رئیس‌جمهور دوست داشتنی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۴۲۳

رئیس‌جمهور دوست داشتنی

محمدعلي رجايي: «چيزي که من هميشه در زندان انفرادي با خودم مي‌گفتم اين بود که رجايي، همه‌اش نبايد ديگران سرنوشت باشند و تو آنها را بخواني. يکبار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار ديگران بخوانند.»
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»، شهید محمد علی رجایی در سال 1312 هـ.ق درشهرستان قزوین متولد شد، تحصیلات ابتدایی را تا اخذ گواهینامه ششم ابتدایی درهمین شهرستان به انجام رساند. در سن چهار سالگی از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تكفل مادری مهربان و منیع الطبع قرار گرفت.
 
مهاجرت به تهران
 
در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و سال بعد یعنی در 1328 وارد نیروی هوایی شد. در مدت پنج سال خدمت در نیروی هوایی، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند، سپس درسال 1335 به دانشسرای عالی رفت و به سال 1338 دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان برد و به سمت دبیر ریاضی به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به ترتیب در شهرستان های خوانسار، قزوین و تهران به تدریس، اشتغال ورزید.
 
آشنایی با آیت‌الله طالقانی
 
آنگونه که از اسناد و بازجويی های شهید رجايی در ساواک برمی‏آید، وی در دوران خدمت پیمانی در نیروی هوایی با مرحوم آیت الله طالقانی که شب ها در مسجد هدايت جلسات تفسیر قرآن و سخنرانی داشت آشنا گردید.
 
وی می‏نویسد: «شب های جمعه به این مسجد می‏رفتم و در جلسات سخنرانی و تفسیر آقای طالقانی شرکت می‏کردم. شرکت کنندگان عموماً دانشجو یا فارغ التحصیل بودند.»
 
پیوستن به فدايیان اسلام
 
این دوران با فدايیان اسلام مرتبط شد و در سخنرانی های آتشین آنها که به صورت نیمه مخفی و گاه علنی برگزار می‏شد حضور می‏یافت. پس از دستگیری شهید نواب صفوی و یاران وفادارش با اینکه یک فرد نظامی بود به ملاقات نواب صفوی در زندان می­رفت.
 
شهیدرجايی در خاطرات خود پس از انقلاب دراین باره گفته است: «با فدائیان اسلام با اینکه در ارتش بودم و خطرناک بود همکاری می‏کردم، افکار آنها را خوب پسندیدم و در یک جمله می‏توانم بگویم که آنچه امروز در بالاترین سطح فعالیت‏های مذهبی مطرح می‏شود آن موقع فدايیان اسلام مطرح می‏کردند.»
 
دوران مبارزه
 
درسال 1340 به عضویت نهضت آزادی درآمد كه منجر به دستگیری وی ( دراردیبهشت 1342 ) و پنجاه روز زندان شد. پس از آزادی از زندان با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیئت موتلفه پرداخت و برای پرورش افرادی كه بتوانند نبردی مسلحانه را اداره نمایند، به اعزام داوطلبانی به جبهه فلسطین دست زد.
 
درهمین رابطه و برای تكمیل برنامه مزبور ( درسال 1350 ) خود شخصا به خارج ازكشور سفر كرد. ابتدا به فرانسه و تركیه رفت و از آنجا عازم سوریه شد. دوران زندان مجموعا چهارسال به درازا كشید و شهید رجایی درسال 1357 با اوج گیری انقلاب اسلامی همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد وبلا فاصله وارد مبارزات سیاسی و فرهنگی گردید و به اتفاق عده ای ازهمكارانش برای بسیج و سازماندهی مبارزات مخفی معلمان مسلمان، تلاش گسترده ای را آغاز كرد و موفق به ایجاد انجمن اسلامی معلمان شد .
 
او در راهپیمایی های عظیم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان كوشید و نقش موثری در فعالیت های تبلیغاتی آنها داشت .
 
از نخست وزیری تا شهادت
 
شهید محمد علی رجایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را بر عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتی كردن كلیه مدارس شد. سپس به عنوان نماینده مردم تهران درمجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و بدنبال تمایل مجلس شورای اسلامی در 18 مرداد 59به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی شد و با رای قاطع به نخست وزیری رسيد.
 
