تریبون نیویورک و زمزمه خرس خالههای سیاسی/ آقای پزشکیان! کیفرخواست جنایتهای آمریکا را مطالبه کنید
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ سفر سالانه هیئت عالیرتبه ایران به نشست مجمع عمومی سازمان ملل، پیش از آنکه متنی نوشتهشده برای قرائت پشت تریبون عمومی باشد، زبانی نمادین در هندسه سیاست خارجی است. در قاموس دیپلماسی، حضور، غیبت و حتی کیفیت اعلام مشارکت، هرکدام واجد دلالتهای عمیق معناییاند. اکنون که تصمیم نظام دیپلماسی بر اصل حضور رئیس جمهور استوار شده و رئیسجمهور در قلب نیویورک مستقر گردیده است، این تریبون باید از حصار تعارفات تشریفاتی و گزارشهای اداری خارج شده و به صحنه یک رویارویی چندلایه دیپلماتیک بدل شود؛ فرصتی راهبردی که چند ماموریت مشخص و تاریخی را پیش روی کاروان سیاسی ایران قرار میدهد.
به بیان دیگر، این بار مجمع عمومی سازمان ملل برای دولت جمهوری اسلامی ایران با سالهای گذشته متفاوت است. رئیس جمهور باید به تریبون نیویورک مانند میدان جنگ نگاه کند و حافظ منافع ملت باشد. البته طی روزهای اخیر برخی اظهار نظرهای عجیب و توصیه به مسعود پزشکیان برای دیدار مستقیم با رئیس جمهور تروریست آمریکا، تلاشی بود تا این سفر را تحت شعاع قرار دهند. تلاشی که البته بیشتر از سوی خرس خالههای سیاسی صورت گرفت.
سخن گفتن در قامت یک ابرقدرت منطقهای و اثرگذار
نخستین ضرورت در تنظیم کلام و رفتار نماینده عالی کشور، ادراک دقیق تحولاتی است که در موازنه قوای جهانی رخ داده است. ایران امروز، همان بازیگری نیست که در دهههای گذشته غرب تصور میکرد میتواند با صدور چند بیانیه یا استقرار ناوهای جنگی در مدار انفعال قرارش دهد.
عبور سرافرازانه از دو نبرد سنگین با قدرتهای دارنده بمب هستهای، به چالش کشیدن برتری ظاهری نظامی آمریکا در غرب آسیا، جایگاه ژئوپلیتیک ایران را به یک بازیگر فعال وغیرقابل حذف در نظم نوین بینالملل تبدیل کرده است. امروز شواهد متعدد از فرسایش موقعیت واشنگتن حکایت دارد؛ از ناکامی ارتش آمریکا در دستیابی به برتری راهبردی و سردرگمی تصمیمگیران پنتاگون در برابر مقاومت متحدان منطقهای ایران در شریانهای حیاتی دریایی، تا آسیبپذیریهای اقتصادی و معضلات عمیق داخلی که در قالب جهش هزینهها و بحران تصمیمگیری در کاخ سفید بروز یافته است.
در چنین چشماندازی، ادبیات رئیسجمهور پشت تریبون مجمع عمومی نمیتواند در قالب خواهش برای کاهش تنش یا توجیه مواضع بگنجد. نطق ایران در سازمان ملل باید تجسم اعتمادبهنفس سرزمینی، اقتدار سیاسی و امنیتی و صدایی از موضع اقتدار باشد؛ نطقی که به مخاطبان بینالمللی یادآوری کند ایران است که ستون اصلی امنیت و ثبات خاورمیانه را شکل میدهد و هیچ نظمی بدون تامین حقوق آن شکل نخواهد گرفت.
