نفت ۱۰۰ دلاری حاصل حماقت واشنگتن؛ آمریکاییها تاوان جنگطلبی ترامپ را پای پمپبنزین میدهند
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بازار جهانی نفت دوباره وارد محدودهای شده که ماهها به عنوان یکی از مهمترین خطوط روانی بازار انرژی شناخته میشد؛ ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نفت برنت. قیمت نفت برنت در معاملات روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، برای نخستین بار از ۲ مرداد ۱۴۰۵ از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و در معاملات اولیه با ۲ دلار و ۱۵ سنت افزایش، معادل ۲.۲ درصد رشد، به ۱۰۰ دلار و ۷ سنت برای هر بشکه رسید. همزمان، نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با ۱ دلار و ۷۰ سنت افزایش به ۹۴ دلار و ۷۳ سنت رسید.
اما عدد ۱۰۰ دلار، فقط یک رکورد روی تابلوی معاملات نیست. پشت این عدد، یک واقعیت بزرگتر قرار دارد؛ تعرض نظامی و تروریسم اقتصادی علیه ایران، ناامنی در یکی از مهمترین مناطق انرژی جهان و اختلال در مسیرهای انتقال نفت، حالا هزینه خود را از بازارهای جهانی به اقتصاد آمریکا منتقل کرده است. سوالی که امروز جدیتر از همیشه مطرح میشود این است: آیا سیاست فشار اقتصادی و حمله نظامی علیه ایران، در نهایت بخشی از هزینه خود را به مصرفکننده آمریکایی بازگردانده است؟
از حمله به ایران تا نفت ۱۰۰ دلاری
بازار نفت از زمان آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در اوایل اسفند ۱۴۰۴ وارد مرحله تازهای از التهاب شده است؛ بحرانی که خیلی زود از یک درگیری نظامی فراتر رفت و به مسئله امنیت انرژی جهان تبدیل شد. اهمیت ماجرا فقط به تولید نفت ایران محدود نیست؛ مسئله بزرگتر، امنیت منطقهای است که بخش قابل توجهی از نفت جهان از مسیرهای دریایی آن عبور میکند.
تنگه هرمز در این میان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت جهان از این مسیر عبور میکرد؛ اما با تشدید درگیریها، تردد کشتیها و جریان نفت در این مسیر با اختلال و ابهام جدی روبهرو شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، پیش از موج تازه تنشها در اوایل شهریور ۱۴۰۵، میزان عبور نفت از هرمز به حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز رسیده بود، اما پس از تشدید حملات و افزایش ناامنی، این میزان به کمتر از ۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.
این یعنی بازار جهانی نفت فقط با مسئله کاهش تولید مواجه نیست؛ بازار با تهدید علیه یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان روبهرو شده است و همینجا است که حق بیمه جنگ وارد قیمت نفت میشود. بازار لازم نیست حتما شاهد ناپدید شدن میلیونها بشکه نفت باشد تا قیمتها جهش کنند؛ کافی است معاملهگران مطمئن نباشند فردا چه مقدار نفت به مقصد خواهد رسید.
نفت در یک هفته ۷.۶ درصد گران شد
عبور برنت از ۱۰۰ دلار نیز یک اتفاق ناگهانی نبود. تنها در هفته گذشته، نفت برنت ۷.۶ درصد افزایش قیمت را ثبت کرد و در پایان معاملات به ۹۶ دلار و ۲۸ سنت برای هر بشکه رسید. نفت خام آمریکا نیز در همین مدت نزدیک به ۱۰ درصد افزایش یافت و به ۹۱ دلار و ۴۸ سنت رسید.
بازار نفت در این مدت از چند جهت تحت فشار قرار گرفت؛ تشدید درگیری میان ایران و ارتش متجاوز آمریکا، نگرانی از اختلال در عبور نفت از هرمز، حملات به کشتیها و زیرساختهای انرژی و همزمان مشکلات عرضه در بازار فرآوردههای نفتی. همین شرایط باعث شده برخی بانکها و موسسات مالی نیز برآورد خود از قیمت نفت را افزایش دهند. تحلیلگران بازار اکنون هشدار میدهند که ادامه بحران میتواند فشار بیشتری بر عرضه وارد کند و موسساتی مانند گلدمن ساکس، بانک آمریکا و HSBC نیز در واکنش به افزایش نااطمینانی، پیشبینیهای خود از قیمت نفت را بالا بردهاند.
