بریکس برای ایران چه دارد؟ از دلارزدایی تا ارز مشترکی که هنوز وجود ندارد
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بریکس در ابتدا با ایده همکاری میان برزیل، روسیه، هند و چین شکل گرفت و بعدها آفریقای جنوبی به آن پیوست؛ اما طی دو سال اخیر با ورود ایران، مصر، اتیوپی و امارات و سپس اندونزی، وزن این مجموعه به شکل محسوسی افزایش یافته است. به گزارش رویترز، اکنون بریکس را مجموعهای متشکل از بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و نزدیک به یکچهارم اقتصاد جهانی توصیف میکند؛ مجموعهای که علاوه بر همکاری سیاسی، به دنبال ایجاد ابزارهای مالی و پرداختی مستقلتر از ساختارهای تحت سلطه غرب است.
همینجا یک سوال مهم برای ایران مطرح میشود: بریکسی که اینهمه درباره دلارزدایی، پولهای ملی و پرداختهای جدید صحبت میکند، در عمل چه چیزی میتواند برای اقتصاد ایران به همراه داشته باشد؟ آیا میتواند مشکل انتقال پول صادرات و واردات را کاهش دهد؟ آیا بانک توسعه جدید میتواند بخشی از نیاز ایران به سرمایهگذاری خارجی را پاسخ دهد؟ آیا مسیر تازهای برای تجارت ایران با چین، هند، روسیه و سایر اعضا ایجاد میشود؟ و مهمتر از همه، آیا آنطور که بعضی روایتها میگویند، یک ارز مشترک بریکس در راه است؟
بریکس از شعار دلارزدایی به سمت ساختن زیرساخت پرداخت میرود
مهمترین تحول اخیر بریکس را باید در تغییر تمرکز این گروه دید. سالها بحث درباره دلارزدایی بیشتر در سطح سیاسی مطرح میشد، اما اکنون اعضا به دنبال ابزارهایی هستند که بتواند بخشی از این ایده را در تجارت واقعی اجرا کند. در بیانیه اجلاس دهلینو، رهبران بریکس بر افزایش استفاده از پولهای ملی، توسعه پرداختهای فرامرزی و قابلیت همکاری سامانههای پرداخت تاکید کردند و کارگروه پرداخت بریکس نیز مامور شده است راهکارهایی برای پرداختهای سریع، کمهزینه، امن و کارآمد پیدا کند.
این تغییر برای ایران اهمیت زیادی دارد، زیرا مسئله اقتصاد کشور فقط کمبود ارز نیست؛ مسئله مهمتر، دسترسی به شبکه مالی بینالمللی و امکان انتقال امن و کمهزینه پول است. ممکن است یک صادرکننده ایرانی مشتری خارجی داشته باشد، اما وقتی بانکها، پیامرسانهای مالی و مسیرهای تسویه در معرض تحریم قرار دارند، دریافت پول و بازگرداندن درآمد صادراتی خود به یک مسئله تبدیل میشود. اگر بریکس بتواند شبکهای از پرداختهای قابل اتصال میان اعضا ایجاد کند، بخشی از این مشکل میتواند از مسیرهای دیگری دنبال شود؛ نه به این معنا که دلار یکشبه حذف شود، بلکه به این معنا که همه معاملات الزاماً مجبور نباشند از مسیرهای دلاری و بانکهای تحت نفوذ آمریکا عبور کنند.
رویترز نیز در آستانه اجلاس دهلینو گزارش داده بود که هند به دنبال پیشبرد طرح اتصال ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی اعضای بریکس است؛ طرحی که هدف اعلامشده آن تسهیل و تسریع پرداختهای فرامرزی است، نه جایگزین کردن فوری دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی.