کیفرخواست صریح مظلومیت ملت ایران؛ از میناب تا محاصره اقتصادی
ماموریت دوم، تبدیل سازمان ملل به جایگاه محاکمه آشکار جنایات زنجیرهای ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی آن است. رئیسجمهور امانتداری است که باید نامهای مظلوم و داغهای تازه این سرزمین را پیش چشم صدها هیئت دیپلماتیک و افکار عمومی جهان بازگو کند. این وظیفه تاریخی ایجاب میکند تا پرونده سیاه حملات به اماکن غیرنظامی از حمله فاجعهبار به دانشآموزان مظلوم در مدرسه میناب گرفته تا جنایت در سالن ورزشی لامرد و پرپر شدن جان خانوادههای بیگناه در جشن عروسی سیریک در نطق رسمی رئیس جمهور به عنوان مصادیق تام تروریسم دولتی و جنایت جنگی بازخوانی شود. در کنار این جنایات عینی، رئیسجمهور باید پرده از تروریسم بیصدای واشنگتن یعنی محاصره اقتصادی، گروگانگیری دارویی و آسیب زدن به سفره شهروندان بردارد تا جهان ببیند ادعای دموکراسی و حقوق بشر پوشالی آمریکا، چگونه در عمل به ویرانی زندگی انسانهای بیگناه ختم میشود.
یارگیری دیپلماتیک با ایستادگان سمت درست تاریخ
سازمان ملل نباید صرفاً صحن رویارویی لفظی با غرب تلقی شود؛ بلکه میدان بیبدیلی برای ائتلافسازی با بلوکهای مستقل و اثرگذار است. در روزهایی که هژمونی تکقطبی آمریکا در حال فروپاشی است و قدرتهای نوظهور اوراسیا و اعضای پیمانهای چندجانبه در پی نظمی فارغ از سلطه دلار و تحکم غرب هستند، دستگاه دیپلماسی ایران باید فعالترین رایزنیها را در راهروهای نیویورک سامان دهد. پیگیری منافع ملی و احقاق حقوق کشور در گرو تعمیق مناسبات با کشورهایی است که در تنگناهای تاریخی حاضر به تبعیت از کارزار فشار حداکثری نشدند و در سمت درست تاریخ قرار گرفتند. هنر دیپلماتیک در نیویورک، تنیدن منافع اقتصادی و امنیتی ایران با این بازیگران مستقل است تا راههای تنفس تجاری و سیاسی کشور بیش از پیش گشوده شود.
ابطال خیالبافیهای فصلی خاله خرسههای سیاسی
در نهایت، بزرگترین آفت چنین سفرهایی همواره در عرصه داخلی و از جانب محافلی سر برمیآورد که در درک واقعیتهای نظام بینالملل دچار تاخر زمانی هستند. همزمان با هر پرواز به سوی نیویورک، زمزمههایی آشنا از سوی برخی چهرههای غربگرای داخل کشور شنیده میشود که با سادهانگاری محض، کلید حل مسائل کشور را در یک دیدار سرپایی، چشم در چشم شدن یا حتی ربوسی با رئیسجمهور آمریکا یا مذاکره مستقیم جستوجو میکنند. باید هوشیار بود که چنین توصیههایی، حتی در قالب خیرخواهی، بزرگترین ضربه به دستگاه محاسباتی حریف است. پیام هرگونه اشتیاق به گفتوگو با دولتی که دستش به خون رهبر، سرداران و مردم این خاک آغشته است، چیزی جز ضعف تلقی نخواهد شد و دشمن را در اعمال فشارهای بیشتر جریتر و راسختر میکند.
رئیسجمهور در نیویورک نه یک مسافر توریستی در راهروهای شیشهای سازمان ملل، بلکه سفیر ملتی مقاوم و برآمده از میدانهای سخت است. اگر این تریبون با آگاهی از شکافهای درونی حریف، شجاعت در بازگویی حقیقت، پیوند با دوستان حقیقی و نفی پالسهای انفعالی مدیریت شود، میتواند سندی بر پیروزی منطق مقاومت و بازتعریف جایگاه بینالمللی ایران در افق معادلات جهانی باشد.