اما ماجرای نفت ۱۰۰ دلاری فقط در بازار انرژی باقی نمیماند. مرحله بعد، پمپ بنزین است.
دود بحران به چشم راننده آمریکایی رفت
در آمریکا، آثار افزایش قیمت نفت و اختلال در بازار انرژی دیگر فقط یک نگرانی برای سرمایهگذاران نیست و قیمت سوخت به طور مستقیم به مسئله زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. در تعطیلات روز کارگر آمریکا در سال جاری، میانگین قیمت بنزین در این کشور به حدود ۴ دلار و ۱۴ سنت برای هر گالن رسید؛ رقمی که نزدیک به یک دلار بیشتر از سال قبل بود و حتی رکورد پیشین قیمت بنزین در این تعطیلات را نیز پشت سر گذاشت. همزمان، قیمت گازوئیل در آمریکا به سطح بیسابقه ۵ دلار و ۸۵ سنت برای هر گالن رسید.
اما این رقم فقط برای رانندگان کامیون اهمیت ندارد. گازوئیل، سوخت بخش بزرگی از اقتصاد آمریکاست؛ از کامیونهایی که کالا را در سراسر کشور جابهجا میکنند تا ماشینآلات کشاورزی، زنجیره توزیع و حملونقل کالا. به همین دلیل، افزایش قیمت گازوئیل میتواند از جایگاه سوخت عبور کند و به قیمت مواد غذایی و سایر کالاهای مصرفی برسد.
کلودیو گالیمبرتی، اقتصاددان ارشد موسسه ریستاد انرژی، در توضیح اهمیت این موضوع گفته است: «تمام بخشهای اقتصاد از گازوئیل تاثیر میپذیرند.» او افزایش هزینه سوخت را یکی از عواملی دانسته که میتواند انتظار برای تداوم تورم را تقویت کند. این همان نقطهای است که نفت ۱۰۰ دلاری از یک خبر اقتصادی به یک مسئله سیاسی و اجتماعی در آمریکا تبدیل میشود.
فشار فقط روی راننده نیست؛ تورم بنزین یقه همه را میگیرد
افزایش قیمت بنزین شاید نخستین چیزی باشد که مردم آمریکا احساس میکنند، اما افزایش قیمت گازوئیل میتواند دامنه بسیار گستردهتری داشته باشد. کامیونها کالا را جابهجا میکنند، ماشینآلات کشاورزی با گازوئیل کار میکنند و بخش بزرگی از شبکه توزیع آمریکا به سوخت وابسته است. بنابراین، وقتی قیمت گازوئیل افزایش پیدا میکند، هزینه حملونقل بالا میرود و در نهایت این هزینه میتواند به قیمت کالاهایی برسد که مردم هر روز خریداری میکنند.
گزارشهای آمریکایی نشان میدهد شرکتهای بزرگ حملونقل و توزیع نیز برای جبران افزایش هزینه سوخت، فشار هزینهای بیشتری را به زنجیره تامین منتقل کردهاند. در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط این نیست که یک راننده آمریکایی برای پر کردن باک خود پول بیشتری پرداخت میکند؛ موضوع این است که نفت گران و گازوئیل گران میتواند دوباره به تورم دامن بزند و این، درست همان چیزی است که دولت آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای نمیخواهد با آن روبهرو شود.
دولت آمریکا هم فشار قیمت سوخت را پذیرفته است
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا نیز در واکنش به افزایش قیمت سوخت، بالا بودن هزینهها برای مصرفکنندگان را پذیرفته، هرچند تلاش کرده با اشاره به بازارهای آتی، احتمال کاهش قیمتها در ماههای آینده را مطرح کند. بر اساس گزارشها، او به این موضوع اشاره کرده که بازارهای آتی احتمال کاهش حدود ۳۵ سنتی قیمت بنزین تا آبانماه را پیشبینی میکنند.
