند، عملاً شکاف میان حاکمیت و بخش متنفذ جامعه به نقطه عطف خود رسید.
هجوم کماندوهای پهلوی به فیضیه
فروردین ۱۳۴۲ بود که کماندوهای رژیم به مدرسه فیضیه قم یورش بردند و جمعی از طلاب بیسلاح را به خاک و خون کشیدند. این حمله، شاید در محاسبات امنیتی ساواک یک هشدار ساده به روحانیت معترض بود، اما در عمل به منزله ریختن نفت بر آتش خشم عمومی عمل کرد.
از این تاریخ به بعد، میدان اعتراض از نامهنگاری و بیانیه فراتر رفت و به کف خیابان کشیده شد. فیضیه، زخمی بر پیکر حوزه علمیه بود که دیگر التیام نیافت و هر سخنرانی، هر مجلس ختم و هر اعلامیهای، عمق این زخم را بیشتر آشکار میکرد.
نصیحت عصر عاشورا
محرک نهایی واقعه، خطبه تاریخی حضرت امام خمینی در عصر عاشورای ۱۳ خرداد بود. در آن روز، او به صراحتی بیسابقه، شاه را مخاطب قرار داد و گفت: «آقا، من نصیحت میکنم، دست از این کارها بردار... تو را به ملت ایران چه کار؟»
این کلمات، از جنس پند و اندرزهای پیشین نبود؛ یک اعلان جنگ سیاسی تمامعیار بود. تشبیه رژیم پهلوی به حکومت یزید، خط بطلانی کشید بر هرگونه امکان مصالحه.
از همین روی نوار این سخنرانی با سرعتی حیرتانگیز در شهرها پیچید و بازار تهران را به تعطیلی کشاند. رژیمی که تا دیروز خود را یکهتاز میدان میدید، ناگهان با موجی از خشم سازماننیافته، اما عمیقاً ریشهدار روبهرو شد.
واکنش طاغوت به نصیحت امام؛ دستگیری و بازداشت
واکنش رژیم پهلوی، سحرگاه ۱۵ خرداد رخ داد. مأموران امنیتی، حضرت امام را در قم دستگیر و به زندانی در تهران منتقل کردند.
تصور حاکمیت این بود که با حذف چهره اصلی، غائله خاتمه مییابد. اما نتیجه درست عکس شد. به محض انتشار خبر، مردم در قم، تهران، ورامین و چند شهر دیگر به خیابانها ریختند.
تظاهرکنندگان، عمدتاً از مردم عادی و بازاریانی بودند که شاید پیچیدگیهای اصلاحات ارضی را نمیدانستند، اما دستگیری مرجع تقلیدشان را به مثابه یک اهانت بزرگ به حیثیت جمعی خود تلقی میکردند و این حرکت دیگر یک تجمع اعتراضی نبود؛ یک خیزش تمامعیار مردمی بود.
ورامین و تراژدی پل باقرآباد؛ روایتی از ایمان و گلوله
تلخترین و گویاترین صحنه این قیام، در پل باقرآباد ورامین رقم خورد. کشاورزان و روستاییانی که با دستهای خالی و سینههای ستبر راهی تهران شده بودند تا برای آزادی رهبرشان فریاد بزنند، در میانه راه با تانکها و نیروهای مسلح رژیم محاصره شدند.
آنچه رخ داد، یک درگیری نبود؛ یک تراژدی انسانی بود. تانکهای شرمن، بیرحم و بیتوقف، جمعیت بیدفاع را درو کردند ؛ به رغم کنکاش و کاوشی که تا کنون انجام شده است، آمار دقیق و درستی از شهیدان و مجروحان قیام ۱۵ خرداد به دست نیامده و به نظر میرسد که در اسناد و گزارشهای پشت پرده ساواک نیز اسامی کامل آنان هرگز به ثبت نرسیده است اما طبق یک کمیسیون تحقیق، تعداد کشتهها را ۸۶ نفر و زخمیها را ۱۹۳ نفر اعلام کرد.
اما پل باقرآباد ورامین از آن روز بدل به نماد مظلومیت یک قیام و قساوت رژیم پهلوی شد وخونهای شهدای آن قیام عاشورایی به عمق تاریخ نفوذ کردند.
میراث بازمانده؛ چگونه یک سرکوب به یک قیام بدل شد؟
از همین روی قیام ۱۵ خرداد به سه تحول بنیادین در شکل گیری حکومت اسلامی دامن زد نخست، تبدیل حضرت امام خمینی از یک مرجع تقلید به رهبر کاریزماتیک یک قیام همچنین تبعید ایشان به ترکیه و سپس نجف، به جای حذف، به اسطورهسازی کمک کرد.
از سوی دیگر گسست کامل میان نهاد روحانیت و سلطنت پهلوی دیگر بازگشتی به سیاست «نصیحتالملوک» ممکن نبود و شالوده فکری «حکومت اسلامی» به عنوان آلترناتیو جدی نظم موجود مطرح شد.
همچنین تولد یک حافظه جمعی مقاومتمحور که از نوارهای کاست گرفته تا مراسم چهلم شهدا، شبکهای از مبارزه فرهنگی را در سراسر کشور بسط و شتاب بخشید .
در مجموع رژیم پهلوی در آن روز به لحاظ نظامی شاید پیروز شد، ولی همان پیروزی خونین، بزرگترین شکست سیاسیاش را رقم زد. شکستی که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ باعث شد حکومت اسلامی جایگزین یک رژیم طاغوتی وابسته به امپریالیسم شد و تا امروز ودر جنگ رمضان شاهد اثرات و برکات آن قیام تاریخی هستیم که حاصل آن شکست مفتضحانه امریکا در مواجهه با ملت ایران شده است .