آرزوهای رها زیر آوار مدرسه ماند؛ روایت تلخ مادر شهیده «رها زارعی» از حمله به مدرسه شجره طیبه میناب+فیلم
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، فریبا بستام مادر شهیده «رها زارعی» دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب و از کارکنان بخش زایشگاه بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) میناب در روایت خود از روز حادثه از لحظات پرالتهاب جستوجوی دخترش و آرزوهای ناتمام این کودک هفتساله سخن گفت.
وی با بیان اینکه روز هشتم اسفند در شیفت شب بیمارستان مشغول به کار بوده است، اظهار کرد: صبح روز نهم اسفند حدود ساعت ۱۱:۲۰ معلم رها با من تماس گرفت، اما هنگام پاسخ دادن هیچ صدایی جز صدای نویز و هوا در گوشی شنیده نمیشد.
مادر شهیده «رها زارعی» ادامه داد: وقتی از خانه بیرون آمدم همسایهها گفتند مدرسه هدف حمله قرار گرفته است. خودم را به مدرسه رساندم و دیدم بخشی که کلاس رها در آن قرار داشت، کاملاً تخریب شده بود؛ برخی از همسایههایی که به مدرسه اشراف داشتند، به من گفتند تعدادی از دانشآموزان را معلمان از محل خارج کردهاند و از من خواستند نگران نباشم.
این مادر داغدار افزود: بعد از آن مجبور شدم به بیمارستان بازگردم و در کنار مجروحان باشم. تمام بخشهای بیمارستان را جستوجو کردم، اما خبری از رها نبود. حتی به سردخانه رفتم، اما آنجا هم اثری از او نبود و همچنان امیدوار بودم که زنده باشد.
وی در ادامه با اشاره به ویژگیهای اخلاقی دخترش گفت: رها تنها هفت سال داشت، اما بسیار مهربان و فهمیده بود. همیشه میگفت دوست دارد درس بخواند و دندانپزشک شود. با زبان کودکانه میگفت از کسانی که توان مالی دارند پول میگیرد، اما افراد نیازمند را رایگان درمان میکند. همچنین آرزو داشت رستورانی راهاندازی کند تا به افراد فقیر غذای رایگان بدهد.
خانم بستام درباره لحظه پیدا شدن پیکر دخترش نیز اظهارکرد: حدود ساعت پنج عصر، رها را به همراه دو نفر از دوستانش، سارا شایسته و محبوبه نظری، در آغوش معلمشان از زیر آوار بیرون آوردند. رها در حالت سجده بود و متأسفانه او و دیگر کودکان جان خود را از دست داده بودند.
وی با اشاره به سختیهایی که خانوادههای جانباختگان متحمل شدهاند، گفت: داغ خانوادههای شهدا بسیار سنگین است. باید از نزدیک دید که مادران چه رنجی میکشند؛ کودکانی که پیکرهایشان آسیبهای شدیدی دیده بود، صحنههایی فراموشنشدنی را رقم زد.
مادر شهیده «رها زارعی» همچنین از سفر خود به کربلا یاد کرد و افزود: به نیت رها به کربلا رفتم و در درمانگاهی به نیابت از او و دیگر شهدا به مردم خدمت کردم. امیدوارم بتوانم راه رها و دیگر شهدا را ادامه دهم.
وی در پایان برای خانوادههای جانباختگان آرزوی صبر کرد و گفت: از خداوند برای همه خانوادههای شهدا صبر و آرامش مسئلت دارم.