بدنبال عزل بنی صدر از ریاست جمهوری، شهید رجایی با رای اكثریت مردم محرومی كه شاهد تلاش های صادقانه این فرزند صدیق ملت و مقلد با وفای امام ( ره ) بودند به ریاست جمهوری انتخاب شد. دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی كه توان تحمل وجود این مایه امید مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند درهشتم شهریور ماه 1360 او را به همراه یار قدیمی اش شهید باهنر در انفجار دفتر نخست وزیری به شهادت رساندند.
 
درس ها و عبرت ها، در خاطراتی از شهید رجایی
 
1. تو باید بین این مردم زحمت بكشی و اجر ببری
 
با توجه به اینكه در مناطق بالای شهر می توانستم مطب خودم را دایر كنم ولی ترجیح دادم در منطقه صبای فعلی كه سابق به مفت آباد معروف بود این كار را بكنم. آقای رجايی كه وضع مردم این محل را بخصوص در سال های 1340 به بعد می دانست كه اكثراً از طبقه سوم جامعه و دارای شغل های پایین مثل نفت فروشی، رفتگری و غالباً فقیر بودند به من گفت كه مطب تو باید اینجا باشد. در بین این مردم فقیر، هر چند زحمت می كشی اجر آن را هم از خدا می بری. این توصیه ایشان در حالی بود كه برخی از فامیل مرا به دلیل زدن مطب در این منطقه به شدت ملامت می كردند.
 
2. وزرای كابینه من از سرچشمه انتخاب می شوند
 
دقیقاً بخاطر دارم وقتی بحث انتخاب و معرفی كابینه آقای رجايی مطرح بود ایشان طی صحبت هایی كه داشتند صریحاً اظهار كردند من تمامی وزیران كابینه ام را از محله سرچشمه انتخاب می كنم كه البته منظور ایشان این نبود كه وزرا را از كسانی كه در این ناحیه زندگی می كنند انتخاب می كند.
 
وي معتقد بود وزرا باید عمدتاً از نواحی پایین و جنوب شهر انتخاب بشوند و فرهنگ زندگی آنها فرهنگ سرچشمه و میدان شهدا باشد كه این در حقیقت اعلام موضع و جهت گیری ارزشی ایشان را به مردم نشان می داد.
 
3. لوستر مجلس را هم جمع كن
 
در روزهای اول نخست وزیری، آقای رجايی مرا خواست و به من حكمی داد كه طی آن كلیه اموال مازاد دولت را شناسایی و از سطح وزارتخانه، سازمان ها و مراكز دولتی جمع آوری كنم. ایشان به من گفت هر چه اموال لوكس در ادارات و وزارتخانه هاست نظیر لوستر ، فرش و غیره همه را جمع كن.
 
ظاهراً امام به ایشان هم تذكری داده بود كه این كار بشود. ایشان هم این بخشنامه را كرد. با حكمی كه از او داشتم به تك تك وزارتخانه ها می رفتم و اموال مازاد و تشریفاتی را جمع می كردم. ایشان حتی به من گفت این لوستر بزرگ وسط مجلس را جمع كن.
 
4. تمام وسایل تزئینی اتاق را جمع كنید
 
وقتی آقای رجايی می خواست در دفتر بنی صدر مستقر شود و كارش را شروع كند چون اتاق كار بنی صدر اتاق خیلی شیك و مجللی بود كه مملو از وسایل تزئینی و دكوری بود كه در داخل ویترین های شیشه ای قرا داشتند، تا برای بازدید وضع اتاق ها وارد شدند گفتند بچه ها تمام اینها و هر چه وسایل تزیینی است را بردارید و در داخل این كمدهای چوبی بگذارید كه دیده نشوند. تنها چیزی را كه قبول كرد در اتاق كار جدیدش بگذاریم یك رادیو ضبط و چند جلد كتاب بود. ایشان گفت به جز این ها بقیه چیزها را جمع كنید و بردارید.
پربازدیدترین آخرین اخبار