از برجام تا تفاهم نامه اسلام‌آباد، رویافروشی یا واقعیت؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۰۱۷۷
گزارش|

 از برجام تا تفاهم نامه اسلام‌آباد، رویافروشی یا واقعیت؟

 با عینیت‌یافتن خباثت و سلطه‌طلبی آمریکا در جنگ رمضان، می‌توان اذعان کرد که تفاهم‌نامه کنونی و رویافروشی‌های مرتبط با آن نیز سرنوشتی بهتر از رویافروشی‌های برجام نخواهد داشت. همانگونه که تاکنون هم بند‌های آن به طور شایسته و بایسته اجرا نشده است.
مذاکرات اسلام آباد

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ پس از حدود دو ماه فراز و نشیب دیپلماتیک، سرآخر تفاهم‌نامه‌ای ۱۴ بندی بین ایران و آمریکا با میانجی‌گری پاکستان و قطر بین روسای جمهور دو کشور به امضا رسید.

حال فارغ از متن تفاهم‌نامه که از طرفی فاقد جزئیات لازم و پر از ابهام بوده و از طرف دیگر بند‌هایی هم به مذاکرات ۶۰ روز آتی موکول شده، عده‌ای که پس از انعقاد برجام بر طبل شادی می‌کوبیدند، باری دیگر پس از امضای تفاهم‌نامه کنونی با خوش‌خیالی عجیبی همه چیز را تمام‌شده دانسته‌اند.

گویی که این غرب‌گرایان خوش‌خیال از سرگذشت برجام، تنها دعوا‌های سیاسی‌شان را به یاد دارند و نه بدعهدی‌های طرف آمریکایی را. با این وجود، در اردوگاه اصلاح‌طلبان کماکان در بر پاشنه «اعتماد و خوش‌بینی به آمریکا» می‌چرخد!

آفت خوش‌بینی؛ چند بار باید رکب بخورید؟

فعالان سیاسی و روزنامه‌های اصلاح‌طلب که گویی در یک سال اخیر در خوابی عمیق به سر برده و صدای بمب و باروت بر سر ملت ایران را نشنیده‌اند، یک دفعه پس از امضای تفاهم‌نامه باز سر برآورده و سودای رابطه با آمریکا را در سر می‌پرورانند.

فی‌المثل، روزنامه اصلاح‌طلب شرق تیتر صفحه اولش را به «جنگ تمام شد» اختصاص داده است. این در صورتی است که برخلاف بند اول تفاهم‌نامه، آتش کماکان در جنوب لبنان شعله‌ور بوده و تضمینی هم برای عدم آغاز جنگ از سوی آمریکایی‌ها علیه ایران وجود ندارد.

ضمن آنکه برخلاف همان بند اول، برای باری دیگر ترامپ سر به تهدید ایران برداشته و خطاب به پزشکیان بیان کرد: «بهتر است مواظب حرف‌هایش باشد. بهتر است خود را اصلاح کند، وگرنه ما بقیه کشور را تصاحب خواهیم کرد.»

حال پس از این نقض عهد آمریکایی‌ها، دیگر اصلاح‌طلبان هم در «جهان موازی» از «رویکرد تازه‌ی دوجانبه» قلم‌فرسایی می‌کنند. احمد زیدآبادی روزنامه نگار و فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشته: «مهمترین بند تفاهم‌نامه، همان بند اول آن است که بر پایان دائمی جنگ و درگیری نظامی بین آمریکا و متحدان آن با ایران و متحدانش تأکید می‌کند. این به معنای خارج شدن دو طرف از دایره خصومتِ معطوف به برخورد با یکدیگر است و پویایی بی‌سابقه‌ای به مناسبات دوجانبه می‌دهد.» این بیان به موازات دنیای واقعی نوشته شده که در آن، جوهر تفاهم‌نامه خشک نشده، بند اول آن در لبنان نقض شد!

