کد خبر:۱۴۲۲۰۶
پاسخ استاد مطهری به شبهات پیرامون حجاب – بخش دوم
آیا ایجاد حریم میان زن و مرد حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در آنها بيشتر میكند؟
ايرادي كه بر حجاب گرفتهاند اين است كه ايجاد حريم ميان زن و مرد بر اشتياقها و التهابها میافزايد و حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بيشتر میكند؛ به علاوه، سركوب كردن غرايز موجب انواع اختلالهای روانی و بيماريهای روحی میشود.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، يك ايراد ديگر كه بر حجاب گرفتهاند اين است كه ايجاد حريم ميان زن و مرد بر اشتياق ها و التهاب ها میافزايد و طبق اصل «الانسان حريص علی ما منع منه»، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بيشتر میكند؛ به علاوه سركوب كردن غرايز موجب انواع اختلال های روانی و بيماري های روحی میگردد.
در روان شناسی جديد و مخصوصا در مكتب روانكاوی فرويد روی محروميت ها و ناكامي ها بسيار تكيه شده است؛ فرويد میگويد كه ناكامي ها معلول قيود اجتماعی است و پيشنهاد میكند كه تا ممكن است بايد غريزه را آزاد گذاشت تا ناكامی و عوارض ناشی از آن پيش نيايد.
پاسخ اين ايراد اين است كه اگر چه ناكامی، بخصوص ناكامی جنسی، عوارض وخيم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاي غرايز در حدودی كه مورد نياز طبيعت است، غلط است، ولی برداشتن قيود اجتماعی مشكل را حل نمیكند، بلكه بر آن میافزايد.
در مورد غريزه جنسی و برخی غرايز ديگر، برداشتن قيود، عشق به مفهوم واقعی را میميراند، ولی طبيعت را هرزه و بیبند و بار میكند؛ در اين مورد هر چه بيشتر عرضه شود، هوس و ميل به تنوع افزايش میيابد.
راسل در اين باره میگويد: «اگر پخش عكس های منافی عفت مجاز بشود، پس از مدتی مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند كرد، درباره يك عكس بالخصوص و يك نوع بی عفتی بالخصوص صادق است، ولی در مورد مطلق بی عفتیها صادق نيست يعنی از يك نوع خاص بی عفتی خستگی پيدا میشود ولی نه بدين معنی كه تمايل به عفاف جانشين آن شود، بلكه بدين معنی كه آتش و عطش روحی زبانه میكشد و نوعی ديگر را تقاضا میكند . و اين تقاضاها هرگز تمام شدنی نيست. ميان آنچه عشق ناميده میشود و به قول ابن سينا «عشق عفيف» و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در میآيد با اينكه هر دو روحی و پايان ناپذير است، تفاوت بسيار است.
عشق، عميق و متمركز كننده نيروها و يگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش كننده نيرو و متمايل به تنوع و هرزه صفت است. اين نوع از عطش كه هوس ناميده میشود ارضا شدنی نيست. اگر مردی در اين مجرا بيفتد ، فرضا حرمسرايی نظير حرمسرای هارون الرشيد و خسرو پرويز داشته باشد پر از زيبا رويان كه سالی يك بار به هر يك نوبت نرسد، باز اگر بشنود كه در اقصی نقاط جهان يك زيباروی ديگر هست، طالب آن خواهد شد.
نمیگويد بس است ديگر سير شدهام و به طور كلی در طبيعت انسانی از نظر خواستههای روحی، محدوديت در كار نيست. انسان روحا طالب بی نهايت آفريده شده است. وقتی هم كه خواستههای روحی در مسير ماديات قرار گرفت به هيچ حدی متوقف نمیشود، رسيدن به هر مرحلهای ميل و طلب مرحله ديگر را در او به وجود میآورد. اشتباه كردهاند كسانی كه طغيان نفس اماره و احساسات شهوانی را تنها معلول محروميت ها و عقدههای ناشی از محروميت ها دانستهاند.
همانطور كه محروميت ها سبب طغيان و شعلهور شدن شهوات میگردد، پيروی و اطاعت و تسليم مطلق نيز سبب طغيان و شعلهور شدن آتش شهوات میگردد. امثال فرويد آن طرف سكه را خواندهاند و از اين طرف سكه غافل ماندهاند.
