کد خبر:۱۴۴۵۱۸
تا بینهایت منتظرم، اگر بمانم
سالار سروران، آقای پاکیها اگر بمانم و جسم ناتوانم باشد تا بینهایت منتظرت خواهم نشست.
گروه فرهنگی«خبرگزاری دانشجو»، زهرا منصورنیا؛ سالار سروران، آقای پاکی ها، ای نگارنده و تصویر گر حس ملس انتظار، ای بهانه بودن شور و نشاط، اگر بمانم و جسم ناتوانم باشد تا بینهایت منتظرت خواهم نشست.
هر روز، روز به یاد بودن توست، اما چه خوب است که جمعه ها برای فریاد زدن نام مطهر تو رنگین می گردد، آن هم با رنگ اشک های داغ که از شوره زار دل های بیابان شده سرچشمه گرفته و به بهانه شادی و شور وجود نازنین تو ای زیبای عالم هر روز و هر دقیقه سراب چشمه ساران و دشت های گل را به چشم می بینند.
چندین و چند بار ملتمسانه، بی چیزی و کمبود جان را نزد حضور معنوی شریفت زار بزنم و از کدامین فتنه روزگار شکوه و شکایت کنم.
هر روز و هر دقیقه و هر... فقط می توانم بگویم که آقای خوبی ها بیا که دیگر طاقت تحمل ظلم به سر آمده و کمر بندگان زیر فشار بی عدالتی دارد می شکند.
کلمات را پایانی نیست آن هم برای نوشتن از تو، سالیان سال است که همه چیز تکرار می گردد اما تکراری نیست و هر بار رنگ و بویی نو از نوشتن برای تو برمی خیزد.
چه زیبا خواهد شد آنگاه که بوی وجود ظاهری تو فضای دنیا را پر کند و دست محبت تو بر سرهای گنه کار ما کشیده شود.
تا جمعه سه روز مانده که در انتظار روز بهانه گرفتنم برای تو، در این سه روز دست های همیشه خواهان دعا را باز هم نزد پروردگار دراز خواهم نمود تا شاید دست پر گردم در روز جمعه روز بهانه تو.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