کد خبر:۱۴۱۳۵۵
تست حساسيت جامعه؛ سناريوي خاتوني جريان انحرافي
مهمترين هدف انتشار ويژهنامه خاتون تست حساسيت جامعه نسبت به طرح آن است كه در صورت مطلوب بودن نتيجه، پردههاي ديگر سناريوي اين جريان در جهت استحاله و تخليه كردن روح جمعي جامعه از ارزشها، به منصه اجرا در خواهد آمد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، محمد اصغري مرجانلو؛ واكاوي لايه هاي گوناگون و اغلب پنهان جريان انحرافي كه اين روزها كمتر سايت وبلاگ و يا روزنامه اي مي توان پيدا كرد كه مطالبي در مورد آن نداشته باشد برخلاف نظر برخي ها كه آن را جرياني رو به زوال مي پندارند نيازمند بررسي هاي كارشناسانه و متخصصانه بوده، و به نظر مي رسد عمق و گسترش نفوذ و نقشه راه آنان براي ادامه حيات و يارگيري خيلي بيشتر از آن باشد كه در ظاهر مي نمايد.
اينكه استارت كار اين جريان چه زماني زده شده به هيچ عنوان بحث محوري و اصلي نبوده، بلكه نوع و جنس عمل آن كه رنگ و بويي بسيار خطرناك دارد، موضوعي اساسي تر است و دقت نظر و عمل متوليان مقابله با آن را به اين سمت طلب مي كند.
البته نفوذ اين جريان در لايه هاي قدرت و مخصوصا اشغال جايگاه هاي حقوقي و بعضا حساس توسط آنان مخصوصا در بدنه قوه اجرايي كشور ابهامات بسياري را در خصوص هدف غايي فعاليت هاي اين جريان در ذهن متبادر مي سازد؛ چرا كه در نگاه اول و ظاهر بين دستيابي به قدرت سياسي اولين و محتمل ترين گزينه براي اين اعمال مطرح مي شود يا با انتشار اخبار ضد و نقيض در مورد فعاليت هاي اقتصادي و نفوذ آن در اين زمينه شائبه تلاش براي بدست گيري قدرت اقتصادي كشور كه البته همين امر نيز لاجرم در پايان منجر به افزايش نفوذ سياسي خواهد شد را تقويت مي كند.
اما با كمي دقت در فعاليت هاي ديگر اين جريان كه البته به صورت كاملا زيركانه و موذيانه اي در ميان انبوه مسائل ساختگي ديگر و به صورت شبكه هاي و پراكنده و نه متمركز و مهمتر از همه از سوي افراد گوناگون و بعضا و شايد اغلب ناشناخته و يا كمتر شناخته تر بيان مي شود نتيجه اي بس مورد تامل بدست مي دهد.
حساسيت مسئله زماني آشكار تر مي شود كه متوجه شوي بر خلاف جريان هاي حاكم در دوران سازندگي يعني جريان ليبراليسم اقتصادي و يا در دوران اصلاحات يعني جريان ليبراليسم فرهنگي كه بيشتر در حوزه ظواهر امور در جامعه وارد مي شدند.
البته ريشه هاي همين جريان اخير نيز در آن سال ها بسته شده است، نوك پيكان اين جريان به سمت دين و البته نه ظواهر آن كه ريشه هاي اساسي آن و زير ساخت هاي باورهاي ديني مردم بوده، و قصد تزلزل و فروريختن آن را در سر مي پروراند.
در راستاي تشريح ساز و كار فعاليت اين جريان مسئله اي كه البته تاكنون نسبت به آن كم توجهي و شايد بي توجهي شده، سعي در شناخت افرادي است كه با اين جريان همفكر و هم نوا بوده، و با پوشش هاي متفاوت شخصيت اجتماعي در جهت نيل به اهداف اين جريان قدم بر مي دارند و اما در اين راستا اولويت دادن به بررسي و تدقيق در فعاليت هاي اخراجي هاي دولت خالي از لطف نيست.