اشتباه فرويد و امثال او در اينست كه پنداشتهاند تنها راه آرام كردن غرايز، ارضاء و اشباع بی حد و حصر آنها است. اينها فقط متوجه محدوديت ها و ممنوعيت ها و عواقب سوء آنها شدهاند و مدعی هستند كه قيد و ممنوعيت، غريزه را عاصی و منحرف و سركش و نا آرام میسازد.
طرح شان اينست كه برای ايجاد آرامش اين غريزه، بايد به آن آزادی مطلق داد آن هم بدين معنی كه به زن اجازه هر جلوهگری و به مرد اجازه هر تماسی داده شود. به عقيده ما برای آرامش غريزه دو چيز لازم است: يكی ارضاي غريزه در حد حاجت طبيعی، و ديگر جلوگيری از تهييج و تحريك آن.
اينكه اجتماع به وسائل مختلف سمعی و بصری و لمسی موجبات هيجان غريزه را فراهم كند و آنگاه بخواهد با ارضا، غريزه ديوانه شده را آرام كند، ميسر نخواهد شد. هرگز بدين وسيله نمیتوان آرامش و رضايت ايجاد كرد، بلكه بر اضطراب و تلاطم و نارضايی غريزه با هزاران عوارض روانی و جنايات ناشی از آن، افزوده میشود.
تحريك و تهييج بی حساب غريزه جنسی عوارض وخيم ديگری نظير بلوغ های زودرس و پيری و فرسودگی نيز دارد. اما اينكه میگويند كه «الانسان حريص علی ما منع منه» مطلب صحيحی است، ولی نيازمند به توضيح است.
انسان به چيزی حرص میورزد كه هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحريك شود، به اصطلاح تمنای چيزی را در وجود شخصی بيدار كنند و آنگاه او را ممنوع سازند، اما اگر امری اصلا عرضه نشود يا كمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان كمتر خواهد بود.
فرويد كه طرفدار سرسخت آزادی غريزه جنسی بود، خود متوجه شد كه خطا رفته است، لذا پيشنهاد كرد كه بايد آن را از راه خاص خودش به مسير ديگری منحرف كرد و به مسائل علمی و هنری نظير نقاشی و غيره منعطف ساخت؛ زيرا تجربه و آمار نشان داده بود كه با برداشتن قيود اجتماعی، بيماري ها و عوارض روانی ناشی از غريزه جنسی بيشتر شده است.
در گذشته افراد بیخبر، به دانشجويان بيخبرتر از خود میگفتند انحراف جنسی؛ يعنی همجنس بازی، فقط در ميان شرقي ها رايج است و علتش هم دسترسی نداشتن به زن بر اثر قيود زياد و حجاب است، اما طولی نكشيد كه معلوم شد رواج اين عمل زشت در ميان اروپايي ها صد درجه بيشتر از شرقي هاست.
ما انكار نمیكنيم كه دسترسی نداشتن به زن موجب انحراف میشود و بايد شرايط ازدواج قانونی را سهل كرد، ولی بدون شك آن مقدار كه تبرج و خودنمايی زن در اجتماع و معاشرت های آزاد سبب انحراف جنسی میشود به مراتب بيشتر از آن است كه محروميت و دست نارسی سبب میگردد.
اگر در مشرق زمين محروميت ها باعث انحراف جنسی و همجنس بازی شده است، در اروپا شهوتراني های زياد باعث اين انحراف گشته است، تا آنجا كه در بعضی كشورها همانطور كه در روزنامههای خبری خوانديم رسمی و قانونی شد، و گفته شد چون ملت انگلستان عملا اين كار را پذيرفته است قوه مقننه بايد از ملت پيروی كند؛ يعنی نوعی رفراندوم قهری صورت گرفته است. بالاتر اينكه در مجلهای خواندم در بعضی كشورهای اروپايی پسرها رسما با يكديگر ازدواج میكنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
نظرات شما
به نظر من باید بین کنجکاوی در شرق و حرص در غرب تفاوت قائل شد
پاسخ