علاوه بر آن، آغاز مذاکرات ایران و آمریکا هم هنوز به مرحله هسته‌ای نرسیده و اختلافات همچنان ظن بن‌بست‌ها را بیش از گشایش‌ها تقویت می‌کند. حال در دنیای موازی زیدآبادی چه تحولاتی رقم می‌خورد الله اعلم!

از سوی دیگر، علی‌رغم آنکه پیش‌شرط‌های مطروحه در بند ۱۳ تفاهم‌نامه هنوز به طور کامل عملی نشده، دیگر روزنامه اصلاح‌طلب یعنی سازندگی با رویای «۳۰۰ میلیارد دلار برای ایران» یعنی بند ۶ تفاهم‌نامه که البته سازوکار آن به ۶۰ روز آتی موکول شده، مشغول حساب و کتاب برای چگونگی مصرف آن شده است!

در واقع همچنان که ترامپ «پرداخت ۳۰۰میلیارد دلاری» را چند روز قبل به کلی منکر شد، این روزنامه برای پولی که هنوز وجود خارجی ندارد، لیست آرزو‌ها را ردیف کرده است!

همچنین حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی اظهار کرده: «تفاهم نامه اسلام‌آباد گام نخست و بسیار مهمی در مسیر حل‌وفصل مسائل است و انتظار می‌رود در ادامه، با پیشبرد مذاکرات، زمینه رفع تحریم‌ها و بهبود شرایط اقتصادی فراهم شود.» با این حال مشخص نیست که اگر بنا بود در برجام «چرخ سانتریفیوژ و اقتصاد بچرخد» پس چرا اکنون با گذشت بیش از یک دهه از برجام، مرعشی به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد دل بسته است؟

این وضعیت خوش‌خیالانه به فعالین و روزنامه‌های اصلاح‌طلب نیز محدود نمی‌شود بلکه به مسئولین دولت هم سرایت کرده است. به عنوان مثال، محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور گفته: «۲۵ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده ایران به صورت کامل و البته تدریجی آزاد خواهد شد و از آن به عنوان منبعی برای توسعه زیرساخت‌ها استفاده خواهیم کرد.» علی‌رغم این تفصیلِ معاون پزشکیان، خبری از آزادی دارایی‌های بلوکه‌شده به طور کامل مشاهده نمی‌شود!

گویی باز هم پس از بار‌ها بدعهدی و خیانت به دیپلماسی توسط آمریکایی‌ها، عده‌ای مبتلا به «ویروس برجامی» هنوز با سر در برف علاقه دارند که منافع و امنیت ملی را فدای امیال سیاسی کنند و نقض عهد‌های مکرر و تهدید و حمله‌های در میانه مذاکرات را نادیده بگیرند! مشخص نیست چه هزینه‌ای باید داد تا خوش‌بینی به «دشمن» یعنی آمریکا از اردوگاه غرب‌گرایان ایرانی رخت برببندد!

 یادآوریِ وعده‌های برجامی!

مذاکرات دولت روحانی و آمریکا که به سرانجام آن یعنی «برجام» رسید، زمزمه‌های رویافروشی‌ها آغاز شد. روزنامه شرق با تیتر «اینک بدون تحریم» نوشت: «برجام با اعلام رسمی لغو تحریم‌های ایران وارد فاز اجرا شد. تحریم‌ها در مقابل اجرای تعهدات هسته‌ای تا سال ۲۰۲۵ برداشته شد. ۹ سال تحریم خرید نفت ایران، کشتی‌رانی، تجارت با ایران و... بعد از ۲۲ ماه مذاکره و شش ماه اجرای تعهدات هسته‌ای لغو شد.»

در همان ایام روزنامه آرمان امروز هم تیتر زد: «تحریم‌ها به تاریخ پیوست.» حتی شخص رئیس جمهور وقت یعنی حسن روحانی نیز در گفتگویی تلویزیونی گفت: «باید همه طرف‌ها شروع به اجرایی‌شدن برجام کنند تا توافق اجرایی شود و آن زمان تحریم‌ها برداشته خواهد شد... یک تا دو ماه دیگر پیش روی ما نیست تا تحریم‌ها برداشته شود و شرایط جدید به وجود آید.» شرایط جدیدی که لابد بنا بود «آنچنان رونق اقتصادی ایجاد شود» که وضعیت اقتصادی ایران به کلی دگرگون بشود.

