بازنمایی معصومان در متاورس با چالشهای جدی فقهی روبهرو است
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، حجت الاسلام والمسلمین علی نهاوندی نویسنده کتاب بررسی فقهی بازنمایی معصومین در بازیهای رایانهای و متاورس، در آیین رونمایی از این کتاب خاطرنشان کرد: در یک پژوهش فقه فناوری، این تحلیل را میتوان با قواعد حرمت اعانت بر اثم، قاعده تعظیم شعائر، قاعده حفظ حرمت مؤمن (به طریق اولی درباره معصوم)، قاعده نفی سبیل فرهنگی، حفظ نظام اعتقادی و مصالح عمومی جامعه اسلامی نیز تکمیل و مستدل ساخت تا مبنایی منسجم برای «فقه متاورس» و «فقه بازیهای رایانهای» در حوزه بازنمایی شخصیتهای مقدس ارائه شود.
نهاوندی ادامه داد: یکی از مهمترین مستندات فقهی در مخالفت گروهی از فقهای امامیه با نمایش چهره معصومان (ع)، قاعده حرمت هتک و وهن مقدسات است. هرچند میان فقها درباره اصل جواز یا عدم جواز نمایش چهره معصومان اختلاف نظر وجود دارد، اما تقریباً همه آنان بر این نکته اتفاق دارند که هرگونه بازنمایی که موجب هتک حرمت، تنقیص شأن، عرفی شدن مقام قدسی یا وهن شخصیت معصوم گردد، از نظر شرعی جایز نیست.
وی ادامه داد: این مبنا در فضای رسانههای سنتی مطرح بوده است؛ اما با ظهور فناوریهای نوین همچون بازیهای رایانهای (Game) و جهانهای مجازی (Metaverse)، ابعاد جدید و پیچیدهتری یافته است؛ به گونهای که میتوان گفت زمینههای تحقق هتک و وهن در این فضاها به مراتب گستردهتر و محسوستر از سینما، نقاشی یا انیمیشن است.
نویسنده این کتاب ادامه داد: نخستین دلیل این مسئله، ماهیت تعاملی بازیهای رایانهای و متاورس است. در فیلم، مخاطب صرفاً بیننده است؛ اما در بازی، کاربر با شخصیت تعامل میکند، به او فرمان میدهد، او را کنترل میکند، شکست میدهد، پیروز میکند، مسیر حرکت او را تعیین میکند و حتی ممکن است موجب کشته شدن یا تحقیر او شود.
رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس گفت: اگر شخصیتی که بازنمایی شده، معصوم (ع) باشد، این سطح از سلطه کاربر بر شخصیت قدسی، با جایگاه اعتقادی امام یا پیامبر که واجبالاطاعه و دارای ولایت الهی است، ناسازگار خواهد بود. در چنین شرایطی، رابطه عبد و ولی الهی به رابطه «بازیکن و آواتار» تبدیل میشود که عرف متدین آن را نوعی تنزل شأن و وهن مقام معصوم تلقی میکند.
نهاوندی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، فناوری متاورس صرفاً تصویر ارائه نمیدهد، بلکه شخصیت دیجیتال تولید میکند؛ شخصیتی که میتواند سخن بگوید، حرکت کند، واکنش نشان دهد، احساسات مصنوعی بروز دهد و حتی تصمیمگیری نماید. این ویژگی سبب میشود که شخصیت معصوم از یک حقیقت مقدس به یک «کاراکتر دیجیتال» تبدیل شود؛ کاراکتری که کاربران قادرند ظاهر، لباس، صدا، رفتار و حتی ویژگیهای شخصیتی او را تغییر دهند. چنین قابلیتی به طور طبیعی زمینه هتک و بیحرمتی را افزایش میدهد؛ زیرا شخصیت قدسی معصوم در معرض سلیقه، شوخی، سرگرمی و تغییرات دلخواه کاربران قرار میگیرد.
رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس گفت: از منظر فقهی، معیار هتک، برداشت عرف عقلایی متدین است. هرگاه عرف دیندار عملی را بیاحترامی نسبت به شعائر و مقدسات بداند، عنوان هتک بر آن صادق خواهد بود؛ هرچند قصد اهانت نیز وجود نداشته باشد. در فضای متاورس، قرار گرفتن معصوم در کنار شخصیتهای خیالی، اسطورهای یا حتی شخصیتهای منفی، شرکت در رقابتهای سرگرمکننده، انجام مأموریتهای بازی، دریافت امتیاز، شکست خوردن یا حذف شدن از بازی، همگی از اموری هستند که عرف متشرعه میتواند آنها را ناسازگار با قداست مقام معصوم تلقی کند.