ارز مشترک بریکس؛ فعلا خبری نیست
یکی از مهمترین نکاتی که درباره بریکس باید از فضای شایعات جدا شود، مسئله ارز مشترک است. برخلاف تصوری که در برخی گزارشها شکل گرفته، در اجلاس ۲۰۲۶ دهلینو هیچ ارز واحدی برای بریکس ایجاد نشد و حتی در دستور کار رسمی نیز چنین پروژهای قرار نگرفت. وزارت خارجه هند اعلام کرده است که در حال حاضر پیشنهادی برای ایجاد ارز مشترک بریکس وجود ندارد و تمرکز اصلی بر استفاده بیشتر از ارزهای ملی در تجارت دوجانبه است.
در واقع باید میان سه موضوع کاملا متفاوت تفکیک قائل شد: ارز مشترک بریکس، تسویه تجارت با پولهای ملی و اتصال زیرساختهای پرداخت و ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی. اولی فعلا وجود ندارد؛ دومی در حال گسترش است و سومی در مرحله طراحی، مذاکره و آزمون قرار دارد. بنابراین اگر قرار باشد برای اقتصاد ایران یک اثر واقعی و نزدیکمدت از بریکس تعریف کنیم، باید سراغ دو گزینه دوم و سوم رفت، نه انتظار برای تولد یک پول واحد.
ساخت یک ارز مشترک شبیه یورو نیازمند سطح بسیار بالایی از هماهنگی پولی، مالی و بانکی میان اعضاست؛ در حالی که اعضای بریکس از نظر ساختار اقتصادی، نرخ تورم، نظام ارزی، سیاست پولی و حتی منافع ژئوپلیتیکی تفاوتهای جدی دارند. به همین دلیل مسیر عملیتر این است که کشورها بدون کنار گذاشتن پول ملی خود، زیرساختی ایجاد کنند که پرداخت میان آنها سریعتر و کمهزینهتر انجام شود.
چرا پرداخت با پول ملی برای ایران مهم است؟
فرض کنیم ایران از چین کالا وارد میکند و در مقابل، چین از ایران نفت، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی یا سایر کالاها خریداری میکند. در یک سازوکار تسویه دوجانبه یا چندجانبه، بخشی از این مبادلات میتواند با یوان یا سایر ارزهای ملی انجام شود و الزام به تبدیل همه معاملات به دلار کاهش یابد. چنین مدلی بهتنهایی تحریم را حذف نمیکند، اما میتواند تعداد مسیرهای مالی مورد استفاده ایران را بیشتر کند.
تجربه روسیه نشان میدهد که استفاده از پولهای ملی در تجارت با برخی اعضای بریکس از مرحله شعار عبور کرده و به بخشی از واقعیت تجارت خارجی تبدیل شده است. البته حتی روسیه نیز لزوما به دنبال حذف کامل دلار نیست؛ کرملین تاکید کرده است که مسکو برای روشهای مختلف پرداخت باز است. بنابراین دلارزدایی در معنای واقعی خود بیشتر به معنی کاهش وابستگی به یک مسیر پرداخت است تا حذف کامل دلار از اقتصاد جهانی.
برای ایران، چنین رویکردی اهمیت مضاعف دارد. هرچه کانالهای پرداخت و تسویه بیشتر شود، اقتصاد کشور در برابر بسته شدن یک مسیر مشخص آسیبپذیری کمتری خواهد داشت. بریکس در بهترین حالت میتواند یکی از این مسیرهای مکمل باشد.
بانک توسعه جدید؛ شاید مهمتر از ارز بریکس
اگر قرار باشد از میان تمام ظرفیتهای اقتصادی بریکس تنها یک ابزار را برای ایران انتخاب کنیم، بانک توسعه جدید یا NDB احتمالا مهمترین گزینه است. این بانک در سال ۲۰۱۵ با هدف تامین مالی پروژههای زیربنایی و توسعه پایدار ایجاد شد و اکنون یکی از مهمترین نهادهای عملیاتی بریکس محسوب میشود.