همگي بر اين مسئله واقفيم كه واكنش طبيعي درمقابل كنارگذاشته شدن و حذف فردي از يك جايگاه مخصوصا اگر در يك زمان حساس از لحاظ وضعيت اجتماعي صورت گيرد حتي از لحاظ روانشناسانه اقبال حداقل گروهي از مردم نسبت به او و اهميت يافتن بعضا اغراق آميز و سرطاني نظريات به آرا در ميان اقشاري از مردم را در پي دارد.
حال اگر كمي دقت كنيم با اولين زمزمه هايي كه در باره جريان انحرافي و نفوذ آن در ساختار دولت كريمه به گوش رسيد به مرور افرادي از بدنه دولت بعضا به شكل هاي غير عرضي كنار گذاشته شده، و در واقع به شكلي در جهت شخصيت سازي بادكنكي و كاذي از آن اقدام شد.
اين گفتار به هيچ عنوان قصد جسارت به همه افرادي كه ازبدنه دولت جدا شدند و در زمينه هاي ديگر فعالند را نداشته با اين حال دقت در آرا و نظريات حداقل برخي از آنها را براي دغدغه مندان كشور لازم مي داند.
اهميت و ضرورت بررسي اين مسئله با بازخواني مطالب اخيرا عنوان شده در روزنامه ايران بيشتر شده و با كنار هم قرار دادن دو مسئله مذكور يعني هدف نهايي جريان انحرافي و شخصيت سازي كاذب از برخي افراد تكه هاي پازل مرموز جريان انحرافي جاي خود را پيدا مي كند حمله به حجاب اسلامي به عنوان مظهرو بارزترين نشانه مسلمان است هر چند به خودي خود مسئله بسيار مهم و در خور تامل بوده، و نيازمند پيگيري و برخورد در عوامل دخيل در آن مي باشد.
ليكن نظر اين گفتار بر اين است كه طرح اين مسئله يك مسئله ظاهر مي باشد كه حدقل دو هدف را مي تواند دنبال كند اول بهره برداري سياسي در جهت خريدن قلب و دل اقشاري از جامعه به همراه كردن آنان با خود براي بهره برداري هاي آتي و دوم و مهمتر و البته خطرناكتر تست حساسيت جامعه نسبت به طرح آن كه در صورت مطلوب بودن نتيجه پرده هاي ديگر سناريوي اين جريان در جهت استحاله و بلكه تخليه كردن روح جمعي جامعه از ارزش هاي به منصه اجرادر آمده، سناريوي كه شايد بتوان آن را مصادق بارز جنگ نرم عليه ارزش ها دانسته، و به گونه اي كه شايد هر چند هفته اي يك بار سطوري از آن و آن هم به صورتي ممتزج در مقالات و يا جملاتي كوتاه درميان ديالوگ هاي انبوه فيلم هاي خالي از محتواي ارزشي به خورد مردم داده شده، و مي رود كه در صورت عدم چاره انديشي بنيادين آنان، سنگ دين را به سينه بزند.
پايه هاي مستحكم اعتقادي مردم را با پايه هاي پوشالي جايگزين كرده، و به هدف غايي خود يعني ديني خالي از خدا، وحي و خالي از مهدويت و ولايت و خالي از امربه معروف و نهي از منكر كه به عنوان ابزار روح بخشي متداوم به امور ديني و اجتماعي مطرح است را تحويل آيندگان دهد.
چرا كه ديني كه خداي مطرح در آن بر سر اصول و بايد ها با مردم تساهل و تسامح مي كند ديني كه در آن امر به معروف و در صورت رغبت مردم خوب و نه واجب مي شود، ديني كه تنها عده اي متخصص در تخصص مجاز، و مي توانند در احكام آن نظر بدهند و فقيهي كه استدلال عقلي، نقلي و تخصص اوست مردمي اباحه گر و سست عنصر به بار خواهد آورد كه از آن پي جولان دادن در نيمه تهي از ارزش هاي او كاري سهل بوده، و افكار اين چنين مدرسي مركز مناسبي براي بر سر كرسي نشاندن هر آنچه غير اسلام است، خواهد بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