نهاوندی خاطرنشان کرد: ویژگی دیگر متاورس، امکان تولید محتوای کاربرمحور است. برخلاف فیلم که متن و تصویر آن از پیش کنترل شده است، در متاورس کاربران میتوانند شخصیتها را تغییر دهند، برای آنها لباسهای مختلف طراحی کنند، گفتوگوهای جدید بسازند یا حتی صحنههای طنز، تمسخر یا خشونتآمیز ایجاد کنند. در نتیجه، حتی اگر طراح اولیه قصد احترام کامل به معصوم را داشته باشد.
وی ادامه داد: ساختار فنی متاورس امکان هتکهای بعدی را به کاربران واگذار میکند. این ظرفیت ذاتی، احتمال وقوع مفسده را به شدت افزایش میدهد و از منظر قواعد فقهی مانند سد ذرایع یا دفع مفسده محتمله مهم قابل توجه است.
نهاوندی یادآورشد: مسئله دیگر، عرفیسازی شخصیت قدسی است. یکی از فلسفههای منع نمایش مستقیم چهره معصومان نزد برخی فقها، جلوگیری از شکسته شدن هیبت معنوی آنان است. هنگامی که میلیونها کاربر ساعتها با نسخه دیجیتالی یک معصوم در فضای بازی تعامل میکنند، شخصیت قدسی به تدریج از جایگاه اسوه الهی به یک شخصیت سرگرمی تنزل پیدا میکند. این فرایند، هرچند تدریجی و غیرمستقیم است، اما در علوم ارتباطات از آن با عنوان «عادیسازی رسانهای» یاد میشود؛ پدیدهای که میتواند مرجعیت معنوی شخصیتهای مقدس را در ذهن مخاطبان، بهویژه کودکان و نوجوانان، تضعیف کند.
وی ادامه داد: از منظر روانشناسی شناختی نیز، بازیهای رایانهای مبتنی بر همانندساز هستند. بازیکن معمولاً خود را در جایگاه شخصیت بازی قرار میدهد و از منظر او جهان را تجربه میکند. اگر این شخصیت، معصوم باشد، ممکن است کاربر اعمال و تصمیمهایی را به آن شخصیت نسبت دهد که هیچ مبنای تاریخی یا دینی ندارد. در نتیجه، مرز میان واقعیت تاریخی و طراحی تخیلی بازی از بین میرود و تصویری غیرواقعی از شخصیت معصوم در ذهن مخاطب شکل میگیرد. این امر افزون بر آسیب معرفتی، میتواند به تحریف شخصیت معصوم نیز منجر شود.
وی ادامه داد: همچنین در بسیاری از بازیهای رایانهای، شخصیتها دارای ویژگیهایی مانند ارتقای سطح، افزایش قدرت، کسب امتیاز، خرید تجهیزات، شکست، مرگ و تولد مجدد هستند. انتساب چنین ویژگیهایی به شخصیتهای معصوم، حتی اگر صرفاً در قالب مکانیک بازی باشد، با مقام عصمت و شأن الهی آنان سازگار نیست و ممکن است از منظر عرف متشرعه، نوعی تنقیص و وهن تلقی شود.
نویسنده این کتاب ادامه داد: باید توجه داشت که موضوع صرفاً نمایش چهره نیست، بلکه بازنمایی هویت و شخصیت معصوم است. در متاورس، مخاطب تنها چهره را مشاهده نمیکند؛ بلکه با شخصیت زندگی میکند، او را هدایت میکند، درباره او تصمیم میگیرد و حتی بر رفتار او تسلط پیدا میکند. از این رو، اگر فقها در رسانههای سنتی به دلیل احتمال هتک و وهن نسبت به نمایش چهره احتیاط کردهاند، این احتمال در فضای متاورس و گیم نهتنها باقی است، بلکه به دلیل ماهیت تعاملی، قابلیت تغییرپذیری، تولید محتوای کاربرمحور، امکان تمسخر، تحریف، عادیسازی و کنترل شخصیت، شدت و گستره بسیار بیشتری یافته است.