عملکرد ۵ ساله زاکانی برمسند مدیریت شهری چگونه بود؟ / از انقلاب برقیسازی تا اسکان شرافتمندانه آسیبدیدگان جنگ
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ شهریورماه سال ۱۴۰۰، زمانی که علیرضا زاکانی بر مسند شهرداری تهران تکیه زد، پایتخت در یکی از بغرنجترین دورههای زیست شهری خود قرار داشت. از یک سو انبوهی از پروژههای نیمهکاره عمرانی، ناوگان بهگلنشسته حملونقل عمومی و بدهیهای کمرشکن بانکی میراث دورههای گذشته بود و از سوی دیگر، افکار عمومی امیدی به گرهگشاییهای اساسی در کوتاهمدت نداشت. با این حال، کارنامه پنجساله مدیریت ششم شهری نشان میدهد که نه تنها این ساختار فرسوده با انضباط مالی و روحیه میدانی احیا شد، بلکه تهران در میانه بحرانهای پیچیده و تحمیل دو جنگ سنگین، توانست کارآمدی ساختاری متفاوتی را به نمایش بگذارد.
آزمون تاریخی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه؛ ناکام گذاشتن دشمن در رویای «پایتخت جنگزده»
نقطه عطف و یکی از متمایزترین کارکردهای شهرداری تهران در دوره اخیر، عملکرد این نهاد در جریان حوادث غیرمترقبه «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» و پس از آن «جنگ ۴۰ روزه» (جنگ رمضان) بود. بر اساس وظایف سازمانی و تقسیمکار ملی، متولی اصلی ساماندهی مناطق جنگزده و بازسازی خانهها، بنیاد مسکن و نهادهای بالادستی مدیریت بحران دولت تعریف شده بود. با این حال، مدیریت شهری تهران با اتخاذ رویکرد «مسئولیتپذیری فرابخشی»، بیدرنگ تمام توان لجستیکی و مالی خود را به میدان آورد تا از تبدیل تبعات حملات دشمن به بحران انسانی و روانی در پایتخت جلوگیری کند.
راهبرد اصلی پایتخت در این بحرانها، جلوگیری از فروپاشی زیست عادی و عدم تشکیل اردوگاههای آوارگان بود؛ به گونهای که آرزوی رسانههای بیگانه و دشمن برای مخابره تصاویر چادرزنی، سرگردانی مردم و بحرانزدگی در پارکها و خیابانهای تهران ناکام ماند. مدیریت شهری این هدف را با آمارهای عملیاتی کمسابقهای محقق ساخت:
اسکان هتلمحور: بهجای ایجاد اردوگاه و اسکان اضطراری در چادر، شهرداری تهران با هماهنگی سراسری، خانوادههای آسیبدیده را بیدرنگ در ۴۱ هتل پایتخت مستقر کرد؛ بهطوری که بیش از ۲۱۰۰ خانوار بهطور کامل و با حفظ بالاترین سطح شأن و کرامت در هتلها ساکن شدند تا تعیین تکلیف نهایی مسکن آنها صورت گیرد.
بسته حمایتی کامل از اجاره و رهن: برای شهروندانی که تمایل به تهیه خانه داشتند یا منازلشان نیاز به ساخت دوباره داشت، میانگین ۲ میلیارد تومان ودیعه مسکن (رهن) و ۴۰ میلیون تومان کمکهزینه اجاره ماهانه پرداخت شد تا دغدغه سرپناه نداشته باشند. علاوه بر این، تأمین اسباب و اقلام ضروری زندگی برای ساکنان واحدهای تخریبشده مستقیماً در دستور کار قرار گرفت.
بازسازی ضربتی دهها هزار واحد مسکونی: خسارات سنگین بر جای مانده از بمبارانها—از ۸۵۲۰ واحد آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه تا حدود ۵۱ هزار و ۴۷۰ واحد خسارتدیده در جنگ ۴۰ روزه—با فرمول «عدم پرداخت حتی یک ریال از جیب مردم» وارد چرخه ترمیم، مقاومسازی و نوسازی شد. شهرداری با اعزام ۲۵۰۰ نیروی جهادی، بهرهگیری از شرکتهای رتبه یک ساختمانی و فعالسازی اختیارات مناطق، کار ارزیابی و ساختوساز را سرعت بخشید.
تابآوری معابر و شریانهای شهری: زیرساختهای تخریبشده، پلها و تونلهای هدف قرار گرفته شهری در مدت زمانی کمتر از ۴۸ ساعت بهسازی، پاکسازی و بازگشایی شدند تا ترافیک پایتخت حتی یک روز قفل نماند.
تأمین بدون وقفه ارزاق عمومی: در اوج تهدیدها، ۵۳ فروشگاه شهروند و ۳۱۵ میدان میوه و ترهبار بهصورت شبانهروزی و با ذخایر مکفی فعال ماندند و با رایگان شدن خدمات مترو و بیآرتی، جریان زندگی در کلانشهر تهران لحظهای متوقف نشد.
انقلاب برقیسازی؛ بزرگترین دگرگونی ناوگان عمومی در یک قرن اخیر
در کنار مدیریت میدانی بحران، تحول در شبکه حملونقل عمومی تهران شاخصترین مأموریت عمرانی این دوره بود. در پاییز ۱۴۰۰، تعداد اتوبوسهای شاغل پایتخت به کمتر از ۲۰۰۰ دستگاه رسیده و مترو با کمبود مفرط واگن مواجه بود.پاسخ مدیریت شهری، پیگیری و انعقاد بسته جامع برقیسازی به ارزش بالغ بر ۲ میلیارد یورو بود. این اقدام راهبردی به ورود و استقرار هزاران دستگاه اتوبوس برقی نوین، تاکسیها و ونهای پاک و احداث جایگاههای متعدد شارژ سریع انجامید.
در عرصه حمل و نقل عمومی نیز رکوردهای چشمگیری به ثبت رسید:
بهرهبرداری از بیش از ۲۰ ایستگاه و دهها کیلومتر خط در خطوط ۶ و ۷ مترو.
گشایش عملیات حفاری مکانیزه در خطوط جدید (خط ۸، ۹ و ۱۰) برای اتصال مناطق فاقد دسترسی ریلی.
گرهگشایی پس از سالها معطلی از قرارداد ۷۹۱ دستگاه واگن خارجی و ورود جدی به ساخت واگن ملی.
انضباط حسابها و رهایی از تله بدهیهای بانکی
شهرداری تهران تا پیش از این دوره با بیش از ۱۲۰۰ حساب متفرق و غیرمتمرکز اداره میشد که عملاً زمینه رسوب منابع و تاریکی مالی را فراهم میکرد. با راهاندازی «خزانه واحد»، کلیه درآمدهای مناطق و سازمانها تجمیع و مسیر سلامت مالی هموار شد.
این انضباط باعث شد بودجه سالانه شهرداری پایتخت از حدود ۳۷ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۰، با رشدهای پیاپی به رکوردهای بالای ۱۵۰ هزار میلیارد تومان ارتقا یابد. در سایه این گشایش، دهها هزار میلیارد تومان از دیون قدیمی شهرداری به بانکها و طلبکاران تسویه و تهاتر شد و املاک و اراضی غصبشده به ارزش دهها همت به بیتالمال شهر بازگشت.
بنبستشکنی در پروژههای منجمد و نهضت آسفالت
تکمیل بزرگراه شهید بروجردی پس از حدود یک دهه تعطیلی، تسریع اتصال شاخه غربی بزرگراه یادگار امام (ره)، افتتاح فازهای تکمیلی بزرگراه شهید شوشتری و اصلاح بیش از دهها تقاطع غیرهمسطح ترافیکی، بخشی از نهضت رفع انسداد شریانی تهران بود. این اصلاحات هندسی روزانه صدها هزار لیتر در مصرف بنزین صرفهجویی ایجاد کرد.
همزمان با خرید و راهاندازی کارخانههای مجهز و جدید، «نهضت آسفالت» با تزریق سالانه بیش از ۱.۵ میلیون تن آسفالت، معابر فرسوده محلات—بهویژه در بافتهای جنوب شهر—را نوسازی کرد و رکوردی ماندگار در شاخصهای عمرانی بر جا گذاشت.
قرارگاه اجتماعی و پایان «تماشاچیگری» در برابر معضلات اجتماعی
تا پیش از دوره ششم، شهرداری مسئولیت قانونی مستقیمی در قبال کارتنخوابها، معتادان متجاهر و کودکان کار بر عهده نمیگرفت. با تأسیس «قرارگاه اجتماعی»، این رویکرد انفعالی دگرگون شد.
احداث و توسعه ۹ مرکز تربیتی و درمانی «یاور شهر» با ظرفیت بیش از ۷۵۰۰ تخت، امکان پذیرش افراد دارای منع پذیرش (زخم باز، بیماریهای اعصاب و روان و کهولت سن) را فراهم آورد و کلونیهای ناامنی، چون شوش، هرندی و دره فرحزاد ساماندهی شدند. در فرحزاد، این مداخله اجتماعی به ساخت «اکوپارک روددره فرحزاد» منتهی شد و تهدیدی چنددههای به تفرجگاهی امن برای خانوادهها بدل گردید.
پنج سال مدیریت علیرضا زاکانی بر تهران نشان داد که همگرایی میان «انضباط ساختاری»، «اراده اجرایی بدون ملاحظهکاری» و «حضور میدانی در بزنگاههای سخت»، میتواند سختترین معادلات شهری و غیرمترقبهترین بحرانهای امنیتی را اداره کند. پایتخت امروز، هم در زیرساختهای ترافیکی و مالی و هم در تابآوری زیر بار حوادث سهمگین، تصویری قدرتمندتر و مستحکمتر از شهریور ۱۴۰۰ را بازتاب میدهد.