تنگه هرمز؛ گلوگاه بی‌جایگزین انرژی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۷۴۹۵
یک کارشناس انرژی در گفت‌وگو با دانشجو عنوان کرد؛

تنگه هرمز؛ گلوگاه بی‌جایگزین انرژی

تنگه هرمز با وجود مسیرهای جایگزین محدود، همچنان شاهراهی بی‌بدیل برای انتقال نفت و گاز جهان است و هر اختلال در آن می‌تواند موجی از گرانی و نااطمینانی را به بازارهای جهانی بفرستد.
ررا

 

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، مهرزاد لیموچی، تحلیلگر ارشد حوزه انرژی و مدیرمسئول فصلنامه مطالعات استراتژیک مدیریت انرژی، با اشاره به شرایط جدید بازار جهانی انرژی اظهار کرد: تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که این آبراه راهبردی همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های امنیت انرژی جهان است و برخلاف برخی تحلیل‌ها، مسیرهای جایگزین موجود توان جبران کامل نقش آن را ندارند. بخشی از محموله‌های انرژی جهان، به‌ویژه برخی فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی مایع و محصولات پتروشیمی، حتی با توسعه مسیرهای جایگزین نیز امکان انتقال مشابه از نظر حجم، هزینه و زمان را ندارند.

 

مسیرهای جایگزین؛ ظرفیتی که به پای هرمز نمی‌رسد

 

مهرزاد لیموچی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در تحلیل بازار انرژی باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان وجود مسیر جایگزین و جایگزینی واقعی یک مسیر راهبردی است. طبق داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، تنها عربستان سعودی و امارات از خطوط لوله‌ای برخوردارند که می‌توانند بخشی از صادرات نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز انجام دهند و حداکثر ظرفیت این خطوط لوله (پترولاین شرق-غرب عربستان و خط ادکاپ امارات) در مجموع تنها بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است، رقمی که به‌سختی یک‌چهارم حجم عادی عبوری از تنگه هرمز را پوشش می‌دهد. عراق، کویت، قطر و بحرین عملا هیچ زیرساخت جایگزین قابل‌اتکایی برای صادرات نفت خود در اختیار ندارند و صادراتشان کاملا به باز ماندن تنگه وابسته است. البته باید این موضوع را نیز در نظر داشت که تجربه ثابت کرده که این مسیرهای جایگزین نیز در مواقع بحرانی از مدار خارج می شوند.

 

فراتر از نفت؛ هرمز در قلب تجارت جهانی گاز

 

وی افزود: تنگه هرمز فقط یک مسیر انتقال نفت نیست، بلکه یک حلقه حیاتی در زنجیره جهانی انرژی محسوب می‌شود. در حوزه گاز طبیعی مایع نیز وضعیت مشابه یا حتی حادتر است. بر اساس آمار IEA، حجم گاز مایع عبوری از تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵ بالغ بر ۱۱۲ میلیارد مترمکعب بوده که نزدیک به ۲۰ درصد از کل تجارت جهانی LNG را تشکیل می‌دهد و حدود ۹۳ درصد از صادرات LNG قطر و ۹۶ درصد از صادرات LNG امارات از همین مسیر انجام می‌شود. برای این حجم از صادرات گاز مایع، عملا هیچ مسیر جایگزینی جز تاسیسات مایع‌سازی موجود در همین منطقه وجود ندارد، بنابراین در صورت اختلال جدی، خسارت تنها به بازار نفت محدود نخواهد ماند.

 

از تردد کشتی‌ها تا تورم آمریکا؛ اثر جهانی یک گلوگاه

 

این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی تصریح کرد: نکته دیگری که در تحلیل‌های عمومی کمتر به آن توجه می‌شود، ترکیب مقصد این صادرات است. حدود ۸۴ درصد از کل نفت خام و فرآورده های نفتی عبوری از تنگه هرمز به بازارهای آسیایی ارسال می‌شود و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در مجموع ۶۹ درصد از این جریان را دریافت می‌کنند. با این حال، این آمار نباید به این برداشت نادرست منجر شود که آمریکا از تحولات تنگه هرمز مصون است. تجربه ماه‌های اخیر نشان داد اقتصاد آمریکا از کانالی غیرمستقیم اما به‌مراتب گسترده‌تر، یعنی قیمت جهانی نفت و تورم داخلی، به‌شدت تحت فشار قرار گرفته است.

