پشتپرده رهاشدگی «رویدادها» در کشور؛ باج فرهنگی برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهای اقتصادی؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، این روزها بازار برگزاری رویدادها یا همان «رویدادهای» تجاری-فرهنگی حسابی داغ است. رویدادهایی که ابتدا با تابلوی شیکِ «حمایت از کسبوکارهای مجازی آسیبدیده از قطع اینترنت» مجوز گرفتند—و حتماً این حمایت امر واجبی است—اما حالا خروجی آنها چیز دیگری از آب درآمده؛ فضایی کاملاً رها، بدون کوچکترین نظارت محتوایی و فرسنگها دورتر از خطوط قرمز فرهنگی جامعه.
ریشههای تاریخی؛ چالش ۲۰۰ ساله با هیمنه تمدن غرب
برای فهمیدن وضع کنونی، نباید سطحینگر بود. واقعیت این است که ساختار فرهنگی ما دستکم در دو سه قرن گذشته و پس از دوران رنسانس، دائماً درگیر یک تهاجم تمدنی بوده است. تمدن غرب، مادیگرایی افراطی را با تکنولوژی بالا و جذاب ترکیب کرده و هیمنهای ساخته که مقابله با آن کار راحتی نیست.
وقتی جامعه از عمق ایدههای اصیل خود فاصله بگیرد و درگیر زیست مادی شود، هضم این فرهنگ غربی برایش راحتتر میشود. هرچند حاکمیت توانسته یک هسته سخت ایدهمحور و فداکار (حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه) تربیت کند که پای کار ایده نظام باشند، اما در همراهسازی کل جامعه ضعف داشته؛ مسئلهای که در دوقطبیهای شدید دو سه سال اخیر، خودش را به وضوح در کف خیابان نشان داد.
چرا ابزار «نظارت محض» دیگر جواب نمیدهد؟
صرفِ برخوردهای سلبی و پلیسی نمیتواند راهکار نهایی این جنگ تمدنی باشد. نظارتِ بدون کار ریشهای، درست مثل گذاشتن یک درپوش پلاستیکی روی سطل زباله است؛ شاید چند صباحی بویش بلند نشود، اما آن درپوش بالاخره میپوسد و بوی تعفن شهر را برمیدارد. اینکه فقط بگوییم «این کار را نکن» یا «این تصویر را پخش نکن»، پاک کردن صورتمسئله است. شعار «کار فرهنگی ریشهای» سالهاست داده میشود، اما تا وقتی این شعارها به برنامههای عملیاتی، جذاب و جوانپسند تبدیل نشوند، قافیه را باختهایم.
ترندِ «رویداد رفتن»؛ سرگرمی کاذب برای فراموشی گرانی و فساد!
امروز «رویداد رفتن» به یک مد و گرایش عمومی تبدیل شده است؛ فضایی یله، رها و بدون صاحب. اما نقد اساسی اینجاست:
پشت پرده این انفعال و سکوت متولیان فرهنگی چیست؟
تحلیل رفتاری دولتهای توسعهگرا و اصلاحات نشان میدهد که در شرایط بحران و ناکارآمدیهای شدید اقتصادی، فساد و بیعدالتی، «فرهنگ» به عنوان یک مسکّن و ابزار تخدیر به کار میآید. در واقع، دادن آزادیهای بیضابطه فرهنگی و ترویج یک تجدد ظاهری و لمپنی در این رویدادها، نوعی «باج فرهنگی» است تا دهان افکار عمومی در برابر فقر، معیشت سخت و ضعف مسئولان بسته بماند؛ نوعی سرگرمسازی جامعه با مسائل جزئی و مادی برای فراموشی مطالبات اصلی.
زیستبوم فرهنگی در محاصره مدیران «نافرهنگی»
در شرایط بحرانی و پیچیده امروز که برنامهریزی بلندمدت در کشور قفل شده است، زیستبوم فرهنگی ما عملاً بدون ناظر رها شده و به محاصره مدیران فرهنگنابلد و نافرهنگی درآمده است؛ فضایی که بهترین بستر را برای جریانهای نفوذ فراهم میسازد.
حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، حیاتی است، اما نباید به بهانه رونق اقتصادی، هویت فرهنگی کشور چوب حراج بخورد. رویدادهای فرهنگی امروز به ویترینی از تقابل سبک زندگی تبدیل شدهاند و تداوم استراتژی «سکوت و باجدهی» از سوی مسئولان، تنها به عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی دامن خواهد زد. فرهنگ ایران، نیازمند هوشمندی، برنامه عملیاتی و خروج از نگاه ابزاری و سیاسی است.