اما تفاوت مهمی میان پیشبینی بازار و واقعیت امروز وجود دارد. مصرفکننده آمریکایی امروز قیمت بنزین و گازوئیل را با امید به کاهش قیمت در آینده پرداخت نمیکند؛ او اکنون با سوخت گرانتر مواجه است و ادامه یا کاهش این فشار نیز بیش از هر چیز به آینده بحران انرژی و درگیری در منطقه بستگی دارد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی به یک مسئله سیاسی برای دولت آمریکا نیز تبدیل شده است. دونالد ترامپ در واکنش به انتقادها درباره تاثیر جنگ و افزایش قیمت بنزین بر انتخابات میاندورهای، تلاش کرده این موضوع را کماهمیت نشان دهد، اما گزارشهای رسانهای آمریکایی تاکید دارند که افزایش قیمت انرژی و تورم، به یکی از چالشهای دولت او در آستانه انتخابات تبدیل شده است. این یعنی جنگی که در هزاران کیلومتر دورتر جریان دارد، حالا به یکی از مسائل داخلی آمریکا هم تبدیل شده است.
پالایشگاههای آمریکا در اوج کار میکنند، اما بازار آرام نشده است
یکی از نکات مهم بحران فعلی این است که آمریکا خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان محسوب میشود، اما تولید نفت بیشتر، به معنای مصونیت کامل از شوکهای جهانی انرژی نیست. بازار سوخت آمریکا به قیمت جهانی نفت، ظرفیت پالایشگاهها، موجودی فرآوردهها، صادرات و وضعیت زنجیره تامین جهانی وابسته است.
در همین شرایط، پالایشگاههای آمریکا با ظرفیت بالایی فعالیت میکنند، اما فشار عرضه و اختلال در بازار جهانی فرآوردهها همچنان پابرجاست. بر اساس گزارشهای موجود، پالایشگاههای آمریکا در هفتههای گذشته با حدود ۹۸ درصد ظرفیت فعالیت کردهاند؛ سطحی که نشان میدهد صنعت پالایش این کشور برای پاسخ به تقاضا تحت فشار قابل توجهی قرار گرفته است.
اما مشکل فقط ظرفیت پالایش نیست. بازار جهانی سوخت همزمان با بحران هرمز، اختلال در عرضه خاورمیانه و مشکلات پالایشگاهی در بخشهای دیگر جهان تحت فشار قرار گرفته است. به بیان سادهتر، آمریکا میتواند نفت تولید کند، اما نمیتواند خود را از بازار جهانی انرژی جدا کند.
فشار علیه ایران؛ هزینهای که به خود آمریکا برگشت
آمریکا در ماههای گذشته، فشار بر ایران را فقط از مسیر نظامی دنبال نکرده است؛ تحریمهای اقتصادی، محدود کردن روابط تجاری ایران و تلاش برای افزایش فشار اقتصادی بر تهران نیز همزمان دنبال شده است. دولت ترامپ حتی طرحی با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» را برای قطع مسیرهای اقتصادی باقیمانده ایران دنبال کرده است.
اما اقتصاد انرژی یک ویژگی مهم دارد؛ فشار بر یک بازیگر مهم در منطقهای که قلب انرژی جهان محسوب میشود، لزوما در مرزهای همان کشور باقی نمیماند. ایران در یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی بازار انرژی جهان قرار دارد و هرگونه جنگ گسترده، تحریم، حمله به زیرساختها یا تهدید علیه مسیرهای دریایی در این منطقه، ریسک کل بازار را افزایش میدهد.
این رابطه را نباید سادهسازی کرد و گفت افزایش قیمت نفت فقط یک علت دارد؛ بازار نفت مجموعهای از عوامل را قیمتگذاری میکند. اما آنچه قابل انکار نیست، این است که تشدید حملات و فشار علیه ایران، در کنار واکنشهای متقابل و ناامن شدن مسیرهای انتقال انرژی، ریسک ژئوپلیتیک بازار را افزایش داده و همین ریسک اکنون در قیمت نفت و فرآوردهها منعکس شده است.
نتیجه را امروز میتوان روی تابلوی معاملات دید؛ برنت ۱۰۰ دلاری. اثر بعدی را میتوان در آمریکا دید؛ بنزین بالای ۴ دلار و گازوئیل ۵ دلار و ۸۵ سنتی. و این همان زنجیرهای است که آمریکا نمیتواند از آن فرار کند.
خود مقامات آمریکا هم از کاهش تردد در هرمز میگویند
یکی از مهمترین تناقضهای بحران فعلی، اختلاف میان ادعاهای واشنگتن و دادههای مستقل درباره وضعیت عبور نفت از تنگه هرمز است. مقامات آمریکایی تاکید دارند که جریان نفت از این مسیر در حال بازگشت است و کشتیها تحت حمایت آمریکا در حال عبور هستند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، مدعی شده بود که حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت در یک روز از تنگه هرمز عبور کرده است. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا نیز پیشتر از عبور حجم بالایی از نفت با کمک نیروی دریایی آمریکا سخن گفته بود.
اما دادههای مستقل حملونقل دریایی تصویر دیگری ارائه میکنند و بر اساس دادههای شرکتهای ردیابی کشتیها، تعداد عبور کشتیها از هرمز همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد. همین ابهام، خود به یک عامل افزایش قیمت نفت تبدیل شده است؛ بازار نمیداند دقیقا چه مقدار نفت عبور میکند و وقتی بازار نمیداند، ریسک را گرانتر قیمتگذاری میکند.
نفت ۱۰۰ دلاری؛ پایان ماجرا نیست
عبور نفت برنت از ۱۰۰ دلار به این معنا نیست که قیمت حتما در همین سطح باقی میماند یا مسیر بازار فقط صعودی خواهد بود. چند عامل میتوانند مانع جهش شدیدتر شوند؛ افزایش تولید در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا و گویان میتواند بخشی از فشار عرضه را جبران کند و از سوی دیگر، تقاضای جهانی نیز مانند دورههای اوج رشد اقتصادی، بدون محدودیت در حال افزایش نیست.
اما مشکل اصلی اینجاست که بازار انرژی امروز بیش از آنکه فقط با مسئله عرضه و تقاضای عادی مواجه باشد، با ریسک جنگ مواجه است. اگر حملات به کشتیها ادامه پیدا کند، اگر زیرساختهای انرژی بیشتری هدف قرار بگیرند و اگر عبور نفت از مسیرهای حیاتی همچنان با محدودیت روبهرو باشد، نفت میتواند همچنان تحت فشار صعودی باقی بماند. رویترز نیز گزارش داده که تشدید تنشها و نگرانی از کاهش عرضه، بانکها و موسسات مالی بزرگ را وادار کرده برآوردهای خود از قیمت نفت را افزایش دهند.
صورتحساب یک بحران
امروز بازار نفت فقط عرضه و تقاضا را قیمتگذاری نمیکند. هر حمله به یک نفتکش، هر تهدید علیه مسیرهای دریایی، هر حمله به زیرساختهای انرژی و هر تصمیم برای افزایش فشار اقتصادی، میتواند بخشی از هزینه ریسک را به قیمت انرژی اضافه کند.
اما داستان در بازار نفت تمام نمیشود؛ هزینه بحران ابتدا وارد قیمت نفت میشود، بعد به پالایشگاه و بازار فرآوردهها میرسد، سپس خود را در قیمت بنزین و گازوئیل نشان میدهد و در نهایت، به هزینه زندگی مردم منتقل میشود. رانندهای که در آمریکا باک خودروی خود را پر میکند، ممکن است هزاران کیلومتر با میدان درگیری فاصله داشته باشد، اما قیمت سوختی که پرداخت میکند، از تحولات همان میدان تاثیر میپذیرد.
این شاید مهمترین تصویر امروز بازار انرژی باشد؛ آمریکا تلاش کرد با ابزار نظامی و اقتصادی فشار را بر ایران افزایش دهد، اما بحران ناشی از این تقابل در منطقهای شکل گرفت که قلب انرژی جهان است و بخشی از هزینه آن اکنون به خود اقتصاد آمریکا بازگشته است.
نفت ۱۰۰ دلاری، بنزین بالای ۴ دلار و گازوئیل رکوردشکن در آمریکا، یک پیام روشن دارد: در جنگ انرژی، هیچ کشوری واقعا بیرون از میدان نیست؛ گاهی فشار از یک سوی میدان آغاز میشود، اما صورتحساب آن در پمپ بنزین سوی دیگر بحران پرداخت میشود.