کد خبر:۱۴۳۴۱۰
ارتباط ميان سينما و قرآن/
آفتاب در حجاب
سينما به مثابه هنر تصوير كه مرهون نمايشگري صورت است، به لحاظ فلسفي از نازلترين وجوح هستي شناسانه و معرفت گرايانه مي باشد و دين به بيان عامه تر امر قدسي و ملكوتي ...
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، در بخش هاي پيشين اين نوشتار سينما را به مثابه مدرن ترين وجه هنر تصوير و قرآن را بعنوان متن مقدس و وحياني در ره يافت تعامل و مواجه سازنده و تاثيرپذيري هنر هفتم از هنر كلام خداوند مورد بررسي و تحليل قرار داديم و زمينه هاي خلاقيت ها و آفرينش هاي هنري را در قامت آثار سينمايي و در هيئت مضامين مقدس و معرفتي بررسي كرديم.
در اين حوزه به بعضي از موانع و برخي از مشكلات و كاستي هاي در اين زمينه ها اشاره كرديم و راه هاي برون رفت از آنها را يادآور شديم كه از جمله آنها محجور بودن قرآن و مظلوميت مضاعف هنر تعهد و هنرمند متعهد بود كه با اشاره به مصاديقي عيني و نيز مرور نمونه هاي از تجربيات پيشيني در اين حوزه به تحليل و بررسي موضوعاتي از اين دست پرداختيم تا اينكه بحث به شناخت ماهيت هنر تصوير و نيز معرفت قرآن بعنوان متن وحياني رسيد و بررسي تفاوت هاي ماهوي، ذاتي، مبنايي و عرضي اين دو و تلاش براي شناخت نحوه اي از تعامل در اين حوزه.
سينما به مثابه هنر تصوير كه مرهون نمايشگري صورت است، به لحاظ فلسفي از نازلترين وجوح هستي شناسانه و معرفت گرايانه است و دين به بيان عامه تر امر قدسي و ملكوتي كه جلوه اصيل و اصلي آن وحي ناميده مي شود، در اوج و قله معرفت شناسي است كه حتي با فلسفه و حكمت هم به كنه ذات آن راهي نيست چه برسد به هنر وآن هم شكل و شمايل تصويري به نام سينما با اين نماد و نمودهاي عيني و تنزل هاي ظاهري.
بنا بر اين اگر قرار باشد بال هاي فكرمان را در حال و هوايي اين تاثير و تاثر متني- تصويري مرتب كنيم، ناچاريم به دركي صحيح، صريح، عميق، علمي و در عين حال از موضعي تعامل خواه و سازنده نائل آييم.
بحث ما در اينجا و تمركز ما در اين موقع و موضع اساسا و اصالت و دقيقا متن قرآن و معارف منتشر و مستتر و ظاهر در آن است و ترديدي نيست كه قرآن عميقا و در لايه هاي پيچاپيچ از فكر و ذكر و تذكر و تنبه و آيين و برنامه و تاريخ و قصص و حكمت و تمام متن و حواشي اش، براي ساخت هنري در پيش روي ماست و چاره و گريزي نيست از تقابل ها و رويكردها و رفتارهاي بشري ناشي از حجم و گنجايش فكر و فهم انسان كه در مواجه با متن قدسي رخ مي نمايند و انسان را در اين موضع خطير و مخاطر آميز به خود مبتلا مي گرداند كه با اين همه سوال مهمي كه مطرح مي شود، اين است «چه بايدكرد؟!»
به راستي آيا تجربه امر قدسي و رونمايي وجهي تصويري از متن مقدس و رسيدن به درك قرآني مترادف و همسان با ساخت يك فيلم تاريخي از روي قصه حضرت يوسف است و يا اينكه به نمايش گذاشتن يك فضاي ماليخوليايي از يك درك فردي و برداشتي كاملا شخصي، آنهم بدون رعايت مولفه هاي علمي و شاخصه هاي منطق قرآني، از يك نكته اخلاقي و يا معرفتي در قرآن آنهم با استفاده از ابزار تكنولوژيك و جلوه هاي مدرن خاصه از نوع كامپيوتريش اش و نيز رفتارهاي نوبختكي نپخته دوستان بشدت فرهيخته و به اصطلاح مومنان مسجد نديده ما در صدا و سيما و در قالب سريال هاي تلويزيوني كه سعي مي كنند عجالتا برزخ و شيطان و فرشته و روح و ملكوت طير الارض بهشت و جهنم و ... با حركت تند دوربين و آتش و افكت صوتي- تصويري و جلوه هاي ويژه بصري به خورد تماشاگر مظلوم و محروم و معصوم و مغموم و حسرت زده و از همه جا بي خبر بدهند؟!
به راستي آيا حضرات دوستان ما در رسانه تصويري فراگير يا همان تلويزيون دچار يك اغفال و ساده انگاري مفرد و خطرناك نشده اند، آنهم در مقابل گنجينه هاي هويت بخش و خطير و حيرت آورمان كه مهمترينشان دين و قرآن و مفاهيم و معارف و عميق و حساس و مهم انديشگي و فكري در اين حوزه هستند؟!
اما آنچه تا كنون درباره قرآن و مضامين فوق مطرح كرديم، درباره ساير امور قدسي و مفاهيم معنوي همچون نبوت و امامت ائمه اطهار هم ساري و جاري است كه در نوشتارهاي آتي و بخش هاي بعدي تحت عنواني متناسب با اين موضوع مورد مطالعه بررسي و تحليل قرار خواهيم داد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