یزد؛ از کارخانهسازی به ارزشآفرینی / چرا صنعت استان باید از حلقههای ابتدایی زنجیره تولید عبور کند؟
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، یزد طی چند دهه اخیر یکی از مهمترین مسیرهای صنعتیشدن در کشور را طی کرده است؛ استانی که بخش قابل توجهی از اقتصاد امروز خود را مدیون صنعت و معدن است و نامش با فولاد، کاشی و سرامیک، نساجی و صنایع معدنی گره خورده است. کارخانهها یکی پس از دیگری ساخته شدند، معادن توسعه پیدا کردند و صنعت به یکی از پایههای اصلی اشتغال و درآمد استان تبدیل شد.
اما بعد از چند دهه، دیگر سؤال اصلی این نیست که یزد چقدر صنعت دارد؛ سؤال این است که این صنایع در یزد چقدر ارزشافزود ایجاد میکنند؟
مسئله امروز، میزان تولید نیست
مسئله از جایی جدی میشود که به جای میزان تولید، به جایگاه یزد در زنجیره تولید نگاه کنیم. بخش مهمی از صنایع استان در حلقههایی قرار گرفتهاند که به آب، انرژی، مواد اولیه و زیرساخت بیشتری نیاز دارند و در عین حال، معمولاً با آلایندگی بیشتری همراهاند. در مقابل، حلقههایی که در آنها دانش، فناوری و تخصص انسانی نقش بیشتری دارد و ارزش افزوده بالاتری ایجاد میشود، سهم کمتری در اقتصاد استان دارند.
یزد در کدام حلقه زنجیره ارزش قرار دارد؟
به زبان ساده، ممکن است یزد سنگ آهن را از دل معدن بیرون بیاورد، فرآوری کند و به فولاد تبدیل کند، اما زمانی که قرار است همین فولاد به محصولی پیچیدهتر و تخصصیتر تبدیل شود، بخش مهمی از فرآیند در جایی دیگر اتفاق بیفتد.
در این صورت، آب و انرژی در یزد مصرف شده، زمین و زیرساخت صنعتی در یزد به کار گرفته شده و هزینههای زیستمحیطی تولید نیز در همین استان باقی مانده است، اما بخش مهمی از ارزش نهایی محصول در حلقهای ایجاد شده که خارج از یزد قرار دارد.
فرض کنید یک تن ماده اولیه یا فولاد با قیمت مشخصی از استان یا کشور خارج شود، اما برای تولید محصول نهایی و پیچیدهتر همان زنجیره، قطعه یا تجهیزی با چند برابر قیمت وارد شود. مسئله فقط اختلاف قیمت دو کالا نیست؛ مسئله این است که ما بخشی از زنجیره را که آببر، انرژیبر و آلایندهتر است انجام دادهایم، اما بخشی را که دانشمحورتر، کمآببرتر و ارزشآفرینتر است به اقتصاد دیگری واگذار کردهایم.
به همین دلیل، شاید یکی از مهمترین پرسشهای امروز اقتصاد یزد این باشد که استان یزد در کدام حلقه زنجیره ارزش ایستاده است؟
مسئولان هم بر تکمیل زنجیره ارزش تأکید دارند
این پرسش در شرایطی مطرح میشود که خود مسئولان استان نیز از ضرورت تغییر این مسیر سخن میگویند. محمدرضا بابایی، استاندار یزد، مردادماه ۱۴۰۴ با اشاره به وضعیت صنایع استان، تکمیل زنجیره ارزش، کاهش آلایندگی و صرفهجویی در مصرف آب را از اولویتهای راهبردی یزد عنوان کرد و بر حرکت به سمت صنایع با ارزش افزوده بالاتر تأکید داشت. او در همین نشست اعلام کرد که ۴۲ درصد بیمهشدگان تأمین اجتماعی استان غیربومی هستند.
صنعت یزد برای چه نیرویی شغل میسازد؟
این عدد، یک واقعیت مهم را درباره مدل اشتغال استان نشان میدهد. صنعتی که بخش مهمی از اقتصاد یزد را ساخته، برای تأمین بخشی از نیروی انسانی خود به خارج استان وابسته است. از طرفی دیگر، یزد با وجود برخورداری از دانشگاهها و نیروی انسانی تحصیلکرده، با مسئله مهاجرت نیروهای متخصص نیز مواجه است.
البته مهاجرت نیروی کار به خودی خود پدیدهای منفی نیست و اقتصادهای پویا همواره شاهد جابهجایی نیروی انسانی هستند. مسئله زمانی جدی میشود که نوع فرصتهای شغلی ایجادشده با ظرفیت نیروی انسانی استان تناسب نداشته باشد؛ یعنی اقتصادی برای نیروی ساده و عملیاتی فرصت بیشتری ایجاد کند، اما نتواند برای مهندس، پژوهشگر، متخصص فناوری و نیروی تحصیلکرده فرصت متناسب ایجاد کند.
در چنین شرایطی، استان از یک طرف نیروی کار ساده برای کارخانههای خود وارد میکند و از طرف دیگر، بخشی از نیروهای متخصص خود را از دست میدهد. این دو اتفاق در ظاهر بیارتباطاند، اما ریشه مشترکی دارند: نوع اقتصادی که در استان ساخته شده است.
نوع صنعت، نوع نیروی کار را تعیین میکند
هرچه اقتصاد به سمت حلقههای ابتدایی و میانی زنجیره تولید متمایل باشد، نیاز آن به نیروی اجرایی و عملیاتی بیشتر خواهد بود؛ اما هرچه به سمت طراحی، تحقیق و توسعه، تولید محصولات پیشرفته، فناوری، اتوماسیون و خدمات تخصصی حرکت کنیم، سهم نیروی متخصص در اشتغال افزایش پیدا میکند.
در واقع، نوع صنعتی که میسازیم، تا حد زیادی تعیین میکند چه نوع نیروی انسانی در آن اقتصاد مورد نیاز باشد.
از همین منظر، محدودیت آب نیز دیگر فقط یک مسئله محیطزیستی نیست؛ به یک مسئله اقتصادی تبدیل شده است. پژوهشی درباره صنایع استان یزد که در مجله «اقتصاد و محیط زیست» منتشر شده، نشان داده است که در دوره ۱۳۷۴ تا ۱۳۹۴، در حالی که ارزش افزوده بخش صنعت بهطور متوسط سالانه حدود ۹ درصد افزایش یافته، مصرف آب صنایع حدود ۲۹ درصد رشد داشته است. این یافته نشان میدهد رشد صنعتی الزاماً به معنای رشد بهرهوری منابع نیست.
رشد صنعت، مصرف آب را هم افزایش داده است
از سوی دیگر، تمرکز حلقههای اولیه زنجیره تولید در برخی نقاط خاص استان نیز تبعات زیستمحیطی خود را داشته است. کارشناسان محیطزیست و مسئولان استان طی سالهای اخیر بارها درباره آثار توسعه صنایع آلاینده در محور یزد ـ اردکان هشدار دادهاند و بر ضرورت تغییر الگوی توسعه صنعتی تأکید کردهاند.
راه یزد، توقف صنعت نیست
در چنین شرایطی، ادامه همان مسیر گذشته دشوار است. اما راهحل نیز لزوماً تعطیلی صنعت یا توقف سرمایهگذاری نیست. مسئله این است که صنعت یزد باید از نظر فناوری و جایگاه در زنجیره ارزش تغییر کند.
یعنی به جای آنکه یزد صرفاً تولیدکننده ماده اولیه یا محصول میانی باشد، باید بخشی از حلقههای بالاتر زنجیره را نیز در اختیار بگیرد؛ حلقههایی که معمولاً به دانش، فناوری و نیروی انسانی متخصص بیشتری نیاز دارند و میتوانند با مصرف کمتر منابع، ارزش اقتصادی بیشتری خلق کنند.
این تغییر البته تنها با احداث کارخانههای جدید اتفاق نمیافتد. دانشگاه، شرکتهای فناور و دانشبنیان میتوانند بخشی از این تغییر را رقم بزنند؛ به شرط آنکه ارتباط آنها با صنعت از سطح شعار فراتر برود و مسائل واقعی صنایع به مسئله آنها تبدیل شود.

دانشبنیانها باید وارد مسائل واقعی صنعت شوند
در همین راستا، برای درک بهتر اینکه شرکتهای دانشبنیان در یزد تا چه اندازه توانستهاند وارد مسائل واقعی صنایع شوند و آیا میتوان از ظرفیت آنها برای تغییر این مسیر استفاده کرد، با مجید شخصینیایی، رئیس پارک علم و فناوری یزد گفتوگو کرد و درباره وضعیت شرکتهای فناور، ارتباط آنها با صنایع بزرگ و نقشی که میتوانند در کاهش مصرف منابع و ایجاد اشتغال تخصصی داشته باشند، جویا شدیم.
مجید شخصینیایی، رئیس پارک علم و فناوری یزد در گفتوگو با SNNTV گفت: در راستای تغییر مسیر استان از یک اقتصاد منبعمحور به اقتصاد دانشمحور و دانشبنیان، یزد نیز رسالتی برای خود تعریف کرده است تا بتواند در این حوزه نقش پررنگتری ایفا کند. یکی از این نقشها، افزایش فروش شرکتهای فناور و دانشبنیان و ارتقای سهم این بخش در تولید ناخالص داخلی استان است.
وی افزود: در همین راستا هدفگذاری کردهایم فروش شرکتهای فناور و دانشبنیان را از ۶ همت در سال ۱۴۰۳ به ۶۰ همت در پایان سال ۱۴۰۷ برسانیم و اقدامات جدی برای تحقق این هدف در حال انجام است. سال گذشته تقریباً سه برابر هدف کمی تعیینشده، یعنی ۹ همت، محقق شد و در سال جاری نیز امیدواریم رقم فروش قابل توجهی محقق شود که حدود مهرماه نهایی خواهد شد و از طریق رسانههای مختلف اطلاعرسانی میکنیم.
رئیس پارک علم و فناوری یزد ادامه داد: یکی از رویکردهای ما این است که شرکتهای فناور و دانشبنیان را به سمت همکاری با شرکتهای بزرگ هدایت کنیم تا بتوانند پروژههای تحقیق و توسعه و همچنین پروژههای مرتبط با نیازهای جاری این صنایع را اجرا کنند. هدف از این همکاریها افزایش سطح فناوری صنایع، کاهش آلایندگی و کاهش میزان مصرف منابع است.
وی تصریح کرد: در همین چارچوب، تعدادی از واحدهای تحقیق و توسعه صنایع بزرگ در پارک مستقر شدهاند و در حال حاضر تعداد قابل توجهی مرکز تحقیق و توسعه در پارک فعالیت میکند. شرکتهایی از جمله فولاد آلیاژی، چادرملو، فولاد آبتین، فرانسوز کولاکگستر و جهان الکترونیک در پارک مستقر شدهاند تا بتوانند نیازهای فناورانه خود را از طریق برگزاری رویدادها، فراخوانها و تعامل مستقیم با شرکتهای فناور مطرح کنند و برای این نیازها راهکار دریافت کنند.
شخصینیایی با اشاره به ظرفیتهای قانون جهش تولید دانشبنیان گفت: یکی دیگر از بسترهای موجود، ظرفیتهای این قانون از جمله اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه است. صنایع میتوانند پروژههای تحقیق و توسعه خود را در قالب این ظرفیت تعریف کنند تا هزینهای که برای این پروژهها انجام میدهند در محاسبات مالیاتی آنها لحاظ شود و در عین حال، به چرخه تولید دانش و فناوری در استان و کشور نیز کمک کنند.
رئیس پارک علم و فناوری یزد درباره نمونههای همکاری شرکتهای فناور با صنایع استان اظهار کرد: در حوزه پساب، شرکتهایی از پارک در چند واحد صنعتی حضور پیدا کردهاند و در زمینه کاهش پساب و بازیافت آن فعالیتهای مؤثری انجام دادهاند. در حوزه بهینهسازی صنایع نساجی نیز یکی از شرکتها با یک شرکت بینالمللی وارد همکاری شده و این شرکت بینالمللی نیز در پارک مستقر شده است.
وی ادامه داد: در این همکاری به جای جایگزینی خطوط تولید فعلی صنایع نساجی استان، تلاش میشود همین خطوط با استفاده از فناوریهای جدید بهینهسازی شوند تا تولید با فناوری بالاتر و مصرف انرژی کمتر انجام شود.
شخصینیایی افزود: نمونههای دیگری نیز از این همکاریها وجود دارد و تلاش میکنیم این اقدامات را از طریق رسانههای مختلف، از جمله صداوسیما، بهصورت موردی معرفی کنیم تا جامعه شناخت بیشتری نسبت به فعالیتهای انجامشده در پارک علم و فناوری و ظرفیت شرکتهای فناور و دانشبنیان برای حل مسائل استان پیدا کند.
دانشبنیانها قرار نیست جای کارخانهها را بگیرند
وی درباره نقش شرکتهای فناور و دانشبنیان در جذب نیروی متخصص نیز گفت: این شرکتها معمولاً نیروی انسانی زیادی جذب نمیکنند؛ ممکن است یک شرکت تنها سه تا پنج نفر نیروی جدید جذب کند، اما این افراد عمدتاً نیروهای بسیار متخصص هستند؛ بنابراین شاید این موضوع از نظر کمی خود را چندان نشان ندهد، اما از نظر کیفی، نیروهای نخبه و متخصصی در این شرکتها فعالیت میکنند.
رئیس پارک علم و فناوری یزد ادامه داد: سال گذشته چند مورد مهاجرت معکوس داشتیم و افرادی از کشورهای خارجی به کشور بازگشتند، شرکت خود را ثبت کردند و فعالیتشان را آغاز کردند. برای سال جاری نیز تعهد کردهایم ۱۰ طرح را در این مسیر پذیرش کنیم و زمینه افزایش تعداد شاغلان این طرحها به حدود ۱۰۰ نفر را فراهم کنیم که عمدتاً از نیروهای متخصص و نخبه خواهند بود.
آنچه از این گفتوگو اهمیت دارد، تصویری است که از امکان تغییر در مدل تولید استان ارائه میشود. اگر شرکتهای فناور بتوانند مسئله واقعی صنایع را حل کنند، فناوری کاهش مصرف آب یا انرژی را توسعه دهند، آلایندگی یک فرآیند را پایین بیاورند یا خط تولید موجود را بدون نیاز به سرمایهگذاری سنگین برای ساخت یک واحد جدید بهینه کنند، دانش دیگر یک بخش حاشیهای اقتصاد نیست؛ به بخشی از خود صنعت تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، شرکت دانشبنیان قرار نیست جای کارخانه فولاد یا نساجی را بگیرد؛ قرار است فناوری مورد نیاز همان کارخانه را تولید کند.
ارزش بیشتر با منابع کمتر
این تفاوت کوچکی نیست. چرا که یک کارخانه جدید، برای افزایش تولید معمولاً به زمین، انرژی، آب، زیرساخت و نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد؛ اما یک فناوری جدید میتواند به کارخانه موجود اجازه دهد با همان ظرفیت یا حتی ظرفیت بالاتر، منابع کمتری مصرف کند و محصول با ارزشتری تولید کند.
از همینجا میتوان به مسئله «چگالی ارزش» رسید؛ اینکه یک واحد اقتصادی در برابر منابعی که مصرف میکند، چه میزان ارزش ایجاد میکند. هرچه سهم دانش و فناوری در محصول بیشتر شود، امکان خلق ارزش بیشتر با مصرف کمتر منابع نیز افزایش پیدا میکند.
زنجیره تولید باید در یزد کاملتر شود
این دقیقاً همان مسیری است که یزد به آن نیاز دارد؛ نه فرار از صنعت، بلکه عبور از صنعتی که صرفاً ماده اولیه و محصول میانی تولید میکند.
اگر قرار است فولاد همچنان یکی از پایههای اقتصاد یزد باشد، چرا بخشی از تجهیزات، قطعات و فناوریهای مورد استفاده این صنعت در خود استان تولید نشود؟ اگر نساجی قرار است ادامه پیدا کند، چرا فناوری بهینهسازی خطوط تولید و ماشینآلات آن در یزد توسعه پیدا نکند؟ اگر معدن مزیت اصلی استان است، چرا بخشی از فناوری اکتشاف، استخراج، فرآوری و هوشمندسازی معادن در خود استان شکل نگیرد؟
پاسخ به این پرسشها همان جایی است که «اقتصاد دانشبنیان» از یک عنوان جذاب در اسناد توسعهای خارج میشود و به یک ضرورت اقتصادی تبدیل میشود.
تغییر صنعت بدون همکاری دانشگاه و صنعت ممکن نیست
این مسیر البته آسان نیست. شرکت دانشبنیان زمانی رشد میکند که صنعت حاضر باشد مسئله خود را در اختیار آن بگذارد، برای تحقیق و توسعه هزینه کند و به جای خرید همیشگی راهحل آماده، بخشی از نیاز خود را در داخل توسعه دهد. دانشگاه نیز باید از تولید دانش صرف عبور کند و بخشی از مسائل واقعی اقتصاد را موضوع پژوهش قرار دهد.
از طرف دیگر، سیاستگذار هم نباید موفقیت خود را صرفاً با تعداد شرکتهای دانشبنیان یا تعداد رویدادهای فناورانه بسنجد. شاخص مهمتر این است که چند مسئله واقعی صنعت حل شده، چه میزان مصرف آب و انرژی کاهش یافته، چه میزان محصول وارداتی در داخل تولید شده و چه مقدار ارزش افزوده جدید در استان ایجاد شده است.
تغییر صنعت، بازار کار را هم تغییر میدهد
در چنین مدلی، حتی مسئله نیروی انسانی نیز تغییر میکند. صنعتی که بیشتر در حلقههای ابتدایی زنجیره ارزش فعالیت میکند، عمدتاً به نیروی اجرایی و عملیاتی نیاز دارد؛ اما صنعتی که به سمت محصولات پیشرفته، تحقیق و توسعه و فناوری حرکت کند، ناچار است سهم بیشتری از نیروهای متخصص را به کار بگیرد.
شاید بخشی از پاسخ به مسئله مهاجرت نیروی متخصص یزد نیز همینجا باشد. اگر استان سالها برای آموزش نیروی انسانی سرمایهگذاری کرده و دانشآموزان و دانشجویان مستعد خود را به دانشگاهها فرستاده است، اما نتواند اقتصاد متناسب با این سرمایه انسانی ایجاد کند، طبیعی است که بخشی از این نیروها مقصد خود را خارج از استان یا حتی خارج از کشور پیدا کنند.
در مقابل، اقتصادی که برای مهندس، پژوهشگر، برنامهنویس، متخصص تحقیق و توسعه و نیروی فنی ماهر تقاضا ایجاد کند، میتواند زمینه ماندگاری یا حتی بازگشت بخشی از این سرمایه انسانی را فراهم کند.
آینده اقتصاد یزد در گرو خلق ارزش بیشتر است
از این زاویه، مسئله یزد فقط آب و آلودگی نیست؛ فقط خامفروشی و زنجیره ارزش هم نیست. همه اینها به یک سؤال بزرگتر وصل میشوند: یزد میخواهد در دهههای آینده چه نوع اقتصادی داشته باشد؟
اقتصادی که برای رشد بیشتر، کارخانههای بیشتری بسازد و منابع بیشتری مصرف کند، یا اقتصادی که تلاش کند از همان ظرفیتهای موجود، ارزش بیشتری خلق کند؟
پاسخ به این سؤال به معنای کنار گذاشتن صنعت و معدن نیست. اتفاقاً صنعت و معدن همچنان میتوانند ستونهای اقتصاد یزد باشند؛ اما باید جایگاه استان در این زنجیره تغییر کند.
یزد نباید فقط جایی باشد که سنگ از آن استخراج میشود، فولاد در آن تولید میشود و محصول میانی از آن خارج میشود. باید بخشی از فناوری، طراحی، تحقیق و توسعه و تولید محصولات تخصصی نیز در همین استان شکل بگیرد.
در نهایت، توسعه برای یزد دیگر نمیتواند صرفاً به معنای «بیشتر تولید کردن» باشد. استانی که با محدودیت آب، فشارهای زیستمحیطی و مسئله مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، چارهای ندارد جز اینکه به ارزشآفرینی بیشتر با منابع کمتر فکر کند.
یزد در چند دهه گذشته بلد بوده کارخانه بسازد؛ چالش امروز این است که یاد بگیرد از هر کارخانه، هر معدن، هر واحد آب و هر نیروی انسانی، ارزش بیشتری خلق کند. شاید مسیر آینده اقتصاد یزد دقیقاً از همین نقطه بگذرد؛ از اقتصادی منبعمحور که منابع بیشتری برای تولید میخواهد، به اقتصادی دانشمحور که دانش بیشتری را برای خلق ارزش به کار میگیرد.