با این وجود، اکنون می‌توان گفت این وعده و وعید‌ها که صرفا برای بزک‌کردن برجام به ملت داده می‌شد، طولی نکشید که به ناامیدی و نهایتا خروج آمریکا از برجام منجر شد و در سال گذشته نیز با فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از سوی اروپایی‌ها «خسارت محض» برجام به تاریخ پیوست.

ذات استکبارهمان همیشگی است!

پس از بار‌ها و بار‌ها «تجربه» بدعهدی و خباثت آمریکایی‌ها از معاهده الجزایر که بهزاد نبوی اصلاح‌طلب مسئول آن بود تا گفتگوی تمدن‌های خاتمی که به «محور شرارت» بوش پسر ختم شد و سرگذشت برجام و دو دور مذاکرات ایران و آمریکا که در میانه آن تجاوز طرف مقابل به خاک ایران مشاهده شد، دیگر برای هر شخصی بدیهی است که نمی‌توان به آمریکا خوش‌بین بود و اعتماد داشت.

با این وجود، همچنان که مشاهده شد اصلاح‌طلبان که هویت و موجودیت سیاسی خود را در مذاکره با آمریکا و رویافروشی‌های برجامی می‌نگرند همچنان در ذوق و شوق تفاهم‌نامه‌ای به‌سرمی‌برند که سرنوشت آن هنوز نامعلوم است. همچنان که بند اول آن به وضوح نقض شده و بند‌های مطروحه در بند ۱۳ کماکان عملی نشده است.

حال مسئله اینجاست که با وجود دولت سلطه‌گری همانند آمریکا که از ایران «تسلیم بی‌قیدوشرط» طلب می‌کرد و خاک ایران را چند ماه قبل بمباران کرده، چگونه می‌توان امید به حمایت و سرمایه‌گذاری در ایران داشت؟ هرچند که وقوع هر چیزی که به آینده ایران کمک کند طبعا عامل رضایت خواهد بود، اما با توجه به تجربه برجام، رویافروشی‌های کنونی در باب تفاهم‌نامه چگونه محلی از اعراب خواهد داشت؟ این سوالی است که اصلاح‌طلبان باید به آن پاسخی موجه بدهند!

راه طی شده!

تجربه‌های ماحصل از روابط ایران و آمریکا در دهه‌های اخیر می‌تواند مددرسان آن باشد که از «راه طی شده» سخن گفت. راهی که در برجام آزموده شد و سرانجام به ناامیدی گرایید.

حال در پساجنگ رمضان و عینیت‌یافتن خباثت و سلطه‌طلبی آمریکا، می‌توان اذعان کرد که تفاهم‌نامه کنونی و رویافروشی‌های مرتبط با آن نیز سرنوشتی بهتر از رویافروشی‌های برجام نخواهد داشت. همچنان که تا به اکنون هم بند‌های آن به طور شایسته و بایسته عملی نشده است؛ بنابراین آنچه که می‌توان بالتجربه گفت این است که علی‌رغم آزمودن مسیر مذاکراتی برای باری دیگر که در نتیجه‌دادن آن خصوصا با توجه به غیرقابل اعتمادبودن آمریکا ابهامات بسیاری وجود دارد، می‌بایست توجه کشور را به ظرفیت‌های درونی ایران و تاب‌آوری ملت آن متوجه کرد.

همانگونه که در برجام مشاهده شد، چیدن تمامی تخم‌مرغ‌ها در سبد مذاکره با آمریکا، تجربه‌ای است که یک بار شکست آن عیان شد و تکرار آن نتیجه‌ای بهتر از شکست دوباره نخواهد داشت.

پربازدیدترین آخرین اخبار