جبهه مقاومت اسلامی و چالش‌های آمریکایی صهیونیستی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۷۳۷

جبهه مقاومت اسلامی و چالش‌های آمریکایی صهیونیستی

الهام گیری این تحولات از انقلاب اسلامی ایران برای جریان استکبار به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی سنگین بود، به همین واسطه با طراحی های شیطانی در صدد انتقال موج خیزش های مردمی به سمت کشورهای مستقل و غیروابسته منطقه بودند كه در گام نخست ...
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ با نگاهی به اتفاقات چند ماه اخیر منطقه فوق استراتژیک خاورمیانه و شمال آفریقا که در حقیقت شاهراه مواصلاتی جهان و نقطه اتصال شرق و غرب عالم به یکدیگر است، به راحتی می توان دریافت تحولات بنیادین و اساسی در حال وقوع است.
 
بافت سیاسی منطقه که به نحو عالمانه ای به سود جریان استکبار و ولد نامشروعش یعنی رژیم منحوس صهیونیستی طراحی شده بود، در یک موج انسانی گسترده که بزودی به بیداری اسلامی تعبیر شد به هم ریخت و نظم جدیدی در این منطقه در حال شکل گیری است که به اذعان تمام کارشناسان سیاسی ملهم از اندیشه های اسلامی است و رکن اصلی این تحولات را اسلام تعیین می کند.
 
الهام گیری این تحولات از انقلاب اسلامی ایران برای جریان استکبار به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی سنگین بود، به همین واسطه با طراحی های شیطانی در صدد انتقال موج خیزش های مردمی به سمت کشورهای مستقل و غیروابسته منطقه بودند كه در گام نخست با به کارگیری پسماندهای جریان فتنه در ایران بعنوان مرکز جریان مقاومت در منطقه در صدد ایجاد درگیری در 25 بهمن بر آمدند.
 
در جهت اثبات این مدعا می توانم شما را به ذوق زدگی رسانه های استکباری از تحولات چند ده نفری که در تهران به وقوع پیوست رجوع دهم که به آسانی قابل تشخیص بود از قبل برنامه هایی برای پوشش گسترده خبری آن داشتند که البته با درایت و آگاهی ملت قهرمان ایران اسلامی تیر آنان به سنگ خورد و خباثت استکبار و تفاله های فتنه گر به جایی نرسید.
 
در همین راستا و با همان اهداف پیش گفته جریان استکبار سعی در انتقال خط اغتشاش به سوریه داشت و قبل از اینکه به واکاوی نحوه اقدام استکبار در سوریه بپردازیم، بهتر است شناختی از جایگاه سوریه در منطقه و بخصوص در جبهه مقاومت کسب كنیم.
 
سوریه به عنوان کشوری مستقل در خاورمیانه که سابقه مقابله با اسرائیل را نیز در کارنامه دارد، شناخته می شود؛ به نحوی که بخش هایی از این کشور اسلامی هنوز در اشغال رژیم سفاک صهیونیستی قرار دارد.
 
شاید مهمترین نقطه ضعف سوریه در ساختار سیاسی نامنطبق با قواعد دموکراتیکی باشد که هم اکنون در این کشور وجود دارد؛ به نحوی که این کشور سالیان دراز است که تحت نظر حزب بعث سوریه که وابسته به خاندان اسد است اداره می شود و نکته بعدی که سوریه را رنج می دهد، عدم توسعه یافتگی و مشکلات اجتماعی و اقتصادی است که در این کشور اسلامی به چشم می خورد و بدون تردید باید به این عوامل بعنوان بسترهایی برای نارضایتی بخشی از مردم نگریست، اما این نارضایتی ها به هیج عنوان عمومیت ندارد و اکثر مردم این کشور در تعامل سازنده با سیستم حاکم به سرمی برند.
 
اما نکته قابل تامل درباره سوریه استقلال سیاسی این کشور عربی از جریان سازش کار عرب در منطقه است که جایگاه آن را در منطقه ممتاز نموده است، در واقع نمی توان انکار كرد كه سوریه همیشه مامن و پناهگاهی برای مبارزان و مجاهدان مسلمان بوده و با آغوشی باز آوارگان فلسطینی و لبنانی را در خود جای داده است، از طرفی حمایت های سوریه از ایران در جریان جنگ تحمیلی و در اوج تنهایی جمهوری اسلامی فراموش شدنی نیست.
 
در اهمیت جایگاه این کشور در محور مقاومت همین بس که بسیاری از کارشناسان سیاسی زمینه های جنگ 33روزه را در خروج نیروهای سوریه از لبنان ارزیابی می کنند و این خروج را توطئه ای آمریکایی و صهیونیستی برای ضربه زدن به مقاومت اسلامی در منطقه می دانند که با ترور رفیق حریری آغاز شد و با شبهه دست داشتن نیروهای سور به اوج خود رسید.
 
ارتباطات عمیق و گسترده جمهوری اسلامی با سوریه نیز عاملی است که این کشور را به خاری در چشم استکبار تبدیل کرده است و آن را همیشه در سیبل اقدامات شوم خود قرار داده است،گسترش این ارتباطات در سال های اخیر منجر به ایجاد واژه جدیدی در ادبیات سیاسی بین الملل شده است که به آن جریان مقاومت می گویند.
 
جریان فرامنطقه ای استکبار با همکاری ایادی وهابی و واداده عرب در منطقه با زیرکی خاصی درصدد ضربه زدن به محور مقاومت در منطقه است و انتخاب سوریه بعنوان کشور هدف با ظرافت خاصی صورت گرفته است؛ چرا که به زعم جریان مهاجم زمینه های اجتماعی پذیرش اغتشاش و فتنه نیز بنا به دلایلی که در بخش قبلی به آن اشاره شد، نیز وجود دارد، اما باید دانست قرار دادن عده ای اغتشاش گر و مزدور وارداتی و وابسته به سرویس های اطلاعاتی بیگانه و غربی زیر پرچم اصلاحات اجتماعی نیز توطئه ای آمریکایی وصهیونیستی است؛ چرا که مگر می توان پذیرفت اصلاح طلبان واقعی در یک کشور برای ایجاد اصلاحات دست به سلاح شوند و مردم، نیروهای امنیتی و نظامی را مورد هدف قرار دهند، آن هم کشوری که رئیس جمهور آن پذیرفته تا اصلاحاتی سیاسی و اجتماعی را در جامعه انجام دهد تا رضایت اکثریت مردم تامین شود!
 
از طرفی مگر می توان پذیرفت آمریکا و رژیم صهیونیستی که بزرگترین ثمرشان برای مردم ما در این منطقه مرگ و کشتار و چپاول بوده، حالا برای انجام اصلاحات و دموکراسی به میدان آمده اند؟
 
به مستکبرین عالم توصیه می کنیم بجای دخالت در امور دیگر کشورها به خواسته هزاران نفر از مردم خود توجه نمایند که مدت ها است در تحصن و ناآرامی اجتماعی به سرمی برند.
 
و در نهایت چگونه استانداردهای دوگانه غرب و بویژه آمریکا را در مسائل این چنینی درک كنیم، مگر مردم مظلوم و تحت ستم بحرین و یمن انقلاب نکرده اند، مگر عبدالله صالح و آل خلیفه جنایت کار، علیه ملت های خود دست به کشتار و تجاوز و ستم نزده اند، پس چرا صحبتی از آمریکا و غرب در این باره نمی شنویم و حتی چراغ سبز آمریکا برای مقابله با ملت ها را می بینیم، مگر آنها بشرنیستند، مگر آنها حقوقی ندارند که شما مدعیان به دنبال حقوق آنهابروید و از همه تاسف بار تر دخالت سازمان ملل است که خود بازیچه دست چند قدرت زورگوست!
 
چگونه است وهابیت خبیث در بحرین به تجاوز و خونریزی می پردازد و کسی با آنها کاری ندارد، ولی ارتش سوریه متهم به اقدام علیه حقوق بشر می شود؛ بشری که مدارک محکمی از ارتباط سازمان یافته اش با سیا و موساد به دست آمده است و علنا مورد حمایت صهیونیست ها و آمریکایی ها قرار می گیرد!!
 
و چگونه است که عبدالله عربستان شاه جانی و متجاوز که کشورش پناهگاه دیکتاتور هاست و دستش به خون جوانان شیعه و سنی کشور های منطقه از عراق گرفته تا غزه و افغانستان و پاکستان آلوده است، مورد حمایت آمریکا قرار می گیرد، اما دکتر بشار اسد به استعفا و خروج از حکومت دعوت می شود؟
 
به نظر می رسد توطئه طراحی شده علیه سوریه به همین جا خلاصه نمی شود؛ چرا كه اگر دقت داشته باشید خواهید فهمید كه کشورهایی از منطقه نظیر ترکیه و قطر به عرصه تصمیم گیری درباره سوریه وارد شده اند و فقط در یک راستا قابل تحلیل است و آن اینکه آمریکایی ها به دنبال جایگزینی کشورهای جبهه مقاومت با کشور های همسوتری چون ترکیه و قطر هستند که روابط گسترده تجاری و سیاسی با غرب دارند و در بسیاری موارد همسویی آشکار با مواضع غرب داشته اند، در این زمینه شرایط ترکیه به واسطه درگیری هایی که ملت ترکیه با رژیم صهیونیستی در سال های اخیر داشته اند از اهمیت بیشتری برخورداراست؛ به نحوی به دنبال ایجاد نسخه ای بدلی از جریان مقاومت در منطقه هستند.
 
نکته پایانی بحث، موضوع تغییر نظام سیاسی سوریه با به کار گیری نیروی نظامی و اقدام سخت است که در این زمینه باید گفت در این حالت بسیار طبیعی است که حق مقابله به مثل برای سوریه وهمپیمانانش در این زمینه محفوظ است، ولی با توجه به هوشمندی رهبران مقاومت در منطقه که در سال های اخیر نمونه های آن را در فتنه بعد از انتخابات ایران، فتنه ترور رفیق حریری در لبنان که حزب الله مورد هدف قرار گرفته بود به عینه دیده ایم بعید به نظر می رسد تحرکات از فاز دیپلماتیک خارج شده و به درگیری مسلحانه ون ظامی وارد شود، هر چند که در این صورت نیز ضرب شصت نیروهای مقاومت در کل منطقه برای غرب واستکبار فراموش نشدنی خواهد بود. 
پربازدیدترین آخرین اخبار