محمدی پناه: «باید برخاست» یک کار رسانهای نبود؛ برخاسته از دل هیئت بود / سختترین جا اجرا در خیابان کشوردوست بود + فیلم کامل گفت و گو
برخی از آثار مذهبی و آیینی، فراتر از یک اجرای ساده در صحن هیئت، به جریانهای فرهنگی و رسانهای بزرگی تبدیل میشوند که تا مدتها در ذهن و جان مخاطبان باقی میمانند.
مداحی «باید برخاست» با نوای محسن محمدیپناه یکی از همین آثار است؛ نوای دلنشینی که نه با تکیه بر ابزارهای تبلیغاتی، بلکه از دل جوشش هیئت و اخلاص شکل گرفت. با این حال، دست تقدیر و حوادث روزگار، معنای متفاوتی به ابیات آن بخشید و غربتی عجیب را با نام رهبر شهید گره زد. محمدیپناه در گفتگویی صریح و دلی در برنامه «پدر امت»، ابعاد کمتر شنیده شدهای از اصالت این اثر و ارادت خود به رهبر انقلاب را روایت کرده است، اثری که شعار تشییع و وداع رهبر شهید نیز شد.
اصالت هیئت؛ «گمان نمیکردیم این اثر رسانهای شود»
محسن محمدیپناه با اشاره به اینکه موفقیت این اثر کاملاً دلی، غیررسمی و به لطف خدا بوده است، اظهار داشت: «این اثر کاری رسانهای نبود و برخاسته از هیئت بود. گمان هم نمیکردیم این اثر رسانهای شود. لطف خدا این کار را بالا برد. باور بفرمایید خودم هم مخاطب این کار بودم و معتقدم ذخیره خدا بود.»
وی با یادآوری زمان ساخت و اجرای اولیه این مداحی و ارتباط معنایی آن با روزهای سخت کشور گفت: «"باید برخاست" زمان زنده بودن رهبر شهید خوانده شد و اینگونه ساختیم: "ای پناه مردم هنگام بلایا...". آن زمان ذوق میکردیم وقتی این را میخواندیم و باورمان نمیشد روزی این را پس از شهادت آقا بخوانیم؛ و سختترین جایی که آن را خواندیم، خیابان کشور دوست بود.» خاطره دیدار با رهبر شهید و اهدای انگشتربخش دیگری از صحبتهای این مداح یزدی به تجدید خاطره دیدار او با رهبر شهید، آیتالله سید علی خامنهای اختصاص داشت.
محمدیپناه با یادآوری زمانی که این دیدار رقم خورد، گفت: «وقتی به محضر حضرت آقا رسیدیم، ایامی بود که حاج قاسم نامهای زده بود و پایان داعش را اعلام کرده بودند. وقتی رهبر شهید به من رسیدند، یادم نمیروی و طوری به سمت من برگشتند که توجه همه را جلب کردند که من حرف بزنم. من هم سلام مردم یزد را رساندم و یک انگشتری که عزیزی به من داده بود را به ایشان هدیه کردم.»
او در پایان با حسی آمیخته از دلتنگی و افتخار، از دیدن مجدد آن هدیه در دستان رهبر معظم انقلاب یاد کرد و افزود: «لحظه اهدای انگشتر و زیارت رهبر شهید خیلی شیرین بود و خوشحالکنندهتر از آن این بود که آن انگشتر را در دست ایشان بعداً دیدم.»