نخستین روز جنگ تحمیلی ایران و رژیم بعث چگونه گذشت؟/ «یوم الرعد» و آرزوی بر باد رفته صدام حسین
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۷۷۵۹
گزارش|

نخستین روز جنگ تحمیلی ایران و رژیم بعث چگونه گذشت؟/ «یوم الرعد» و آرزوی بر باد رفته صدام حسین

۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹، روزی که صدام حسین آن را «یوم‌الرعد» نامیده بود، با تجاوز ارتش رژیم بعث به خاک ایران به آغاز جنگی هشت‌ساله و یکی از خون‌بارترین جنگ‌های تاریخ معاصر تبدیل شد؛ جنگی که با تجاوز ارتش بعث عراق به خاک ایران آغاز شد و نزدیک به هشت سال به طول انجامید.
دفاع مقدس
مروارید شیری

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، ساعت ۱۲ ظهر روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ بود که دستور فوری صدام به نیروی هوایی ارتش بعث عراق صادر شد. چند دقیقه بعد، ۱۹۲ بمب‌افکن و جنگنده عراقی آماده اعزام به سوی ایران شدند و کمتر از یک ساعت بعد، آسمان ایران تیره و تار شد؛ جنگ میان ایران و رژیم بعث عراق به طور گسترده آغاز شده بود.

وقوع جنگ در آن لحظه، برای کسانی که در جریان روابط و درگیری‌های چندساله ایران و عراق بودند، چندان غافلگیرکننده و دور از انتظار به نظر نمی‌رسید. آنچه در روز ۳۱ شهریور ماه و هفت سال و ۱۱ ماه پس از آن به وقوع پیوست، نتیجه سال‌ها روابط، مناسبات و تنش‌های میان ایران و عراق بود که در نهایت، خود را به شکل یک حمله قریب‌الوقوع نشان داده بود.

۲۶ شهریور ماه ۱۳۵۹، درست پنج روز پیش از آنکه جنگ تحمیلی آغاز شود، بغداد در حال زمینه چینی برای آغاز جنگی طولانی مدت بود. صدام حسین، رئیس‌جمهور وقت عراق، در یک جلسه رسمی و اضطراری با حضور نمایندگان مجلس ملی عراق حاضر شد و در مقابل دوربین‌های رسانه‌ها، عهدنامه الجزایر را پاره کرد و با اعلام لغو آن، عملاً علیه ایران اعلان جنگ کرد.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. تنها یک روز پیش از وقوع جنگ، طارق عزیز، وزیر امور خارجه وقت عراق، نامه‌ای سرگشاده به نهاد‌های بین‌المللی نوشت. متن نامه دقیقاً به این شرح بود:

«ایران تمامی تعهداتش را نسبت به عهدنامه الجزایر زیر پا گذاشته است، اما دولت جمهوری عراق به حفظ رابطه خوب با تمام کشور‌های همسایه، علی‌الخصوص ایران، علاقه‌مند است و به هیچ وجه قصد جنگ با ایران و یا توسعه دامنه اختلاف با ایران را بیش از آنچه دفاع مشروع باشد، ندارد.»

در واقع، خود همین نامه به نوعی اعلان جنگ بود. صدام و دار و دسته‌اش قصد داشتند حسن‌نیت خود از جنگ علیه ایران را به جامعه بین‌المللی نشان بدهند؛ با این حال، تنها چند ساعت بعد، آن هم در حالی که وزیر امور خارجه عراق در این نامه اعلام کرده بود دولت صدام قصد جنگ با ایران را ندارد، ایران آماج حمله عراق قرار گرفت.

پیشینه جنگ ایران و عراق چه بود؟

اردیبهشت ماه ۱۳۴۸، پیش از آغاز انقلاب اسلامی، روابط میان ایران و عراق به‌دلیل اختلاف بر سر شط‌العرب (اروندرود)، به‌شدت تیره شد. دولت عراق، مدعی حق حاکمیت بر این آبراه بود و در اقدامی تنش‌زا، محدودیت‌هایی برای تردد کشتی‌های ایرانی اعمال کرد. در واکنش، ایران نیز قرارداد ۱۹۳۷ را فاقد اعتبار دانست و نیرو‌های نظامی دو کشور در اطراف اروندرود به حالت آماده‌باش درآمدند؛ بحرانی که دو کشور را تا آستانه رویارویی نظامی پیش برد.

این اختلاف‌ها در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد و در سال ۱۳۵۳ به درگیری‌های شدید مرزی انجامید. ادامه این وضعیت، در نهایت دو طرف را به سمت مذاکره و یافتن راهی برای پایان دادن به اختلافات سوق داد. نتیجه این مذاکرات در اسفند ۱۳۵۳ و در جریان نشست اوپک در الجزایر، به توافقی میان ایران و عراق انجامید که بر اساس آن، مرز آبی دو کشور در اروندرود بر مبنای خط تالوگ، یعنی خط میانه قابل کشتیرانی رودخانه، تعیین شد.

چند هفته بعد، صدام حسین در فروردین ۱۳۵۴ به تهران آمد و مذاکرات برای اجرای توافق ادامه پیدا کرد. سرانجام در ۲۳ خرداد ۱۳۵۴، قرارداد و پروتکل‌های مربوط به توافق الجزایر میان دو کشور به امضا رسید و قرار بود اختلافات مرزی و مسائل ناشی از آن برای همیشه پایان پیدا کند. با این حال، اوضاع این‌گونه پیش نرفت. چند سال بعد، جنگ ایران و عراق با تجاوز رژیم بعث به کشورمان از سر گرفته شد. همان‌طور که پیش‌تر بررسی کردیم، صدام به بهانه اختلافات مرزی گذشته را، بهانه‌ای برای آغاز جنگ قرار داده بود.

صدام در کنار محمدرضا پهلوی

تصویری از صداام و شاه بعد از توافق الجزایر  

انگیزه صدام برای حمله به ایران چه بود؟

ادعای نقض تعهدات از سوی ایران، ادعایی واهی بود؛ سال‌ها پیش اختلافات مرزی میان دو کشور حل‌وفصل شده بود، مفاد توافق مشخص بود و صدام این‌بار با مطرح کردن ادعای نقض تعهدات از سوی ایران، آن را بهانه‌ای برای آغاز جنگ قرار داد.

ماجرا از این قرار بود که صدام از سرایت انقلاب اسلامی به عراق می‌ترسید؛ به علاوه، رویای اینکه عراق را به قدرت اول منطقه تبدیل کند در سر می‌پروراند و یکی از دلایل حمله‌اش به ایران نیز در راستای همین قدرت‌نمایی بود. او تصور می‌کرد که ایران ممکن است به‌دلیل تحولات جدیدش ضعیف شده باشد و توان مقابله با حمله عراق را نداشته باشد و از طرف دیگر، بهانه‌ای برای حمله به ایران  در دست داشت؛ بنابراین ایران را طعمه خوبی برای رسیدن به اهدافش می‌دید. از طرف دیگر، بهانه‌ای برای حمله به ایران در دست داشت که ایران را طعمه خوبی برای رسیدن به اهدافش تبدیل می‌کرد. فضای ذهنی صدام در آن زمان به‌گونه‌ای بود که تصور می‌کرد ایران به‌دلیل تحولات جدید، از قدرت کافی برای ایستادن در مقابل عراق برخوردار نیست؛ بنابراین جنگ با ایران را فرصتی می‌دید که می‌تواند او را به هدفش برای افزایش نفوذ و برتری عراق در منطقه نزدیک‌تر کند.

صدام تفکرات پوسیده و نگاه عربیِ پیش از اسلام را در سر داشت و نسبت به ایرانی‌ها تنفر می‌ورزید. همه اینها در مجموع او را به این نتیجه رسانده بود که باید «کمر ایران را بشکند». این گونه بود که صدام عملیاتی تحت عنوان یوم الرعد طراحی کرد.

 

صدام

یوم الرعد چه روزی بود؟

یوم‌الرعد، روزی بود که صدام برای آغاز عملیات جنگ علیه ایران نام‌گذاری کرده بود؛ روزی که قرار بود حمله عراق مانند صاعقه‌ای بر ایران فرود بیاید و در کوتاه‌ترین زمان، اهداف صدام را محقق کند.

حدود ساعت ۱۴:۳۰ روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ بود که جنگنده‌های عراقی در آسمان تهران ظاهر شدند. چند دقیقه بعد، صدای غرش جنگنده‌ها، آژیر‌های قرمز و انفجار‌های پیاپی به گوش می‌رسید و ستون‌هایی از دود در بخش‌هایی از شهر دیده می‌شد واین اولین تصویر از جنگ ایران و عراق بود. برای نخستین بار، حوالی ساعت ۳ بعدازظهر، با انتشار خبر بمباران فرودگاه مهرآباد توسط جنگنده‌های عراقی، خبر آغاز جنگ تحمیلی به گوش مردم رسید.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی هشت‌ساله، چندین درگیری کوچک و بزرگ در نقاط مرزی ایران شکل گرفته بود که بعضی از آنها با کمک گروه‌های جدایی‌طلب در غرب و جنوب کشور، مانند حزب دموکرات کردستان ایران، کومله و جریان موسوم به خلق عرب، در نقاطی مانند پاوه، پیرانشهر، سردشت، دهلران، قصرشیرین، نفت‌شهر و موسیان انجام شده بود و با پاسخ‌هایی از جانب ایران مواجه شده بود.

با این حال، بعد از حمله گسترده هوایی و زمینی عراق در ۳۱ شهریورماه، ابعاد گسترده تری پیداکرد و جنگ رسما آغاز شد

 

 

۳۱ شهریور شهر به شهر؛ از تهران تا خرمشهر

آتش جنگ در ساعات اولیه ۳۱ شهریورماه، شهر به شهر در حال گسترش بود. حمله‌ای که با هجوم جنگنده‌های ارتش رژیم بعث آغاز شده بود، خیلی زود از تهران تا خرمشهر را دربر گرفت؛ فرودگاه‌ها، پایگاه‌های هوایی، مراکز نظامی و تأسیسات مهم یکی پس از دیگری مورد حمله نیرو‌های بعث عراق قرار می‌گرفتند.

در جریان حملات بعثی ها به شهر‌های مختلف، ۶ فروند میگ عراقی باند فرودگاه اهواز را بمباران کردند؛ جایی که حدود ۶۰۰ نفر در آن حضور داشتند. بخشی از باند فرودگاه ویران شد و چند نفر نیز زخمی شدند. مسافران پرواز ۲۲۸ که قرار بود از اهواز عازم خارک، بوشهر و شیراز شوند، در همان لحظه با صدای انفجار و حمله جنگنده‌های عراقی غافلگیر شدند؛ حتی دو راکت به قسمت جلویی سالن مسافران اصابت کرد و شیشه‌های سالن فرودگاه فرو ریخت. جنگنده‌های عراقی پس از یک بار دور زدن بر فراز فرودگاه، از منطقه دور شدند و نیرو‌های نظامی در نقاط مختلف خوزستان به حالت آماده‌باش درآمدند.

در تبریز نیز ۸ فروند میگ عراقی با ۱۱ راکت فرودگاه و چند نقطه حساس شهر را هدف قرار دادند. همزمان، فرودگاه و پایگاه هوایی نوژه همدان نیز مورد حمله قرار گرفت و خساراتی به آن وارد شد. البته حملات به همین‌جا محدود نماند؛ فرودگاه‌های بوشهر، آبادان، کرمانشاه و سنندج، جزیره مینو، اسلام‌آباد و اصفهان نیز در همان ساعات در فهرست اهداف جنگنده‌های عراقی قرار گرفتند.

اما فقط این نبود؛ ساعت‌ها پیش از حمله هوایی، یگان‌های زرهی و پیاده دشمن در حوالی مرز مشترک ایران و عراق، از غرب تا جنوب ایران، آماده حمله به خاک کشورمان بودند. پس از آغاز عملیات نیروی هوایی بعث، ارتش عراق نیز از ناحیه زمین به خاک کشورمان هجوم آورد. در این عملیات، ۱۲ لشکر مجهز پیاده و زرهی و ۳۰ تیپ مستقل وارد مناطق مرزی کشورمان شدند و بخش‌هایی از مناطق و شهر‌های مرزی را به اشغال خود درآوردند. در استان‌های کرمانشاه، ایلام و خوزستان نیز جبهه‌ای به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر شکل گرفت. درگیری‌ها به‌سرعت به شهر‌های مرزی ایران کشیده شد و شهر‌هایی مانند قصرشیرین و خرمشهر و مناطق مرزی ایلام و خوزستان، شاهد پیشروی و حملات نیرو‌های بعثی بودند.

ایران عراق

 

واکنش ایران به حملات تجاوز کارانه 31 شهریور 

حملات بعثی‌ها به ایران خیلی زود با واکنش‌های نظامی و مقامات رسمی ایران مواجه شد. رهبر شهید انقلاب ، که در آن زمان نماینده امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع و سخنگوی این شورا بودند، از نخستین مسئولانی بودند که به این تجاوز واکنش نشان دادند. ایشان در پیامی رادیویی خطاب به مردم اعلام کردند: «دولت دست‌نشانده و مزدور عراق تجاوز هوایی را به حریم جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده و به چند پایگاه هوایی مورد حمله قرار گرفته است. ما تاکنون نخواسته بودیم حمله کنیم، اما ارتش جمهوری اسلامی تجاوز این بعثی‌های دست‌نشانده را تحمل نمی‌کند و درس تلخی به صدام خواهد داد.»

این پیام در حالی منتشر شد که نیرو‌های مسلح ایران، همزمان در حال واکنش به حمله گسترده عراق بودند.

صبح روز بعد، جزئیاتی از پاسخ نیروی هوایی ارتش به مواضع عراق اعلام شد؛ حدود ۱۵ مرکز مهم نظامی عراق، از جمله مناطقی در جنوب بغداد و شهر موصل، در عملیاتی تحت عنوان کمان ۹۹ به کمک ۱۴۰ فروند هواپیمای ایرانی هدف قرار گرفت.

 

جنگ تحمیلی ایران و عراق

نگاهی گذرا به 7 سال و 11 ماه بعد

در روز‌های ابتدایی جنگ ایران و عراق، صدام حسین مدعی بود که می‌تواند ایران را در مدتی کوتاه به زانو درآورد. در همان روز‌های نخست، جمله‌ای تاریخی به او نسبت داده شد که به‌خوبی گویای تصورش از یک پیروزی برق‌آسا بود: «صبحانه را در بغداد، ناهار را در اهواز و شام را در تهران می‌خوریم.»

 اما این جمله هیچ‌وقت به حقیقت نزدیک نشد. جنگی که قرار بود در چند روز به پایان برسد، ظرف ۷ سال و ۱۱ ماه به طول انجامید و صدام برای رسیدن به هدف خود، یعنی فتح حتی یک وجب از خاک ایران، از هیچ جنایتی فروگذار نکرد؛ از به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی تا موشک‌باران شهر‌ها و مناطق مسکونی، حمله به مراکز درمانی همه بخشی از جنایات صدام در جنگ با ایران بود.

در ماه‌های نخست، ارتش عراق بخش‌هایی از خاک ایران را در غرب و جنوب اشغال کرد و تا نزدیکی برخی شهر‌های مهم پیش رفت؛ اما مقاومت نیرو‌های مسلح و نیرو‌های مردمی، پیشروی عراق را متوقف کرد. از همان‌جا مسیر جنگ تغییر کرد. عملیات‌های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس در فاصله پاییز ۱۳۶۰ تا بهار ۱۳۶۱، بخش بزرگی از مناطق اشغالی را از کنترل عراق خارج کرد و با آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف جنگ رقم خورد.

پس از آن، جنگ وارد مرحله‌ای تازه شد. عملیات‌های رمضان، والفجر، خیبر، بدر و کربلای ۵، جنگ را از مرز‌های اولیه فراتر برد و هم‌زمان عراق نیز به‌تدریج دامنه حملات خود را افزایش داد. شهر‌ها و مناطق مسکونی هدف حملات موشکی و هوایی قرار گرفتند و جنگ نفتکش‌ها و حمله به تأسیسات اقتصادی نیز به ابعاد دیگری از درگیری تبدیل شد. شورای امنیت در قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶، ضمن درخواست آتش‌بس و عقب‌نشینی نیرو‌ها به مرز‌های شناخته‌شده بین‌المللی، از بمباران مناطق غیرنظامی، حمله به کشتیرانی و هواپیما‌های غیرنظامی ابراز نگرانی کرد.

در همین سال‌ها، یکی از تاریک‌ترین ابعاد جنگ نیز آشکار شد: استفاده عراق از سلاح شیمیایی. سازمان ملل در سال‌های میانی جنگ گزارش‌هایی درباره استفاده از این سلاح‌ها دریافت کرد و شورای امنیت در قطعنامه ۶۱۲، ادامه استفاده از سلاح‌های شیمیایی در جنگ ایران و عراق را محکوم کرد.

 

بمب شیمیایی جنگ ایران عراق

جنایت‌های حکومت صدام تنها به جبهه‌های جنگ محدود نماند؛ بمباران گسترده شهرها، حملات موشکی به مناطق مسکونی، حملات شیمیایی به بانه، سردشت، پیرانشهر و دیگر مناطق، کشتار غیرنظامیان، بازداشت و انتقال اجباری مردم مناطق اشغالی و حمله به کشتیرانی و کشتی‌های غیرنظامی در خلیج فارس، تنها بخشی از جنایت‌های بی‌شمار رژیم بعث علیه ایران بود. 

سردشت در ۷ تیر ۱۳۶۶ یکی از آشکارترین نمونه‌های این جنایت بود؛ جنگنده‌های عراقی مناطق مسکونی این شهر را با سلاح شیمیایی هدف قرار دادند و گزارش‌های رسمی سازمان ملل از کشته و مجروح شدن شمار زیادی از غیرنظامیان حکایت داشت. سازمان ملل همچنین در طول جنگ، موارد متعدد دیگری از حملات شیمیایی عراق به مناطق و نیرو‌های ایرانی را ثبت کرد؛ از بانه و مریوان و پیرانشهر گرفته تا جبهه‌های جنوب و مناطق عملیاتی.در اسفند ۱۳۶۶، حمله شیمیایی به حلبچه، بیش از ۵ هزار غیرنظامی کرد را به کام مرگ فرستاد.

با این حال، ملت ایران و رزمندگانش، شهیدان و امامین انقلاب اجازه ندادند که حتی یک وجب از خاک ایران به دست بیگانه بیفتد. اروند برای همیشه برای ایران ماند و سرانجام در تیرماه ۱۳۶۷، صدام مجبور به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شد و ایران نیز با واسطه‌گری سازمان ملل و پس از نزدیک به هشت سال جنگ، این قطعنامه را پذیرفت؛ چند هفته بعد، در مرداد ۱۳۶۷، آتش‌بس برقرار شد و پرونده جنگ ایران و عراق بسته شد.

پربازدیدترین آخرین اخبار