رویترز گزارش داده است که بانک توسعه جدید تاکنون ۱۳۹ پروژه به ارزش نزدیک به ۴۳ میلیارد دلار را تصویب کرده است. این بانک در حوزههایی مانند انرژی پاک، حملونقل، آب و فاضلاب و زیرساختهای توسعهای تامین مالی انجام میدهد. با این حال، محدودیتهای ناشی از تحریم نیز بر فعالیت آن اثر گذاشته و بانک معاملات جدید در روسیه را در شرایط تحریمی متوقف کرده است؛ بنابراین نباید ظرفیت NDB را بدون توجه به واقعیت تحریمها، نامحدود تصور کرد.
با این حال، اهمیت این بانک برای ایران روشن است. کشور برای توسعه نیروگاهها، شبکه برق، حملونقل ریلی، بنادر، آب، انرژیهای نو، زیرساخت دیجیتال و پروژههای صنعتی به سرمایهگذاری سنگین و تامین مالی بلندمدت نیاز دارد. سایت رسمی NDB نیز حوزههای تمرکز بانک را شامل انرژی پاک، حملونقل، آب و فاضلاب، حفاظت محیط زیست و زیرساختهای اجتماعی معرفی میکند.
بنابراین اگر ایران بتواند حضور خود در این نهاد را به عضویت و همکاری عملیاتی تبدیل کند، ظرفیت NDB میتواند از نظر تامین مالی پروژهها برای کشور مهمتر از تمام بحثهای رسانهای درباره ارز بریکس باشد.
عضویت در بریکس کافی نیست؛ ایران باید از داخل بریکس پول و پروژه بگیرد
یکی از خطاهای رایج این است که عضویت ایران در بریکس را معادل دسترسی خودکار به تمام امکانات این مجموعه بدانیم. عضویت سیاسی یا اقتصادی در یک بلوک، به خودی خود برای کشور سرمایه، پروژه یا مسیر پرداخت ایجاد نمیکند. ایران باید بتواند از ظرفیتهای موجود استفاده کند و این مسئله به مذاکره بانکی، توافقهای تجاری، پروژههای مشخص و ایجاد زیرساختهای داخلی نیاز دارد.
در همین راستا، حضور ایران در سازوکارهای مالی بریکس زمانی ارزشمند خواهد بود که به پروژه مشخص ختم شود؛ برای مثال تامین مالی یک پروژه ریلی، نیروگاهی یا آبی، انتشار اوراق در یک ارز غیرغربی، ایجاد سازوکار تسویه تجارت یا راهاندازی مسیر پرداخت میان بانکهای اعضا. بدون چنین پروژههایی، بریکس برای ایران بیشتر یک دستاورد دیپلماتیک باقی میماند تا یک ابزار اقتصادی.
بریکس چه نیازهایی از اقتصاد ایران را میتواند پاسخ دهد؟
اگر ظرفیتهای بریکس را از زاویه نیازهای واقعی اقتصاد ایران نگاه کنیم، نخستین نیاز پرداخت است. ایران به مسیرهایی احتیاج دارد که بتواند پول صادرات را دریافت و پول واردات را منتقل کند؛ توسعه پرداختهای فرامرزی بریکس و افزایش استفاده از ارزهای ملی میتواند در این بخش کمککننده باشد، هرچند میزان اثرگذاری آن به توافقهای بانکی و نحوه اجرای سازوکار بستگی دارد.
دومین نیاز، سرمایه است. پروژههای بزرگ زیرساختی ایران بدون تامین مالی بلندمدت به کندی پیش میروند و NDB میتواند در صورت فراهم شدن شرایط عضویت و تامین مالی، یک منبع مکمل باشد. سومین نیاز، بازار است؛ بریکس مجموعهای از بازارهای بزرگ در آسیا، آفریقا، خاورمیانه و آمریکای لاتین را کنار هم قرار داده و این ظرفیت میتواند برای افزایش صادرات غیرنفتی ایران مورد استفاده قرار گیرد.
