نشریات دانشجویی؛ پایگاه‌های دشمن یا بستر آزاداندیشی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۶۲۹

نشریات دانشجویی؛ پایگاه‌های دشمن یا بستر آزاداندیشی

عباراتی که اکنون خوراک برخی از مطبوعات برای طرح دیدگاهشان استفاده می‌شود، به عنوان حربه‌ای برای پوشش نقاط ضعف بنیادی این جراید استفاده می‌شود و سعی دارد با طرح مطالبه‌گری وارونه ذهن طبقه عدالتخواه و آزاده مردم را تحت تأثیر قرار دهد.

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، سعید دهنوی؛ دگراندیشی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی و از اين قبيل، عباراتی هستند که به همراه چند اصطلاح پرطمطراق دیگر، خوراک برخی از مطبوعات برای طرح دیدگاه های خاص شان مي باشند.

 

این واژه ها غالبا به عنوان حربه ای برای پوشش نقاط ضعف بنیادی این جراید استفاده می شود و سعی دارد با طرح مطالبه گری وارونه (شیوه ای از مطالبه گری که خود مطالبه و اعتراض اصل است نه اصلاح امور) ذهن طبقه عدالتخواه و آزاده مردم را تحت تأثیر قرار دهد.

 

این ادبیات مراحل رشد خود را در دولت اصلاحات و در بستر مطبوعات زنجیره ای طی کرد و در دولت نهم و دهم به اوج خود رسید و در ایام فتنه اخیر به عنوان زبان معاندین در صف مقابل دلسوزان نظام قرار گرفت.

 

مطبوعات زنجیره ای که در سال های 76 تا 84 به علت بی پروایی در توهین به مقدسات و القای شبهات فکری و عقیدتی در ذهن عموم جامعه، از سوی رهبر انقلاب به «پایگاه دشمن» تعبیر شدند، در دولت نهم و دهم علاوه بر رویکرد سابق، روند شایعه پراکنی و اتهام به دولتمردان و نتیجتا اعتبارزدایی و اعتمادزدایی از مسئولان نظام را در پیش گرفتند.

 

این روند با ابعادی کوچکتر، اما لحنی غلیظ تر، در برخی نشریات دانشجویی همسو با این جریان ادامه یافت تا اینکه کشور درگیر فتنه ای سخت شد.

 

در ادامه سعی می کنیم تا با نگاهی واقع گرایانه سیر حرکت مطبوعات زنجیره ای را در ابعاد جامعه از اول انقلاب تا به حال بررسی کنیم و به نتیجه ای واحد در باب رفتار برخی از مطبوعات در ایام انتخابات اخیر و در دوران فتنه دست یابیم.

 

مطبوعات به عنوان یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب تا کنون نقشی غیرقابل انکار و مؤثر در معادلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور ایفا کرده است.

 

شعار آزادی که در سال های اولیه انقلاب هنوز فهم صحیحی از آن وجود نداشت، منجر به رشد قارچ گونه مطبوعاتی با گرایش مارکسیستی، لیبرالیستی و التقاطی شد که هر کدام به گونه ای با تفسیر غلط مبانی قانون اساسی و انقلاب اسلامی ذهن مردم را نسبت به آن مفاهیم اصیل مخدوش می کردند.

 

این طیف که با انحراف از اصل آزادی بیان تعریف شده در چارچوب نظام اسلامی بر آزادی خالی از مفهوم استقلال تأکید می کردند، بالاخره با تشر حضرت امام (ره) و تدبیر مسئولان امر و همچنین با بسته شدن دکان احزاب و گروه هایی مثل توده، نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، جایگاه و پایگاه خود را در میان مردم از دست دادند.

 

پس از این دوره، در اثر فهم غلط برخی از مسئولان دولت، آخرین نخست وزیر انقلاب با تیغ توقیف، گلوی معدود روزنامه های دلسوز و منتقد را نیز هدف گرفت كه نتیجه آن ایجاد تک صدایی و نبود انتقاد سازنده در فضای سیاسی و اقتصادی آن دوره بود؛ مثلا روزنامه «رسالت» که هر هفته ستونی را برای نقد سیاست های بسته سوسیالیستی دولت آن زمان به آقای توکلی اختصاص می داد، با پیگیری های شخصی نخست وزیر دوران جنگ! به چاله توقیف فروفرستاده شد! و به بهانه تضعیف نظام، جلوی انتشار آن در جبهه های جنگ گرفته شد!

