امضای امام خمینی(ره) بر سند شهادت؛ روایتی از رؤیای صادقه مادر شهید سهیل چملیپور
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، مادر شهید دانش آموز سهیل چملیپور که از همکاران پرتلاش در خانه بهداشت روستای زهوکی میناب است، در روایتی معنوی از خوابی که سالها پیش دیده و تعبیر آن را پس از شهادت فرزندش دریافته بود، پرده برداشت.
این مادر شهید با اشاره به جزئیات این رؤیای عجیب گفت: سالها پیش در خواب دیدم که امام خمینی (ره) حضور دارند و با قلمی که در اختیار داشتند، اسنادی را برای افراد امضا میکردند؛ برای برخی، قلم را در ظرف عسل و برای برخی دیگر در ظرف شیره خرما میزدند و سپس آن را تحویلشان میدادند؛ همه در آن فضا بسیار خوشحال بودند.
وی ادامه داد: در همان رؤیا دیدم همسرم نیز با خوشحالی، پوتینهای دوران سربازیاش را که هنوز هم از آن زمان به یادگار نگه داشته، نزد امام (ره) برد تا ایشان نیز آنها را امضا کنند. من در آن لحظه با خود اندیشیدم که چرا من چیزی ندارم تا برای امضا نزد امام ببرم؟ به همین دلیل با شتاب راهی بازار شدم تا پوتینی تهیه کنم؛ در مسیر بازار ناگهان به ذهنم خطور کرد که سالها از رحلت امام (ره) گذشته و شاید ایشان در آنجا نباشند، اما با این حال بازگشتم و وقتی به کلاس رسیدم، دیدم بله، ایشان دقیقاً با همان چهره نورانی و جزئیات دقیق در حال انجام کارشان هستند، اما متأسفانه در آن لحظه خواب تمام شد و من فرصت نکردم چیزی برای تبرک و امضا به ایشان تقدیم کنم.
مادر شهید چملیپور با بیان اینکه این خواب پس از دو سال به کلی از ذهن وی پاک شده بود، افزود: تنها کسی که از این ماجرا خبر داشت، حجتالاسلام صادقی، روحانی روستا بود که در ماه مبارک رمضان، همسرم پیام کوتاهی برای ایشان فرستاده و این خواب را جهت تعبیر بازگو کرده بود. در آن زمان نکته خاصی برداشت نشد، اما پس از شهادت فرزندم سهیل، آقای صادقی با ما تماس گرفتند و گفتند که آن خواب، در واقع بشارت و تعبیری برای لحظه شهادت و پذیرشِ قربانیِ شما در پیشگاه امام (ره) بوده است.
این روایت، اکنون در میان خانوادههای شهدای میناب به عنوان نشانهای از عاقبتبخیری و جایگاه بلند شهدای دانشآموز این خطه، با احترام و تامل بازگو میشود.