نیاز چهارم، فناوری است. چین و هند در فناوریهای دیجیتال، زیرساخت، تولید صنعتی و پرداختهای الکترونیکی ظرفیتهای بزرگی دارند و روسیه نیز در حوزههایی مانند انرژی و صنایع سنگین توانمندیهایی دارد. در اجلاس اخیر نیز شی جینپینگ از طرحهایی برای تقویت همکاری اقتصادی و فناورانه بریکس، از جمله ایجاد منطقه همکاری اقتصادی ویژه و برگزاری مجمع تجارت خدمات، سخن گفت.
در نهایت، ترانزیت و انرژی دو حوزهای هستند که ایران میتواند در آنها فقط مصرفکننده ظرفیت بریکس نباشد، بلکه خودش به یکی از حلقههای مهم این زنجیره تبدیل شود. موقعیت ایران میان آسیای مرکزی، روسیه، هند و خلیج فارس، در صورت توسعه زیرساختهای حملونقل، میتواند کشور را به مسیر اتصال بخشی از تجارت اعضای بریکس تبدیل کند.
پروژه ارز دیجیتال بریکس چیست؟
موضوع دیگری که نباید با ارز مشترک اشتباه گرفته شود، اتصال ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی است. رویترز گزارش داده است که هند در سال ۲۰۲۶ این ایده را دنبال کرده تا ارزهای دیجیتال رسمی بانکهای مرکزی کشورهای عضو بتوانند در پرداختهای فرامرزی با یکدیگر تعامل کنند. چنین سازوکاری میتواند در صورت اجرایی شدن، هزینه و زمان انتقال پول را کاهش دهد.
اما این پروژه با موانع جدی مواجه است. اختلافات سیاسی میان اعضا، نگرانی هند درباره تعمیق پیوندهای مالی با چین و ضرورت ایجاد سازوکارهایی مانند سوآپ ارزی برای مدیریت عدم تعادل تجاری، بخشی از مشکلاتی است که رویترز به آنها اشاره کرده است. به همین دلیل هنوز نمیتوان از یک شبکه پرداخت دیجیتال بریکس به عنوان سامانهای کاملا عملیاتی نام برد.
این تفاوت برای مخاطب ایرانی بسیار مهم است؛ زیرا در فضای رسانهای گاهی ارز دیجیتال بریکس، ارز مشترک بریکس و پرداخت با ارزهای ملی به جای یکدیگر استفاده میشوند، در حالی که این سه مفهوم از نظر اقتصادی کاملا متفاوت هستند.
بریکس چقدر قدرت اقتصادی دارد؟
قدرت بریکس فقط در تعداد کشورها خلاصه نمیشود. چین یکی از بزرگترین اقتصادها و صادرکنندگان جهان است، هند یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی و قطبهای فناوری جهان به شمار میرود، روسیه قدرت بزرگ انرژی و مواد خام است، برزیل در کشاورزی و منابع طبیعی جایگاه مهمی دارد و امارات و سایر اعضای خاورمیانه نیز در انرژی، سرمایه و تجارت بینالمللی نقش مهمی ایفا میکنند.
رویترز میگوید کشورهای عضو بریکس بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و تقریبا یکچهارم اقتصاد جهانی را در اختیار دارند. این اندازه به بریکس وزن قابل توجهی در بحثهای مربوط به تجارت، انرژی، سرمایهگذاری و حکمرانی اقتصادی جهان میدهد.
اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد: بزرگ بودن بریکس به معنای یکپارچه بودن بریکس نیست. اعضا منافع متفاوتی دارند و حتی میان چین و هند رقابت ژئوپلیتیکی و اقتصادی وجود دارد. روسیه روابط پرتنشی با غرب دارد، در حالی که هند همزمان با آمریکا روابط گستردهای دارد. اختلافات منطقهای میان برخی اعضا نیز بر تصمیمگیریهای بریکس سایه میاندازد.
با این حال، اجلاس اخیر نشان داد که این اختلافات الزاماً مانع همکاری اقتصادی نیست. حتی در شرایطی که ایران و امارات در بحران منطقهای اخیر در دو سوی متفاوت قرار داشتهاند، دو کشور در حاشیه اجلاس دهلینو در سطح عالی با یکدیگر دیدار کردند و در بیانیه مشترک بریکس نیز بر کاهش تنش و حفظ ثبات منطقهای تاکید شد.
پوتین چه میگوید؟ بریکس باید از سیاست به اقتصاد برسد
یکی از تازهترین اظهارنظرهای مهم درباره آینده بریکس از سوی ولادیمیر پوتین مطرح شد. رئیسجمهور روسیه پیش از اجلاس دهلینو بر ضرورت تبدیل بریکس به یک شراکت اقتصادی عملیتر تاکید کرد؛ شراکتی که در فناوری، زیرساخت، پرداخت و سرمایهگذاری همکاری کند. نماینده ویژه او نیز به رویترز گفت بریکس در حال حرکت از یک گروه صرفاً ژئوپلیتیکی به سمت یک شراکت اقتصادی عملیتر است.
این اظهارنظر دقیقا همان نقطهای است که برای ایران اهمیت دارد. اگر بریکس صرفا یک باشگاه سیاسی باقی بماند، اثر اقتصادی آن محدود خواهد بود؛ اما اگر پروژههای مشترک، پرداختهای قابل اجرا، سرمایهگذاری و همکاری فناورانه افزایش پیدا کند، ارزش عضویت ایران به شکل محسوسی بیشتر میشود.
بزرگترین مانع بریکس؛ اختلاف منافع اعضاست
بریکس اتحادیه اروپا نیست. این مجموعه دولت واحد، بانک مرکزی مشترک یا بازار واحد ندارد و هیچکدام از اعضا نیز حاضر نیست سیاست پولی و اقتصادی خود را به یک نهاد فراملی واگذار کند. همین مسئله توضیح میدهد که چرا ایجاد ارز مشترک بسیار دشوار است و چرا اعضا فعلاً مسیر پولهای ملی و اتصال سامانههای پرداخت را ترجیح دادهاند.
از سوی دیگر، تجارت و سرمایهگذاری درون بریکس هنوز بسیار پایینتر از ظرفیت بالقوه این مجموعه است. بنابراین چالش اصلی بریکس فقط ساختن ابزار مالی جدید نیست؛ این گروه باید بتواند اختلافات سیاسی را مدیریت کند و تجارت واقعی میان اعضا را افزایش دهد. رویترز نیز مهمترین مشکل بریکس را تفاوت اولویتهای ملی و سیاست خارجی اعضا و دشواری ایجاد اجماع پس از گسترش این گروه دانسته است.
در نتیجه، نباید بریکس را یک بلوک متحد ضدآمریکایی تصور کرد. حتی درباره میزان فاصله گرفتن از دلار نیز اجماع کامل وجود ندارد. آنچه در حال شکلگیری است، بیشتر یک شبکه همکاری میان اقتصادهای بزرگ غیرغربی است که میخواهند گزینههای بیشتری برای تجارت، تامین مالی و پرداخت در اختیار داشته باشند.
ایران باید از بریکس چه بخواهد؟
برای ایران، هدف نباید صرفا حضور در نشستها و امضای بیانیه باشد. نخستین مطالبه باید ایجاد مسیرهای پایدار برای تسویه تجارت با اعضای اصلی بریکس باشد؛ مسیری که بتواند دریافت پول صادرات و پرداخت هزینه واردات را سادهتر و کمریسکتر کند. دومین هدف باید استفاده واقعی از ظرفیت بانک توسعه جدید برای پروژههای زیرساختی باشد و سومین هدف نیز افزایش تجارت غیرنفتی با اعضا، بهگونهای که ایران فقط فروشنده نفت و مواد خام باقی نماند.
در کنار این سه هدف، ایران میتواند روی ترانزیت و انرژی نیز سرمایهگذاری کند. اگر مسیرهای ریلی و بندری کشور توسعه پیدا کند و همکاری ایران با چین، هند، روسیه و کشورهای منطقه از سطح توافقهای کلی به پروژههای مشخص برسد، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل شدن به یکی از مسیرهای اتصال اعضای بریکس استفاده کند.