 

پس از این دوره و با روی کار آمدن دولت سازندگی، در پرتوی رفاه زدگی و فاصله گرفتن خواص از آرمان های انقلابی شان، جمعیت های مختلفی با رویکردهای تجدیدنظرطلبانه و خواهان رفرم تشکیل شدند که برخی از این حلقه ها با حمایت دولت وقت شروع به کار کردند.

 

شخصیت هایی مانند سعید حجاریان، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی و محسن سازگارا که در گذشته ای نه چندان دور به علت ذوب در کاریزمای امام و برداشت ناقص از آموزه های اسلام ناب در ورطه «افراط گرایی انقلابی» افتاده بودند، به یکباره در یک تغییر واپسگرایانه اقدام به تشکیل اتاق های فکر برای ایجاد اصلاح در اصول انقلاب اسلامی کردند و در این راستا دکمه آغاز حرکت قطار طویل روزنامه های زنجیره ای را فشردند.

 

انتشار روزنامه ها و نشریاتی چون «نشاط» و «کیان» از نتایج این حرکت حساب شده قلمداد می شود؛ زمانی که روزنامه «نشاط» در سال های 75 و 76 با سید محمد خاتمی مصاحبه هایی مي كرد و وي در باب تضاد اسلام و توسعه غربی داد سخن سرمی‌داد و اسلام را عامل عقب ماندگی کشورهای مسلمان معرفی می کرد، کمتر کسی از اهداف پشت پرده طراحان تئوری «فتح سنگر به سنگر» آگاه بود.

 

به هر ترتیب پس از روی کار آمدن دولت به اصطلاح اصلاحات! اشخاص پشت پرده و حلقه های مخفی مانند «کیان» به میدان آمدند و علاوه بر حضور در پست های مشاورتی دولت، هدایت واگن های زنجیره ای قطار مطبوعات! را بدست گرفتند.

 

روزنامه های «نشاط»، «خرداد»، «سلام»، «همبستگی» و صدها روزنامه و نشریه دیگر همچون شبحی گیشه ها را از آنِ خود کردند؛ نشریاتی با محوریت یک اتاق فکر واحد متشکل از افرادی چون محسن سازگارا، مجری کنونی شبکه صدای آمریکا که در آن زمان از سوی دوم خردادی ها به پدرخوانده مطبوعات زنجیره ای معروف بود؛ موسوی خویینی ها، ملقب به عالی جناب خاکستری پوش که در ایام فتنه 88 با وجود عملکرد نابخردانه سران فتنه، به طرز رندانه و مرموزی اهداف خود را پیش برد؛ محسن کدیور و سعید حجاریان و به پشت گرمی وزیر فرهنگ و ارشاد آن دوره عطاالله مهاجرانی، شخصی که هم اکنون با نفی مهدویت در مکتب اسلام و هم کاسه شدن با خواننده های مستهجن لوس آنجلسی و ازدواج پنجمش هیچ راه بازگشتی چه از لحاظ قانون و چه عرف برایش قابل تصور نیست.

 

مطبوعاتی که علنا بی دینی را ترویج و در نمونه هایی «تظاهرات علیه خدا»، «زیرسوال بردن قیام امام حسین (ع)»، «عقب مانده جلوه دادن مبانی اسلامی» و هزاران دست از این جنس هتاکی ها را در فضای جامعه مطرح می کردند.

 

این نشریات که به عنوان بازوی پنهان دولت و جبهه دوم خرداد عمل می کردند در مقاطعی بحدی قدرت گرفتند که هیچ نهادی یارای مقابله و یا حداقل محدود سازی آنها را نداشت.

 

یکی از نمونه های آن وقایع، 18تیر 78 بود که به دلیل توقیف روزنامه زنجیره ای «خرداد» صورت گرفت؛ تخلف علنی مدیرمسئول این روزنامه (موسوی خویینی ها) و برخورد قانونی با روزنامه، باعث شد تا فریاد «وا آزادی بیانا»! ی عده ای سوءاستفاده چی به آسمان رود و متأسفانه در آن روز، شد آن چه شد.

 

با روی کار آمدن دولت نهم و احیای تفکر اصولگرایی، عرصه برای جولان مطبوعات زنجیره ای تنگ شد و دیگر مجالی برای هتاکی های گذشته نسبت به دین، مکتب، روحانیت و مقدسات وجود نداشت.

 

این بود که جهت حرکت این قطار، از «تقابل با مقدسات» به سمت «تقابل با دولت» و سیاه نمایی علیه فعالیت های آن متمایل شد؛ تمام تیم های مطبوعات زنجیره ای بسیج شدند تا بر دولت بتازند و با وارونه جلوه دادن خدمت رسانی های دولت، مردم را نسبت به رئیس جمهور و تیم اجراییش بدبین کنند.

 

این اعتراضات آتشین از قد و قواره رئیس جمهور شروع می شد! و تا زیر سوال بردن طرح های کارشناسی شده و سودمندی مثل سهمیه بندی بنزین، سهام عدالت، سفرهای استانی و غيره ادامه می یافت.

 

از طرفی در دانشگاه ها هم نشریات دانشجویی همسو با این جریان فاز افراطی مقابله با مقدسات را به اوج رساندند؛ انتشار سه نشریه به طور همزمان در دانشگاه امیرکبیر و اهانت مستقیم به ساحت ائمه اطهار (ع) و همچنین انتشار نشریه موهن «فریاد» در دانشگاه سیستان و بلوچستان (نشریه ای که در اولین شماره خود در کنار مطالب ساختارشکنانه و افراطی سیاسی، مقام حضرت علی (ع) را مورد توهین قرار داد) به عنوان نمونه هایی بارز در این حرکت قابل ذکر است.

 

این روند ادامه یافت تا اینکه فضای سیاسی کشور دستخوش حال و هوای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شد؛ در این مقطع صف بندی مطبوعات زنجیره ای کاملا واضح بود و حمایت از کاندیداهای مقابل رئیس جمهور دولت نهم به عنوان هدفی واحد دنبال می شد، به گونه ای که از برکت این ائتلاف نیم بند! روزنامه «اعتماد ملی» وابسته به حزب اعتماد ملی که یکی از همگامان روزنامه های زنجیره ای محسوب می شد، ستونی را به نوشته های علی مطهری (حامی انتخاباتی محسن رضایی و از مدرسان سابق جلسات انصار حزب الله) اختصاص داد؛ ائتلافی که جز واژه «جمع ضدین» نام دیگری را نمی شود برای آن انتخاب کرد.

 

در این میان کشورهای غربی، بخصوص آمریکا و اتحادیه اروپا نیز در پیدا و پنهان، اعتراضات خود را نسبت به دولت احمدی نژاد اعلام می داشتند و تمایل خود را برای آمدن آقایان موسوی و کروبی نشان می دادند.

 

حرکت حساب شده داخلی با هماهنگی خارج از کشور شبکه ای مردمی را تشکیل دادند به نام «جنبش سبز» که علاوه بر حمایت کشورهای غربی، از پشتیبانی گروهک هایی چون منافقین و نهضت آزادی (که به گفته حضرت امام (ره) خطرش از منافقین بیشتر است) برخوردار بود.

 

مطبوعات زنجیره ای هم بیکار ننشسته و بخش اعظمی از مطالب خود را به حمایت از جریان رقیب دولت و بخص شخص آقای موسوی اختصاص داده بودند تا اینکه انتخابات برگزار شد و دكتر احمدی نژاد با آرایی چشمگیر پیروز انتخابات شد و بدین ترتیب فاز اصلی هسته مرکزی جنبش سبز کلید خورد.

 

میرحسین موسوی در حالی که هنوز تا پایان روز انتخابات چند ساعت باقي مانده بود، طی یک مصاحبه مطبوعاتی با همین روزنامه ها اعلام پیروزی کرده و در کمال ناباوری اعلام كرد که اگر در انتخابات پیروز نشود تقلب شده است.

 

این اظهارنظر ضد و نقیض و رفتارهای اشخاص و کمیته های منتسب به وی باعث جاافتادن واژه تقلب به عنوان رمز آشوب شد. خیابان های چند شهر بزرگ عرصه ای شد برای جولان طرفداران دو کاندیدای پیروز و شکست خورده.

 

در این میان حامیان جنبش سبز در استان ها نیز فتنه گری را در دستور کار خود قرار دادند؛ استان سیستان و بلوچستان نیز از این غائله هدفمند بی نصیب نبود؛ انتشار شایعه تقلب در آرای صندوق مسجد مکی و شایعاتی از این قبیل ذهن بخشی از مردم را به خود مشغول کرد.

 

مثلا همین شایعه تقلب در صندوق مسجد مکی به حدی قوی طرح شده بود که خیلی از خواص جامعه نیز در همان ساعات اول آن را باور کردند، ولی پس از گذشت مدتی و با انتشار آمار آرا به تفکیک صندوق ها، تمام این سردرگمی ها رفع شد.

 

در روزهای بعد از انتخابات برخی محافل رسانه ای استان به تبعیت از مطبوعات زنجیره ای پایتخت سعی داشتند تا در راستای اهداف کمیته لندن نشین سبزها و سران فتنه، ذهن مردم را نسبت به عملکرد نظام و دولت بدبین کنند و با درج مطالب جهت دار نیات تفرقه برانگیز فتنه گران را محقق نمايند.

 

این روزنامه ها و سایت ها که قبل از انتخابات همسو با جریان معاند فعالیت می کردند در ایام فتنه هم با اعلام مواضع آشکار و جانبدارانه دقیقا در زمانی که سران فتنه از سوی تمام اقشار مردم ایران و استان طرد شده بودند، به حمایت از آنها پرداخته و نظراتشان را تبلیغ کردند.

 

متأسفانه شیطنت های این گروه ها نه تنها با برخوردی جدی از سوی نهادهای نظارتی استان مواجه نشد، بلکه حتی در برخی محافل از سرکردگان این روزنامه ها تجلیل به عمل آمد.

 

اما هم اکنون با گذشت بیش از 20 ماه از انتخابات و مشخص شدن چهره واقعی سران فتنه برای همه مردم ایران پس از موضع گیری های بی شرمانه ای که در مقاطع مختلف علیه نظام داشتند، حمایت های پیدا و پنهان از این عناصر سوخته به مثابه گذر از خطوط قرمز انقلاب و همراهی با معاندین تلقی می شود.

 

سران فتنه که در 25 بهمن ماه و پس از مشاهده حضور حماسی مردم در سالروز پیروزی انقلاب و در حمایت از جنبش های اسلامی مردم منطقه، در یک حرکت شیطانی سعی کردند با پروژه کشته سازی و فشار بر نظام در این مقطع حساس دقیقا به سیاست دیکته شده سران استکبار تن در دهند، باید بنا به خواست همه مردم ایران به دار آویخته شوند و طبیعتا نشر واگویه های این افراد و حرکت در جهت خواسته های این معاندین در روزنامه های زنجیره ای داخل استان و نشریات دانشجویی دانشگاه های استان به منزله حمایت از سازمان ها و گروه هایی مثل منافقین و دیگر گروهک های ضدانقلاب خواهد بود.

 

بنابراین گردانندگان روزنامه های مذکور بايد هر چه سریعتر موضع خود را در قبال سران فتنه شفاف اعلام كنند و در صورت ادامه روند سابق باید آماده برخورد انقلابی مسئولان اداره ارشاد و رسانه های استان و از همه مهمتر، مردم ولایتمدار استان باشند؛ چرا که دیگر دوران جولان دروغین روزنامه های زنجیره ای در کشور به سر رسیده است و مردم بابصیرت کشور با تشخیص سره از ناسره، تاب تحمل این همه خوش خدمتی آقایان به سران فتنه آمریکایی و حامیانشان را ندارند.

پربازدیدترین آخرین اخبار