کد خبر:۱۴۲۴۲۹
به مناسبت سالروز شهادت سيدعلي اندرزگو؛
چریک همیشه فراری
شهید اندرزگو کسی بود که با رعایت اصل احتیاط توانست سالهای سال نظام سفاک پهلوی را به بازی بگیرد و آرزوی دستگیری خویش را برای همیشه به دل سیاه خون آشامان بیرحم بگذارد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مقام معظم رهبري در يكي از خطبههاي نماز جمعه سال 1359 در خصوص شهيد اندرزگو ميفرمايند: واجب ميدانم ياد كنم از شهيدي عزيز از سلاله پيغمبر (ص) و دودمان پاك علي (ع)، شهيد سيدعلي اندرزگو، او فرزند علي بود؛ همراه علي بود و همگام و همراه علي بود.
ولادت
نام فرزندي را كه در هجدهم ماه مبارك رمضان سال 1316 هجري شمسي، به دنيا آمد، «علي» گذاشتند؛ چرا كه در روز ضربت خوردن اميرالمؤمنين (ع) چشم به جهان گشود؛ مولودي كه نام خانواده اندرزگو را نه تنها در تاريخ ايران، بلكه در تاريخ جهان جاودانه ساخت.
تحصیلات
سیدعلی فرزند سیداسدالله گودرزی در سال ۱۳۱۸ شمسی در تهران دیده به جهان گشود، او که از ۱۲سالگی در چهارسوق بزرگ بازار تهران نجاری را پیشه خود ساخته بود، در اطراف بازار آهنگرها نزد صادق امانی عربی آموخت، پس از آن به تحصیل در حوزه پرداخت و در مسجد قندی نزد بروجردی طی سه سال دروس مقدماتی را فراگرفت و نزد میرزاعلی اصغر مرندی نیز به تلمذ پرداخت؛ در این مدت جامع المقدمات، تحف العقول، نهج البلاغه، فقه، اصول و غيره را آموخت.
آشنایی با نواب صفوی و پیوستن به فدايیان اسلام
شهيد سيدعلي اندرزگو در نوجواني با نواب صفوي آشنا شد، منش و شخصيت اين روحاني مبارز در ذهن و ضمير او اثري ژرف گذاشت و فرآيند اين تأثير روحي، آشنايي با تشكيلات فداييان اسلام و راه مبارزاتي آنها بود كه در تعيين مشي مبارزاتي شهيد اندرزگو نقشآفرين بود.
در سن 18سالگي گام به عرصه مبارزه با رژيم پهلوي گذاشت، شهيد اندرزگو در جريان قيام 15خرداد، يكي از عاملان تظاهرات پرشور مردم بود كه همان شب با اهداي كتابي از سوي امام (ره) مورد تقدير قرار گرفت.
پس از 15 خرداد كه نقطه عطفي در تاريخ مبارزات ملت مسلمان ايران و پايه نهضت و پيروزي ما بود، جمعيتهاي موتلفه مأموريت پيدا كردند تا در كار نظامي مبادرت كنند كه شهيد اندرزگو نيز به شاخه نظامي جمعيت پيوست.
مبارزه با حسنعلی منصور
حسنعلی منصور، نخست وزیر وقت از عوامل خودفروخته غرب بود که لایحه ننگین کاپیتولاسیون را طراحی کرد و با این کار عزّت و اقتدار ایران اسلامی را خدشه دار نمود.
شهید اندرزگو که این اقدام را اهانتی صریح به ملت ایران می دانست، به همراه شهیدان صفارهرندی و محمد بخارایی تصمیم گرفتند این عنصر خودفروخته را به سزای عمل خویش برسانند، لذا پس از اخذ فتوا از مرحوم آیت الله میلانی، در شب قبل از عملیات، در خانه شهید صفارهرندی جمع شدند و وسايل لازم را برای اجرای عملیات تهیه کردند.
صبح روز 17 ماه رمضان حسنعلی منصور برای رفتن به مجلس شورای ملی در میدان بهارستان از ماشین پیاده شد. شهید سیدعلی اندرزگو با مهارت خاصی خود را جلو یکی از ماشین های پلیس انداخت و آنها را سرگرم کرد. در این لحظه شهید محمد بخارایی فرصت را مناسب دید و با دو گلوله، شکم و گلوی منصور را هدف قرار داد و او را به هلاکت رساند.
جنگ و گریز
شهید اندرزگو کسی بود که با رعایت اصل احتیاط توانست سال های سال نظام سفاک پهلوی را به بازی بگیرد و آرزوی دستگیری خویش را برای همیشه به دل سیاه خون آشامان بی رحم بگذارد.
او در این کار چنان ماهرانه عمل می کرد که تشکیلات پیچیده ساواک با وجود به کارگیری تمامی امکانات خویش، هرگز موفق به دستگیری او نشد و هر بار که مخفیگاه او را محاصره، و به آن جا حمله می كرد، می دید كه مدت هاست سید از آن جا نقل مکان کرده است.
شهيد اندرزگو نه تنها خود، بلکه خانواده اش را نیز به این امر عادت داده بود؛ به گونه ای که به محض احساس کوچکترین خطر، لوازم ضروری زندگی را برداشته، شبانه به شهری دیگر کوچ می کردند.
شهید اندرزگو و ولایت فقیه
شهید اندرزگو را می توان یکی از مدافعان و فدايیان ولایت فقیه دانست؛ این شهید بزرگوار معتقد بود که ملت های مسلمان زمانی می توانند بر حاکمان زورگو و مستبد پیروز شوند که تابع محض ولی فقیه باشند و بر این باور بود که در جوامع اسلامی هیچ حرکتی به نتیجه نخواهد رسید مگر اینکه در رأس آن فقیهی وارسته و رهبری پرتوان وجود داشته باشد.
او برای امام خمینی رحمه الله احترام خاصی قائل بود و پیوسته در نشر عقاید و سخنان ناب ایشان کوشش فراوان داشت و بارها برای به نتیجه رساندن جنبش امام خمینی رحمة الله جان خود و خانواده اش را به خطر انداخت.
شهید اندرزگو با زبان روزه به لقاالله پیوست
شهيد سيد علي اندرزگو، شب نوزدهم ماه مبارك رمضان در منزل دوستش رجبعلي طاهر افشار احيا گرفته بود و در ليلةالقدر، از صميم دل دعاي «اللهم اجعل قتلاً في سبيلك» را زمزمه كرد.
نزديكيهاي افطار روز نوزدهم، تيمهاي عملياتي ساواك در مسير راه سيد علي اندرزگو كمين كرده و مقدمات دستگيري او را فراهم كردند.
شهيد اندرزگو بارها به دوستان و همرزمانش گفته بود كه من زنده به دست ساواك نخواهم افتاد و اين چنين هم شد.
وي با حركتي موجبات تيراندازي مأموران را فراهم كرد كه صدها تير به طرف او شليك شد. تعداد زيادي گلوله در بدن او نشست و شهيد سيد علي اندرزگو با تني خسته از مبارزات دليرانه در راه اعتلاي اسلام با زبان روزه به ملاقات خداي خويش شتافت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