 

مهرزاد لیموچی توضیح داد: بر اساس برآوردها تنها یک فصل تعطیلی یا اختلال جدی در تنگه هرمز می‌تواند تورم مصرف‌کننده در آمریکا را تا ۰.۶ واحد درصد افزایش دهد و در صورت تداوم اختلال تا سه فصل، این اثر می‌تواند به بیش از ۱.۴ واحد درصد برسد. رقمی که دو تا سه برابر بزرگ‌تر از اثر تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ و بحران نفتی ۱۹۹۰ بوده است.

 

 وی افزود: آمار میدانی نیز این برآوردها را تایید می کند. نرخ تورم سالانه آمریکا از ۲.۴ درصد در فوریه ۲۰۲۶ به ۳.۸ درصد در آوریل همین سال جهش کرد که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۳ به این‌سو بود و بخش قابل‌توجهی از این جهش مستقیما از رشد بیش از ۱۷ درصدی تورم بخش انرژی ناشی شده بود.

 

وی ادامه داد: مکانیزم انتقال این فشار به اقتصاد آمریکا ساده است. قیمت بنزین در آمریکا نه بر اساس میزان واردات مستقیم از خلیج‌فارس، بلکه بر اساس قیمت جهانی نفت خام تعیین می‌شود که خود مستقیما متأثر از عرضه و تقاضای جهانی و از جمله جریان عبوری از تنگه هرمز است. به همین دلیل، حتی کشوری مانند آمریکا که واردات مستقیمش از این مسیر ناچیز است، از مسیر قیمت بنزین، هزینه حمل‌ونقل دریایی و در نهایت تصمیمات بانک مرکزی درباره نرخ بهره، به‌طور کامل در معرض تبعات این بحران قرار می‌گیرد.

 

بازار در انتظار کدام سناریو است؟

 

وی افزود: در شرایط فعلی، بازار انرژی با چند مسیر احتمالی مواجه است. نخستین سناریو، دستیابی به توافقی پایدارتر از تفاهم‌های موقت پیشین است که بتواند تضمین عملیاتی واقعی برای امنیت تردد فراهم کند. در این حالت، بخشی از حق ریسک ژئوپلیتیکی که اکنون در قیمت نفت لحاظ شده کاهش می‌یابد، هرچند بازگشت کامل اعتماد کشتیرانی و بیمه‌گران به مسیر، با توجه به سابقه شکست تفاهم‌های پیشین، زمان قابل‌توجهی خواهد برد.

 

لیموچی ادامه داد: سناریوی دوم، تداوم وضعیت فعلی یعنی ترکیبی از محدودیت‌های اعلامی ایران و محاصره دریایی آمریکاست، بدون تشدید یا کاهش محسوس. در این حالت، تنگه هرمز به شکل نیمه‌فلج باقی می‌ماند، آمار ترددها همچنان در محدوده کنونی باقی می‌ماند، هزینه بیمه و حمل بالا می‌ماند و بازار در وضعیت تعلیق نگه داشته می‌شود.

 

این تحلیلگر حوزه انرژی خاطرنشان کرد: سومین سناریو، از سرگیری کامل درگیری نظامی و تبدیل وضعیت کنونی به یک بحران عرضه واقعی است. با توجه به سابقه حملات به کشتی‌ها، مین‌گذاری دریایی و درگیری‌های نظامی مستقیم در ماه‌های گذشته، احتمال چنین تشدیدی را نمی‌توان نادیده گرفت. در این سناریو، واکنش بازار به میزان ذخایر راهبردی کشورهای مصرف‌کننده، ظرفیت مازاد تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز بستگی خواهد داشت.

 

مهرزاد لیموچی بیان کرد: تجربه هفته‌های اخیر نشان داده بازار بیش از آن که به یک اعلامیه رسمی واکنش نشان دهد، به داده‌های میدانی ترددهای واقعی کشتی‌ها حساس است. کاهش پیوسته تعداد عبورها در هفته‌های گذشته، خود گویای سطح واقعی ریسک است.

 

این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی در پایان تاکید کرد: بحران‌های اخیر بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی فقط به میزان تولید وابسته نیست، بلکه به امنیت مسیرهای انتقال، تنوع زیرساخت‌های صادراتی، ذخایر راهبردی و توان مدیریت بحران نیز بستگی دارد. با توجه به محدودیت ذاتی ظرفیت خطوط لوله جایگزین در برابر حجم واقعی عبوری از تنگه هرمز باید عنوان کرد که عملا جیگزینی برای تنگه هرمز وجود ندارد.

پربازدیدترین آخرین اخبار