هویت سینمایی؛ برآیند هویت ملی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۹۵۲
در استقبال از روز ملی سینما

هویت سینمایی؛ برآیند هویت ملی

سینمای ما فقط در صورتي که نقطه اصلی هدفش مخاطب عمومی و فضای افکار عمومی باشد و نه فقط جشنواره ها، می‌تواند آيینه‌ای شود برای انعکاس هویت ملی و فرهنگ بومی و دغدغه‌های اجتماعی ایرانیان در مقابل دیدگان مخاطبان سایر کشورهای جهان.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سینمای ما در عرصه جهانی چه جایگاهی دارد؟ این سوال را باید اصلاح کرد یا این طور جواب داد که این «سینما»ی ما نیست که در عرصه جهانی جایگاهی داشته یا نداشته باشد، بلکه «فیلم» هایی برآمده از تجربه و تلاش فردی عده ای معدود از کارگردان های این سینماست که گاه گداری در «جشنواره» های جهانی گل می کند و بر سر زبان ها می افتد و بعد از مدتی کوتاه هم فراموش می شود.

البته اخیرا و برای اولین بار یک اتفاق تازه و بدیع و تا حدی هم تعجب برانگیز و البته از جهتی نیز خوشحال کننده افتاده و آن اکران فیلم «جدایی نادر از سیمین» اثر تحسین شده و خوش ساخت اصغر فرهادی است در کشور فرانسه و در بهترین سینماهای این کشور و در کنار فیلم های مهم و پر و پیمان و صاحب نام سینمای روز جهان.

جالبتر آن که فیلم فرهادی به لحاظ فروش و استقبال مخاطبان هم در حال رقابت با مهمترین فیلم های سال جهان مي باشد و بعضا از آنها پیشی هم گرفته است.

شاید که نه، حتما این برای اولین بار است که در طول تاریخ سینمای ایران، فیلمی موفق به چنین دستاوردی می شود.

گذشته از آن که چه نظری درباره محتوا و صورت فیلم «جدایی نادر از سیمین» داشته باشیم باید بپذیریم که این حضور حتی اگر حداقل های هویت ملی و سینمای بومی را رعایت کرده باشد یک اتفاق مهم و قابل تامل و خوشحال کننده است.

سینمای ما باید توسط مخاطب جهانی دیده و شناخته شود و نه جشنواره های سیاسی و غیر سیاسی.
 
 
جشنواره ها می توانند در جای خود کارکردهایی داشته باشند؛ البته اگر این کارکردها مثل بعضی از موارد، صرفا و عمیقا سیاسی نشود - که می شود - اما نقطه اصلی هدف، باید مخاطب عمومی و فضای افکار عمومی باشد و نه فقط جشنواره ها؛ آن هم با شناختی که از وضعیت آنها داریم.

سینمای ما فقط در این صورت است که می تواند آيینه ای شود برای انعکاس هویت ملی و فرهنگ بومی و دغدغه های اجتماعی ایرانیان در مقابل دیدگان مخاطبان سایر کشورهای جهان.

اما اینکه سینمای ما بخواهد و بتواند دارای یک هویت بومی و ملی باشد، لازمه اش این است که سینما، به معنای واقعی کلمه، مردمی باشد و ارتباطش را با مردم و آلام و آمال و آرمان های آنها حفظ کند.

لکن حقیقت تلخ آن است که سینمای ما از چنین چیزی تهی است و رشته پیوندش با مردم و دغدغه هایشان قطع شده؛ سینمای امروز ما آینه درد مردم نیست و به همین دلیل است که مردم هم با این سینما قهر کرده اند و حاضر نیستند آن را بپذیرند.

وقتی در یک سرزمین 70 میلیونی، فیلم ها به طور متوسط با کمتر از 200 یا 100هزار مخاطب روبرو می شوند، خود گویای عمق فاجعه است.

حال سوال اینجاست که این سینما با این مختصات و آن شرایط وخیم، پس چگونه سرپاست و چرخش می چرخد؟

پاسخ واضح و روشن است و البته ساده؛ یک سینمای بیمار با کمک وام دولتی و بودجه های هنگفت نهادهای متصل به بیت المال مردم، بی آن که چیزی از صنعت در آن هویدا و اصلا موجود باشد، دارد به صورت معیوب و مصنوعی و جعلی و سرطانی رشد می کند.

برای این وضعیت وخیم و نگران کننده باید یک فکر اساسی کرد و شاید بیش و پیش از هر چیز، یک خانه تکانی جدی در فکر و ذهن و برنامه و مدیریت مدیران و مسئولیت مسئولان و بسیاری از شبه سینماگران که کار و تخصص اصلی شان دلالی است نه هنر.

دیر یا زود باید این اتفاق بیفتد والا سینما...فلا!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار