روایت یک قرن ایستادگی جنوب؛ از رئیسعلی دلواری تا سردار تنگسیری دلیران تنگه هرمز
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، در طول تاریخ ایران، به دلیل جغرافیای خاص، یکی از کشورهایی بوده که همواره در معرض توجه قدرتهای بیگانه قرار گرفته است و یکی از خاصترین نقاط این مرز و بوم، جنوب کشور و پهنه خلیج فارس است؛ خلیج فارس همیشه مسیری برای عبور و مرور و تجارت بوده و از لحاظ اقتصادی و ظرفیتهای ویژهای که داشته، همیشه اعمال نفوذ در آن برای قدرتهای استعمارگر وسوسهبرانگیز بوده است.
احوالات ایران در جنگ جهانی اول
در طول جنگ جهانی اول نیز به دلیل همین ویژگیهای خاص، ایران مورد توجه قدرتهای درگیر جنگ قرار گرفت و علیرغم اعلام بیطرفی، نیروهای انگلیس، شوروی و آلمان وارد کشورمان شدند و هرکدام در راستای منافع خود، بخشی از خاک کشورمان را به جولانگاه خود تبدیل کردند.
انگلیس خاک جنوب کشورمان را انتخاب کرد؛ شهرهای جنوبی به دلیل دسترسی به خلیج فارس میتوانستند یکی از استراتژیکترین مناطق برای انگلیسیها باشند؛ چرا که این پهنه آبی، از یک سو به دلیل موقعیت جغرافیایی و مسیرهای دریایی خود اهمیت داشت و از سوی دیگر، راه ارتباطی مهمی با هند بود؛ کشوری که در آن زمان مهمترین مستعمره امپراتوری انگلستان به شمار میرفت. به همین دلیل، حفظ نفوذ و امنیت مسیرهای دریایی خلیج فارس برای انگلیس اهمیت زیادی داشت.
علیرغم نفوذ بیگانگان، حکومت مرکزی ایران قدرت چندانی برای مقابله با نیروهای خارجی نداشت و عملاً در برابر حضور آنها دست بسته بود و همین مسئله زمینه را برای گستاخی بیشتر نیروهای خارجی فراهم کرده بود. اما در چنین شرایطی، گروههایی از خود مردم برخاستند و برای دفاع از خاک کشور در نقاط مختلف ایران به میدان آمدند و حتی توانستند بیگانگان را از بخشهایی از خاک کشور بیرون کنند.
دلواری دلاوری ازمیان مردم
رئیسعلی دلواری یکی از همین دلاورمردانی بود که از دل مردم برای دفاع از خاک کشورمان برخاست.
رئیسعلی جوانی از تنگستان و خطه جنوب بود که از سال ۱۲۹۴، به دلیل ایستادگی و ضرباتی که به انگلیسیها وارد کرد، نامش در یاد و خاطره ایران و ایرانی ماندگار شد. داستان و سرنوشتی داشت که نشان میداد او مردی میهنپرست بود و مجاهدتهایش فقط محدود به مقابله با انگلیسیها نبود.
او در جریان مشروطه یکی از فعالان جنبش بود و نقش زیادی در این مسیر ایفا کرد. از ۲۴ سالگی در این مسیر قرار داشت و در تحولات بوشهر نقش داشت و با حدود ۱۰۰ تفنگدار، امنیت منطقه را تأمین میکرد.

رئیسعلی دلواری در جمع مشروطه خواهان
وقتی ایران جولانگاه بیگانه شد
دوران جوانی رئیسعلی با حضور گسترده انگلیسیها در خلیج فارس و جنوب ایران همزمان شده بود. با آغاز جنگ جهانی اول، روسیه و انگلستان که از شمال و جنوب همسایه ایران بودند، در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
این دو کشور پیش از آن، بر اساس قرارداد ۱۹۰۷، ایران را به دو منطقه نفوذ در شمال و جنوب و یک منطقه بیطرف تقسیم کرده بودند. با آغاز جنگ، ضعف حکومت مرکزی باعث شد نیروهای روس از شمال و نیروهای انگلیسی از جنوب وارد ایران شوند و عملاً بیطرفی کشور را نقض کنند.
به محض ورود انگلیسیها به منطقه، رئیسعلی مانند بسیاری از خوانین میتوانست نسبت به حضور بیگانگان بیتفاوت باشد و یا حتی با آنها همکاری کند، اما وطنپرستی و غیرت جنوبیاش این اجازه را به او نمیداد.
به محض اینکه پای انگلیسیها به منطقه رسید، رئیسعلی نامههایی به شیخ محمدحسین برازجانی نوشت و از او کسب تکلیف کرد و حکم جهاد و ایستادگی مقابل انگلیسیها را گرفت.
رئیسعلی دلواری چگونه ایستاد؟!
رئیسعلی با همان نیروهای محدود، مقابل لشکر عظیم انگلیسیها و تجهیزات پیشرفته آنها ایستاد؛ لشکری که حکومت مرکزی جرئت ایستادن در مقابل آن را نداشت.
او آمده بود که تا پای جانش ایستادگی کند.
در روایتهای تاریخی آمده است که رئیسعلی دلواری پیش از آغاز درگیریها، در نشستی با حاج سیدمحمدرضا کازرونی، قرآن خواست و پس از آنکه قرآن را آوردند، آن را با احترام روی میز گذاشت و خطاب به حاضران گفت:
«ای کلامالله، گفتار مرا شاهد باش. من به تو سوگند یاد میکنم که اگر انگلیسیها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطن من تجاوز نمایند، در مقام مدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم.»
این فقط یک سوگند نبود؛ رئیسعلی خیلی زود نشان داد که برای ایستادن مقابل انگلیسیها، با وجود تفاوت شدید در تعداد نیرو و تجهیزات، تصمیم خود را گرفته است.
رئیسعلی چگونه ارتش مجهز انگلیس را زمینگیر کرد؟
در نخستین درگیری مهم، در تیرماه ۱۲۹۴، نیروهای تنگستانی برای ضربه زدن به مواضع انگلیسیها در بوشهر حرکت کردند. اسناد بریتانیایی تعداد نیروهایی را که همراه رئیسعلی حرکت کرده بودند، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر ثبت کردهاند و همزمان حدود ۵۰۰ نفر دیگر نیز به همراه زائر خضرخان و شیخ حسین از مسیر دیگری حرکت کردند. این حمله در نهایت دفع شد، اما برای انگلیسیها بدون هزینه نبود؛ دو افسر انگلیسی و یک سرباز هندی کشته و دو سرباز دیگر زخمی شدند.
چند هفته بعد، انگلیسیها که بوشهر را در اختیار گرفته بودند، تصمیم گرفتند مستقیماً سراغ دلوار بروند؛ جایی که رئیسعلی در آنجا پایگاه داشت. این بار آنها با یک نیروی مجهز وارد شدند؛ چهار کشتی انگلیسی در عملیات حضور داشتند و نیروی زمینی آنها دستکم شامل ۱۷۰ تفنگچی از هنگ ۹۶، ۵۰ تفنگدار دریایی و یک نیروی ۲۰ نفره برای پشتیبانی بود و چندین تیربار نیز در اختیار داشتند.
در طرف مقابل، رئیسعلی در خود دلوار نیرویی بهمراتب کمتر در اختیار داشت. برخی روایتهای محلی تعداد تفنگچیان او را در این مقطع حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر و برخی منابع حدود ۱۰۰ نفر ذکر کردهاند؛ یعنی رئیسعلی نه از نظر تعداد نیرو و نه از نظر تجهیزات، قابل مقایسه با نیروی انگلیسی نبود.
اما رئیسعلی قرار نبود در زمینی که انگلیسیها برایش تعیین کرده بودند بجنگد؛ او زمین و جغرافیای منطقه را میشناخت و قرار بود از همین شناخت، برای جبران برتری نظامی انگلیسیها استفاده کند..
رئیسعلی زادگاه و جغرافیای منطقه را بهخوبی میشناخت و به آن مسلط بود و همین شناخت، یکی از مهمترین عواملی بود که در نبرد دلوار به کمک او آمد. او میدانست که نمیتواند با نیرویی که از نظر تعداد و تجهیزات برتری چندبرابری دارد، در یک میدان باز روبهرو شود؛ به همین دلیل، از جغرافیای منطقه و بهویژه نخلستانها برای پنهان شدن نیروها و غافلگیر کردن انگلیسیها استفاده میکرد.
وقتی نخلستان، میدان جنگ شد
بر اساس گزارش محرمانهای که ژنرال جان نیکسون، فرمانده نیروهای انگلیسی در جبهه جنوب ایران، درباره عملیات دلوار تهیه کرده بود در روز نبرد دلوار، نیروهای رئیسعلی و دیگر نیروهای تنگستانی در اطراف نخلستانها موضع گرفته بودند و از داخل آن به نیروهای انگلیسی که در حال پیشروی بودند، شلیک میکردند. انگلیسیها برای کمک به نیروهای خود درخواست آتش از ناو «جونو» کردند، اما سه گلوله ششاینچی این ناو به اشتباه در همان نخلستانی فرود آمد که نیروهای انگلیسی در آن مستقر بودند. این گلولهها باعث آشفتگی و بههمریختن آرایش نیروهای انگلیسی شد و فرمانده آنها برای جلوگیری از تلفات بیشتر دستور عقبنشینی داد.
این اتفاق فقط یک اشتباه نظامی نبود؛ نشان میداد نیروهای انگلیسی با وجود برتری تسلیحاتی، شناخت دقیقی از زمین نداشتند و رئیسعلی دقیقاً از همین نقطه ضعف استفاده میکرد. او میدان را طوری انتخاب کرده بود که ادامه حضور انگلیسیها در این منطقه به سادگی امکان پذیر نباشد.
به همین دلیل، رئیسعلی برای مقابله با انگلیسیها به دنبال جنگ مستقیم و روبهرو شدن با آنها در یک میدان باز نبود؛ شبیخون، حمله ناگهانی، استفاده از نخلستانها و شناخت مسیرهای منطقه، بخشی از راهبرد او برای فرسوده کردن نیرویی بود که از نظر تجهیزات بسیار قدرتمندتر از نیروهای تنگستانی بود.
رهبر تنگستان چگونه شهید شد؟
راهبرد رئیسعلی و نیروهای تنگستانی باعث شده بود انگلیسیها با وجود برتری در نیرو و تجهیزات، نتوانند مقاومت جنوب را درهم بشکنند. درگیریها بهصورت پیاپی و پراکنده ادامه داشت و رئیسعلی همچنان به دنبال وارد کردن ضربه به مواضع انگلیسیها بود.

آرامگاه شهید رئیسعلی دلواری در قبرستان وادی السلام نجف اشرف
سرانجام در شهریور ۱۲۹۴، زمانی که رئیسعلی برای شبیخون به نیروهای انگلیسی آماده میشد، در منطقهای به نام «تنگک صفر» هدف گلوله قرار گرفت و در ۳۳ سالگی به شهادت رسید. در روایتهای تاریخی، فردی به نام غلامحسین تنگکی بهعنوان عامل این تیراندازی معرفی شده است؛ روایتی که میگوید رئیسعلی از پشت سر هدف قرار گرفت و همانجا جان باخت.
جنوب هنوز ایستاده است...
اما مرگ رئیسعلی پایان مقاومت جنوب نبود. پس از او، زائر خضرخان، شیخ حسین چاهکوتاهی و دیگر نیروهای تنگستان و دشتستان مبارزه با انگلیسیها را ادامه دادند و در سالهای بعد نیز حملات و شبیخونها علیه مواضع انگلیسیها ادامه داشت.
پس از شهادت رئیسعلی جنوب ایران بارها با تلاش قدرتهای خارجی برای نفوذ و سلطه روبهرو شده است. در مقاطعی، بخشی از خاک ایران بهدلیل ضعف حکومتهای وقت و قراردادها در اختیار بیگانگان قرار گرفت و آنها توانستند برای حفظ منافع خود در جنوب ایران حضور پیدا کنند؛ اما مردم ایران هیچگاه این حضور را نپذیرفتند و هرجا فرصتی برای ایستادن در برابر بیگانه پیدا کردند، مقاومت کردند و در نهایت خاک و آب ایران را از حضور بیگانه پاک کردند.
ایران دیگر بی پناه نیست
حالا یک قرن گذشته و در ماههای اخیر، دوباره شاهد تجاوز و گستاخی بیگانه به خاک و آب کشورمان بودیم؛ با این تفاوت که این بار ایران دیگر کشور بیپناه روزگار رئیسعلی نبود.
آمریکاییها ۶ ماه پیش ناوهایشان را به خلیج فارس آوردند؛ با این خیال که از جنوب میتوانند ایران را تحت فشار قرار دهند و در مدت کوتاهی کشور را از پا دربیاورند. آنها روی برتری تجهیزات و قدرت نظامی خود حساب ویژهای باز کرده بودند و تصور میکردند حضور ناوهایشان در خلیج فارس میتواند معادله جنگ را به نفع آنها تغییر دهد.
در این نبرد، ایران نشان داد که اینبار حضور بیگانه در نزدیکی آب و خاکش نه یک تهدید برای ایران، بلکه میتواند به تهدیدی برای خودِ دشمن تبدیل شود. عملکرد ایران در ماههای اخیر یک اصل روشن را به نمایش گذاشت؛ اگر دشمن اصرار دارد به آب و خاک ایران نزدیک شود و حریم آن را تهدید کند، ایران مشکلی با این رویارویی ندارد؛ اما دشمن باید بداند که حضور در نزدیکی مرزهای ایران هزینه دارد و این هزینه را باید بپردازد.
جنوب ایران هنوز دلاورمردانی دارد که به همان اندازه روی خلیج فارس و خاک کشورمان غیرت دارند و اجازه نخواهند داد این رویارویی برای دشمن آسان تمام شود. همانطور که رئیسعلی دلواری تا آخرین نفس مقابل دشمن ایستاد و اجازه نداد انگلیسیها حتی یک لحظه در خاک کشورمان آسایش داشته باشند.

سردار شهید علیرضا تنگسیری فرمانده شجاع نیروی دریایی سپاه پاسداران
مردی که دریا را میشناخت ...
یکی از این دلاورمردان،سردار شهید علیرضا تنگسیری بود؛ مردی شجاع و باهوش که در ماههای اخیر به کابوسی برای دشمن آمریکایی تبدیل شد.
شهید تنگسیری فرماندهای آشنا با دریا بود؛ ظرفیتهای خلیج فارس را بهخوبی میشناخت و سرآخر توانست از همین ظرفیتها علیه دشمنان ایران استفاده کند. او ایده بستن تنگه هرمز را مطرح کرد و آن را از یک ایده روی کاغذ، به مرحله اجرا رساند.
در سالهای فرماندهی او، قدرت دریایی سپاه نیز توسعه پیدا کرد و صدها شناور رزمی به سازمان رزم این نیرو اضافه شد؛ تنگسیری همزمان بر افزایش توان موشکی، شناورهای تندرو و گسترش توان دریایی ایران فراتر از آبهای خلیج فارس تأکید داشت.

۱۲شهریور ماه به یاد دلواری روزگار
اما شاید مهمتر از همه این بود که او توانست خلیج فارس را برای دشمن، به همان اندازه که برای ایران خانه است، به یک تله کشنده تبدیل کند.
اقدامات سردار شهید تنگسیری در دریا آنچنان برای آمریکاییها هزینهساز شد که سرانجام تصمیم گرفتند او را از میان بردارند و به شهادت برسانند؛ غافل از اینکه ایران همیشه دلاورمردان خود را خواهد داشت و نسل این مردان منقرض نخواهد شد.
همانطور که نام شهید رئیسعلی دلواری در تاریخ جنوب ماند، نام سردار شهید علیرضا تنگسیری نیز در کنار دلیران تنگستان ماندگار شده است