در چنین شرایطی، بریکس برای ایران دیگر فقط راهی برای دور زدن دلار نخواهد بود؛ بلکه میتواند بخشی از راهبرد متنوعسازی تجارت خارجی، جذب سرمایه، توسعه زیرساخت و افزایش قدرت چانهزنی اقتصادی کشور باشد.
آیا بریکس میتواند تحریمهای ایران را خنثی کند؟
بریکس ابزار جادویی برای حذف تحریمها نیست و حتی بانک توسعه جدید نیز در برابر تحریمهای ثانویه و ریسکهای نظام مالی بینالمللی مصون نیست. سابقه توقف معاملات جدید NDB در روسیه نشان میدهد که حتی نهادهای بریکس نیز نمیتوانند خود را به طور کامل از فشار نظام مالی جهانی جدا کنند.
اما این مسئله به معنای بیفایده بودن بریکس نیست. تفاوت میان خنثی کردن تحریم و کاهش آسیبپذیری در برابر تحریم بسیار مهم است. اگر ایران بتواند تعداد شرکای تجاری، ارزهای مورد استفاده، مسیرهای پرداخت، منابع تامین مالی و بازارهای صادراتی خود را افزایش دهد، قدرت اثرگذاری یک مسیر تحریمی مشخص کاهش پیدا میکند.
بنابراین ارزش واقعی بریکس برای ایران شاید نه در حذف تحریم، بلکه در کاهش انحصار مسیرهای مالی و تجاری باشد.
بریکس برای ایران ارز جدید نیست، مسیر جدید است
بزرگترین خطای تحلیلی درباره بریکس این است که تمام اهمیت آن را به یک سوال تقلیل دهیم: ارز بریکس چه زمانی میآید؟ پاسخ فعلی روشن است؛ چنین ارزی در اجلاس ۲۰۲۶ دهلینو ایجاد نشده و حتی هند اعلام کرده در حال حاضر پیشنهادی برای ایجاد ارز مشترک بریکس وجود ندارد.
اما در همان زمانی که ایده ارز مشترک فعلا کنار گذاشته شده، بخشهای عملیتری از پروژه بریکس در حال جلو رفتن است: استفاده بیشتر از پولهای ملی، توسعه پرداختهای فرامرزی، تلاش برای اتصال سامانههای پرداخت، بررسی اتصال ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی، تقویت بانک توسعه جدید و افزایش همکاری اقتصادی و فناورانه.
برای ایران، همین بخشهای عملی میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد. اقتصاد کشور به سه چیز نیاز جدی دارد: مسیر مطمئن برای پرداخت، سرمایه برای پروژههای بزرگ و بازار برای صادرات. بریکس میتواند در هر سه حوزه ظرفیت ایجاد کند؛ اما تنها در صورتی که ایران از عضویت سیاسی عبور کند و به دنبال پروژه، قرارداد، سازوکار پرداخت و تامین مالی واقعی باشد.
در نهایت، بریکس نه جایگزین فوری دلار است، نه نسخه نجات اقتصاد ایران و نه اتحادیهای شبیه اروپا. اما میتواند بخشی از زیرساخت یک اقتصاد چندمسیره باشد؛ اقتصادی که در آن ایران برای تجارت، تامین مالی و دریافت پول صادراتی فقط به یک شبکه مالی وابسته نباشد.
واقعیت بریکس در سال ۲۰۲۶ شاید از شعار ارز جدید جذابیت کمتری داشته باشد، اما از نظر اقتصادی مهمتر است که بریکس فعلا به جای ساختن یک پول واحد، در حال تلاش برای ساختن راههای بیشتری برای جابهجایی پول، تامین مالی و تجارت است. و برای ایران، همین راههای جدید میتواند مهمتر از خود پول جدید باشد.