تهران، صبحِ بیعت/ روایتی از حماسه حضور مردم شهرکرد در تهران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۶۰۲۵

تهران، صبحِ بیعت/ روایتی از حماسه حضور مردم شهرکرد در تهران

از ساعت ۶ صبح امروز، گروه‌های مختلف شهرکردی در میادین اصلی تهران منسجم شدند تا آخرین ایستگاه بدرقه را تجربه کنند. این مردم با وجود خستگی راه، انگار انرژی خود را از یادِ قهرمانشان می‌گرفتند.
بدرقه رهبر شهید
زینب رحیمی

به گزارش خبرنگار گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، خورشید هنوز از پشت ساختمان‌های بلند تهران سر برنیاورده بود که میدان فردوسی به دریایی از جمعیت تبدیل شد. ساعت ۵ صبح بود و گرمای جان‌سوز پایتخت، در میان گرمای فریادهای «یا حسین» و «لبیک یا خامنه‌ای» مردم، رنگ باخته بود. در میان این سیل خروشان، حضور زائرانی که از «بام ایران» راهی پایتخت شده بودند، جلوه‌ای دیگر داشت.

 

سفر عشق از شهرکرد به میعادگاه عاشقان زائران شهرکردی که از عصر یکشنبه خود را به تهران رسانده بودند، پس از شبی که در مصلی تهران با رهبر شهید وداع کردند، سحرگاه دوشنبه را متفاوت‌تر از همیشه آغاز کردند.

کد ویدیو

 از ساعت ۶ صبح، گروه‌های مختلف شهرکردی در میادین اصلی تهران منسجم شدند تا آخرین ایستگاه بدرقه را تجربه کنند. این مردم با وجود خستگی راه، انگار انرژی خود را از یادِ قهرمانشان می‌گرفتند.

 

قاب‌هایی از جنسِ دلتنگی

 

در میان جمعیت، دوربینِ روایتگرِ من شاهد صحنه‌هایی بود که هر کدامش داستانی از یک عشق خالصانه داشت، در گوشه‌ای از مسیر، گروه‌هایی از زائران عرب که از عراق خود را به این بدرقه رسانده بودند، با سبک خاص و حزن‌انگیز عزاداری‌شان، پیوند ناگسستنی ملت‌ها در مکتب مقاومت را به تصویر کشیدند؛ نوایی که نشان می‌داد مرزهای جغرافیایی در برابر بزرگی این شهید رنگ باخته است.

کد ویدیو

 

قابِ ماندگارِ این گزارش، دخترانی بودند که با ظرافتی مادرانه، قاب‌عکس‌ پدر امت و رهبر شهیدشان را با گل‌های زیبا تزئین کرده بودند. نگاه‌های پر از بغض آن‌ها به عکس، گویای نسلی است که شهید را نه فقط یک فرمانده، که پدری مهربان برای خود می‌دانستند.

کد ویدیو

حضورِ بی‌مرزِ نسل‌ها

 در میان جمعیت، از ویلچرهای کهنسالانی که با دستان لرزان پرچم در دست داشتند تا کالسکه‌های کودکانی که در آینده نام این شهید را در کتاب‌های تاریخ خواهند خواند، همه آمده بودند. پیر و جوان، در یک صف ایستاده بودند؛ صفِ وفاداری.

کد ویدیو

چرا این بدرقه، تاریخی شد؟

 

چیزی که این گزارش را متمایز می‌کند، جنسِ این گریه‌هاست. این صرفاً یک مراسم تشییع نبود؛ یک «تجدید پیمان» بود. مردم شهرکرد و سایر شهرها در این روز، تنها یک پیکر را تشییع نکردند، بلکه «آرمان» او را بر شانه‌های خود گذاشتند. 

کد ویدیو

نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد، این است که این حضورِ متکثر از قومیت‌های مختلف، نشان‌دهنده یک «پدیده اجتماعی» است. وقتی مادری کودک خردسالش را با وجود گرمای هوا به خیابان می‌آورد، در واقع دارد «غیرت» و «ایستادگی» را به او درس می‌دهد. سینه زدن‌ها و اشک‌ها در میدان فردوسی، نه از سرِ ناامیدی، بلکه خروشی بود برای ادامه دادن راهی که با خون این شهید، آبیاری شده است.

 

وقتی ساعت‌ها گذشت و جمعیت همچنان بی‌قرارِ دیدن پیکر بود، تازه فهمیدم که این مسیر، پایانِ راه نیست. هر قطره اشکی که بر گونه‌های مردم شهرکرد و سایر هموطنان در میدان فردوسی می‌غلتید، بذری بود که در زمینِ این سرزمین کاشته شد تا در آینده، درختِ تنومندِ مقاومت را استوارتر کند.

کد ویدیو

 

تهران، امروز نه یک پایتخت سیاسی، که پایتختِ دل‌های داغدار و اراده‌های آهنین بود.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار