قفل ۱۲ ساله بر گلوی ترانزیت ریلی شمال کشور/ دولت تکلیف راهآهن اینچهبرون را روشن کند
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو- علی قاسمعلی- گاهی یک پروژه عمرانی، تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ گاهی یک خط ریلی میتواند به اندازه یک میدان نفتی برای کشور ارزآوری داشته باشد و گاهی تعلل در تکمیل چند کیلومتر خط آهن و چند صد هکتار زیرساخت، میلیاردها دلار فرصت اقتصادی را از میان میبرد. داستان مرکز لجستیک ریلی اینچهبرون نیز از همین جنس است؛ پروژهای که قرار بود گلستان را به دروازه ترانزیت شمال ـ جنوب کشور تبدیل کند اما امروز به نمادی از فرصتسوزی و تعلل در تکمیل زیرساختهای اقتصادی کشور بدل شده است.
اینچهبرون؛ گره راهبردی کریدور شمال ـ جنوب
سال ۱۳۹۳ رؤسای جمهور ایران، ترکمنستان و قزاقستان در مراسم افتتاح خط ریلی موسوم به KTI حاضر شدند؛ خطی به طول ۹۲۴ کیلومتر که کوتاهترین مسیر اتصال کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد محسوب میشود. بر اساس اهداف اولیه، ظرفیت جابهجایی این مسیر بیش از سه میلیون تن در سال پیشبینی شده بود که قابلیت افزایش آن تا ۱۰ میلیون تن را نیز داشت. از همان روزها کارشناسان معتقد بودند این مسیر میتواند به یکی از مهمترین حلقههای کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب تبدیل شود.
اهمیت این مسیر زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم کشورهای آسیای میانه بیش از ۱۰۰ میلیون تن ظرفیت ترانزیت کالا دارند و به گفته مسئولان وزارت امور خارجه، ایران توانایی ترانزیت حدود ۶۰ میلیون تن از این ظرفیت را داراست. درآمد ناشی از این میزان ترانزیت حتی بیش از درآمدهای نفتی کشور برآورد شده است.
در چنین شرایطی، اینچهبرون میتوانست نه تنها به قطب ترانزیت ریلی کشور، بلکه به یک مزیت راهبردی در حوزه پدافند غیرعامل تبدیل شود. رخدادهای ماههای اخیر منطقه و تنشهای موجود در آبهای جنوبی کشور نشان داد اتکای صرف به بنادر جنوبی تا چه اندازه میتواند تجارت خارجی ایران را آسیبپذیر کند. وجود یک مسیر ایمن، کوتاه و بینالمللی در شمال کشور، ظرفیتی است که میتواند در شرایط بحرانی، بخشی از بار واردات و صادرات کشور را بر دوش بکشد.
پنج سال انتظار برای ۵۳۸ هکتار زمین و وعدههای روی زمین مانده
اردیبهشت سال ۱۴۰۰ واگذاری ۵۳۸ هکتار زمین برای احداث مرکز لجستیک اینچهبرون به راهآهن جمهوری اسلامی به تصویب رسید. چند ماه بعد مسئولان از احداث پنج سکوی بارگیری، تأمین زیرساختهای آب، برق، گاز و فیبر نوری و برنامهریزی برای جذب سرمایهگذاران خبر دادند. اسفندماه همان سال نیز وعده آغاز عملیات اجرایی مرکز لجستیک با حضور رئیسجمهور و تأمین ۶۵۰ میلیارد تومان اعتبار برای تکمیل زیرساختهای فاز نخست مطرح شد.
اما سؤال اساسی اینجاست؛ پنج سال پس از واگذاری زمینها و حدود چهار سال پس از وعده آغاز عملیات اجرایی، امروز مرکز لجستیک اینچهبرون در چه وضعیتی قرار دارد؟
پاسخ این سؤال را باید در سخنان مدیرعامل راهآهن جمهوری اسلامی ایران جستوجو کرد؛ جایی که وی از «قفل شدن» ترانزیت کالا در اینچهبرون سخن میگوید.
قفل ترانزیت کالا؛ از توقف قطارها تا اختلال در واردات دارو
جبارعلی ذاکری، مدیرعامل راهآهن جمهوری اسلامی ایران، با انتقاد از توقف عملیات اجرایی توسعه مرکز لجستیک اینچهبرون از سال ۱۴۰۱ اظهار کرد: در حالی که هدفگذاری ترانزیت ریلی این منطقه برای سال جاری ۱۰ میلیون تن تعیین شده بود، به دلیل وجود تنها چهار خط ریلی فعال به جای ۴۰ خط مورد نیاز، شبکه ریلی منطقه قفل شده و ۱۵ قطار حامل کالا در ایستگاههای اترک و ترکمنستان زمینگیر شدهاند.
وی افزود: صاحبان کالا برای ترانزیت کانتینرهای خود ناچارند تا سه ماه آینده زمان رزرو دریافت کنند و این مسئله حتی واردات داروهای ضروری کشور را نیز با مشکل مواجه کرده است.
ذاکری ادامه داد: بخش عمده بارهای ورودی از طریق خط عریض با استاندارد روسی وارد کشور میشوند اما زیرساخت تبدیل آن به خط نرمال با استاندارد اروپایی در اینچهبرون فراهم نشده است و به جای استفاده از تجهیزات مکانیزه، کانتینرها با جرثقیلهای موجود تخلیه و مجدداً بارگیری میشوند که زمان و هزینه جابهجایی کالا را به شدت افزایش داده است.
وی تصریح کرد: امروز هر دو روز یکبار جلسات مجازی با وزیر راهآهن ترکمنستان برای مدیریت وضعیت واگنها برگزار میشود و پیشنهاد هدایت بارهای مازاد به مسیر سرخس نیز تنها یک راهحل موقتی است.
مطالبه مجلس؛ دولت تکلیف اینچهبرون را روشن کند
عبدالجلال ایری در گفتوگو با خبرنگار دانشجو اظهار کرد: مجلس شورای اسلامی تاکنون هیچگونه گزارش رسمی و شفافی از روند اجرای پروژههای اینچهبرون دریافت نکرده و اطلاعات نمایندگان در این زمینه تفاوتی با آنچه مردم میدانند، ندارد.
سخنگوی کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت: نه استانداری و نه مجموعه راهآهن تاکنون اطلاعرسانی مناسبی به مجلس نداشتهاند و کمیسیون عمران نیز از آخرین اقدامات، برنامهها و میزان پیشرفت پروژهها بیاطلاع است.
سخنگوی کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی افزود: کسی که مدیریت این پروژه را بر عهده دارد، باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. نمیتوان پروژهای با این میزان اهمیت ملی را پیش برد، اما مجلس را از روند اجرای آن بیاطلاع گذاشت.
وی تصریح کرد: اگر برای دریافت اطلاعات ناچار شویم از ابزارهای نظارتی مجلس استفاده کنیم، این مسیر را در پیش خواهیم گرفت و از طرح سؤال تا تحقیق و تفحص، همه ظرفیتهای قانونی برای روشن شدن ابعاد موضوع مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
ایری خاطرنشان کرد: پیگیریهای لازم از ابتدای هفته آینده آغاز خواهد شد و مجلس برای انجام وظیفه نظارتی خود، موضوع را با جدیت دنبال میکند.
وی با انتقاد از برخی رفتارها در قبال مجلس، اظهار کرد: دوستان از وفاق سخن میگویند، اما در عمل مسیر دیگری را دنبال میکنند. وفاق به معنای تعامل، شفافیت و همراهی میان دستگاههاست، نه آنکه مجلس بهعنوان نهاد ناظر از روند اجرای پروژههای مهم کشور بیاطلاع بماند.
سخنگوی کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: بیتوجهی به مطالبه نمایندگان مردم و ارائه نکردن گزارشهای شفاف، با روح وفاق سازگار نیست و مسئولان باید در قبال عملکرد خود و سرنوشت پروژههای ملی، پاسخگوی افکار عمومی و مجلس باشند.
شاید تلخترین بخش این ماجرا آن باشد که امروز بخشی از بارهایی که قرار بود از مسیر اینچهبرون عبور کنند، به سمت سرخس هدایت میشوند. این در حالی است که سالها برخی مسئولان استانی از ظرفیتهای اینچهبرون در رقابت با سرخس سخن میگفتند و حتی بستههای تشویقی برای جذب تجار و صاحبان کالا ارائه میشد.
اکنون اما نه تنها از افزایش سهم ترانزیت خبری نیست، بلکه همین حجم فعلی نیز با مشکلات جدی روبهرو شده است.
پرسش مهمی که افکار عمومی گلستان باید از مسئولان مطالبه کند آن است که چه نهادی پاسخگوی توقف چند ساله این پروژه خواهد بود؟ اختلافات حقوقی بر سر تملک اراضی، سکوت طولانی مسئولان استانی و نبود پیگیری مؤثر برای رفع موانع اجرایی، چه میزان خسارت اقتصادی به استان و کشور وارد کرده است؟
اگر تنها هدفگذاری ۱۰ میلیون تن ترانزیت کالا در سال محقق میشد، این پروژه میتوانست میلیاردها دلار درآمد مستقیم و غیرمستقیم برای کشور به همراه داشته باشد. علاوه بر آن، هزاران فرصت شغلی در حوزه حملونقل، خدمات لجستیکی، صنایع تبدیلی، انبارداری و خدمات پشتیبانی ایجاد میشد.
موضوع این گزارش تنها چهار خط ریلی یا تأخیر سهماهه در تحویل کانتینرها نیست؛ مسئله اصلی، از دست رفتن یک فرصت راهبردی برای اقتصاد کشور است. امروز اینچهبرون تنها یک ایستگاه مرزی نیست؛ این منطقه میتواند در شرایط جنگ اقتصادی و حتی بحرانهای منطقهای، یکی از مطمئنترین مسیرهای تأمین کالاهای اساسی کشور باشد.
دوازده سال از افتتاح این مسیر بینالمللی و پنج سال از واگذاری اراضی مرکز لجستیک گذشته است. امروز زمان آن رسیده که دولت به صورت شفاف اعلام کند تکلیف ۵۳۸ هکتار اراضی مرکز لجستیک اینچهبرون چه خواهد شد؟ اختلافات حقوقی موجود چه زمانی پایان مییابد؟ چه میزان اعتبار برای تکمیل این پروژه مورد نیاز است و مهمتر از همه، چه زمانی قفل ترانزیت کالا در اینچهبرون شکسته خواهد شد؟
گلستان سالهاست هزینه تعلل در تکمیل این پروژه را پرداخت میکند؛ هزینهای که امروز نه تنها از جیب مردم این استان، بلکه از فرصتهای اقتصادی کشور پرداخت میشود.