از کابوس اعتیاد تا شوخیهای سینمایی با مواد مخدر
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، انتشار فیلم سینمایی بیداد در یوتیوب، فارغ از بحثهای مربوط به توقیف و نمایش آن، بار دیگر موضوع نحوه بازنمایی مواد مخدر در آثار تصویری را مطرح کرده است، فیلمی که تولید آن به سال ۱۴۰۱ بازمیگردد و پس از توقیف، امکان اکران عمومی پیدا نکرد.
متاسفانه ابن روز ها شاهد، تغییر تدریجی تصویر مواد مخدر در بخشی از سینما و برنامههای سرگرمی هستیم به طوری که مواد مخدر زمانی نماد فروپاشی خانواده و تباهی انسان بود الان به عنصر شوخی، سرگرمی، لذت بخش و حتی بخشی از سبک زندگی شخصیتها تبدیل شده است.
سالها در سینمای ایران وقتی مواد مخدر وارد داستان میشد، معمولاً قرار بود مخاطب با پیامدهای آن مواجه شود، اعتیاد، فروپاشی خانواده، فقر، بیماری، خشونت و از دست رفتن آینده، مواد مخدر در بسیاری از این روایتها یک تهدید بود، چیزی که شخصیت داستان باید از آن فرار میکرد یا قربانی آن میشد.

از کابوس اعتیاد تا شوخیهای سینمایی با مواد مخدر
اما در سالهای اخیر، در بخشی از آثار تصویری و برنامههای اینترنتی، شکل بازنمایی تغییر کرده است، گاهی مواد مخدر در کنار شوخی، دورهمی قرار میگیرد و گاهی شخصیت مصرفکننده نه به عنوان فردی گرفتار یک آسیب جدی، بلکه به عنوان شخصیتی جذاب، بیخیال یا حتی دوستداشتنی نمایش داده میشود و مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که فاصله میان نمایش یک آسیب اجتماعی و عادیسازی آن از بین میرود.
گاهی خواسته یا ناخواسته نمایش مواد مخدر در یک فیلم باعث تبلیغ آن میشود، درسته که سینما باید بتواند درباره آسیبهای اجتماعی نیز حرف بزند، مسئله این است که چگونه این موضوع را روایت میکند، نمایش یک معتاد در حال فروپاشی با نمایش مصرف مواد به عنوان بخشی از تفریح و سبک زندگی، دو پیام کاملاً متفاوت به مخاطب منتقل میکند.
از مصرف کردن تا کاشتن؛ مرز تازهای که نگرانکننده است
نگرانی زمانی جدیتر میشود که تصویر مواد مخدر فقط به مصرف محدود نماند و تولید آن نیز به بخشی از روایت تبدیل شود، در سالهای گذشته، وقتی صحبت از مقابله با مواد مخدر بود، ذهن جامعه بیشتر به قاچاق، مرزها، شبکههای توزیع و مبارزه پلیس با قاچاقچیان میرفت، امروز اما فضای مجازی و برخی فیلم های ساخته شده باعث شده اطلاعات مربوط به بسیاری از رفتارهای مجرمانه با سرعت بیشتری در دسترس افراد قرار بگیرد، به همین دلیل، هر نوع نمایش جزئیات عملی تولید یا تهیه مواد مخدر در آثار سرگرمی میتواند از منظر پیشگیری اجتماعی محل بحث باشد.
نقش رسانه چقدر است؟
رسانه میتواند در شکل دادن به نگرش مخاطب نقش داشته باشد، وقتی یک رفتار پرخطر بارها در قالب شوخی، هیجان، سرگرمی یا سبک زندگی نمایش داده شود، ممکن است حساسیت مخاطب نسبت به قبح آن کاهش پیدا کند، این همان نقطهای است که مفهوم عادیسازی اهمیت پیدا میکند، نسل نوجوان و جوان امروز فقط از مدرسه و خانواده آموزش نمیگیرد، فیلم، سریال، شبکههای اجتماعی و برنامههای اینترنتی نیز بخشی از محیط آموزشی غیررسمی او هستند.

به همین دلیل، پرسش مهم این نیست که آیا فیلم باید درباره مواد مخدر حرف بزند؟ بلکه باید پرسید وقتی درباره مواد مخدر حرف میزند، چه تصویری در ذهن مخاطب باقی میگذارد؟
اگر تصویر نهایی، اعتیاد و تولید مواد مخدر را یک فاجعه نشان دهد، رسانه میتواند در پیشگیری نقش داشته باشد؛ اما اگر مواد مخدر به وسیلهای برای خنداندن، جذاب کردن شخصیت یا ایجاد هیجان تبدیل شود، احتمال دارد کارکرد پیام تغییر کند.
وقتی نگرانی از فضای مجازی به خودِ سرگرمی میرسد
سالها یکی از نگرانیهای اصلی خانوادهها درباره نوجوانان، محتوای نامناسب در اینترنت بود و خانوادهها نگران بودند فرزندانشان در شبکههای اجتماعی با تصاویر مصرف مواد، آموزشهای خطرناک یا تبلیغات مربوط به مواد مخدر مواجه شوند اما امروز باید یک سؤال دیگر هم مطرح شود، آیا بخشی از محتوای تولیدشده در داخل کشور، ناخواسته همان نگرانی را به شکل دیگری وارد خانهها نمیکند؟
در اینجا مسئولیت فقط متوجه سازنده اثر نیست و پلتفرمها، نهادهای نظارتی، خانوادهها، آموزش و پرورش و حتی منتقدان فرهنگی نیز نقش دارند، همانطور که برای مقابله با مواد مخدر در خیابان و مرزها سیاستهای پیشگیرانه وجود دارد، در حوزه فرهنگ و رسانه نیز باید سیاست پیشگیری وجود داشته باشد.

پیشگیری فقط این نیست که مانع ورود مواد مخدر به کشور شویم، پیشگیری یعنی اجازه ندهیم تصویر آن نیز در ذهن نسل جدید، از یک تهدید اجتماعی به یک امر عادی تبدیل شود، مسئله امروز شاید دیگر فقط این نباشد که جوانان چگونه با مواد مخدر آشنا میشوند؟ بلکه این باشد که با چه تصویری از مواد مخدر آشنا میشوند؟
اگر در گذشته مواد مخدر در فیلمها بیشتر نماد بدبختی، فروپاشی و نابودی بود، امروز باید مراقب بود که در بخشی از تولیدات سرگرمی، به نماد تفریح، شوخی و هیجان تبدیل نشود.
انتشار «بیداد» در یوتیوب میتواند دوباره این بحث را به میان افکار عمومی بیاورد؛ نه برای اینکه سینما را از پرداختن به آسیبهای اجتماعی منع کنیم، بلکه برای اینکه از خودمان بپرسیم مرز میان «واقعنمایی» و «عادیسازی» کجاست.
جامعهای که برای مبارزه با مواد مخدر هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی میپردازد، نمیتواند نسبت به تصویری که از این پدیده در فرهنگ عمومی ساخته میشود بیتفاوت باشد. مبارزه با مواد مخدر فقط در خیابان، مرز و دادگاه اتفاق نمیافتد؛ بخشی از این مبارزه در ذهن مخاطب و در همان قاب تلویزیون، سینما و تلفن همراه شکل میگیرد.