کد خبر:۱۴۵۸۷۶
نگاهي به سه دهه سينماي ايران/
اندر حكايت شكلگيري نهال نوپاي سينماي انقلابي
سال 1362، زمان رونمايي از يك فيلمساز انقلابي برجسته بود، اين فرد كسي نبود جز محسن مخملباف كه در جشنواره دوم فيلم فجر به طرز چشمگيري با سه فيلم حضور يافته بود، فيلمهايي كه كماكان به عنوان آثاري مثال زدني به عنوان نمونههاي برجسته سينمايي نونهال پس از انقلاب از آنها ياد مي شود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش پيشين اين نوشتار با مرور و بررسي وضعيت حاكم بر سينماي ايران پس از شكل گيري انقلاب اسلامي، اين نكته را يادآور شديم كه سينماي ايران طي سالهاي 58 به بعد تا ابتداي دهه 60 در وضعيت بلاتكليفي به سر مي برد و فضاي غبارآلود و غيرمنتظرهاي را تجربهاي كرد.
طي اين سالها فيلمهاي مهم و اثربخش چنداني توليد نشد، ولي شايد بتوان گفت كه اساساً توليد در اين سالها در سينمايي ايران به معناي كامل كلمه وجود خارجي نداشت و سينما پس از رويداد بزرگ بيداري ملي و انقلاب اسلامي در موقعيتي ملتهب و تجربه نشده منتظر شكل گيري نهال نوپايي بود كه پديدآمدن آن قاعدتاً زمان مي برد و اين زمان كه نوعي دوران فطرت (دوران خمودگي و رخوت) و تحول در بدنه سينمايي ايران محسوب مي شد، تا ابتدايي دهه 60 كه اولين بارقههاي سينمايي پس از انقلاب شكل گرفت و خود را نشان داد ادامه يافت.
در بخش پيشين اين نوشتار سال ابتدايي دهه 60 و اولين سال برگزاري فستيوال فيلم فجر را بررسي كرديم و يادآور شديم كه اولين دوره جشنواره ويژگيهاي خاص خود را داشت؛ اولا به صورت غير رقابتي برگزار شد و ثانيا فيلمهاي بخش مسابقه معجوني از فيلمهاي داخلي و خارجي بود و نهايتا اينكه هيچ انسجام و استحكام قابل توجهي در انتظام جشنواره به چشم نمي خورد، گرچه در همين وضعيت هم فيلمهاي معدود اما مهمي رخ نمودند و بر روي پرده رفتند كه همانطور كه گفتيم شايد مهمترين و برجسته ترين آنها يكي از درخشانترين آثار سينمايي ايران و مهمترين فيلمهاي كارنامه مرحوم علي حاتمي بود به اسم «حاجي واشنگتن» بود.
اما سال 1362، زمان رونمايي از يك فيلمساز انقلابي برجسته و با افكار و رفتارهايي بشدت تند و تيز، داغ، انقلابي، ملتهب، حساس و خيره كننده بود، اين فرد كسي نبود جز محسن مخملباف كه در جشنواره دوم فيلم فجر به طرز چشمگيري با سه فيلم حضور يافته بود، فيلمهاي «استعاذه»، «توبه نصوح» و «دو چشم بي سو» كه هر سه اين فيلمها چه در ظاهر و چه در محتوا، چه در مفهوم و مضمون و اساساً در شكل اجرا فيلمهايي بودند با رويكردي بشدت مذهبي و انقلابي.
فيلمهايي كه كماكان به عنوان آثاري مثال زدني بعنوان نمونههاي برجسته سينمايي نونهال پس از انقلاب از آنها ياد مي شود.
شايد اگر جشنواره دوم فيلم فجر را، جشنواره محسن مخملباف بناميم، سخني به گزاف نگفته باشيم؛ چرا كه او تنها كسي بود كه با سه فيلم در يك دوره از جشنواره حضوري برجسته و خيره كننده در عرصه فيلمسازي آن هم در آن مقطع حساس تاريخي و سينمايي ايران بود.
محسن مخملباف در آن سالها بعنوان الگو و نمادي درجه يك، از مفهومي همچون سينمايي انقلابي و آرماني به حساب مي آمد.
مخملباف كه در همان دوره با انتشار يك مانيفست براي سينمايي اسلامي و انقلابي مدنظرش جايگاه خاصي را براي خود چه در ميان مديران و چه در ميان علاقه مندان به سينما ايجاد كرده بود، به نوعي يكه تاز اين عرصه گشته و تبديل به عنصري يگانه در اين ميدان شده بود.
شروع و حالي كه در آن سالها چه در آثار مخملباف و چه در شخص وي موج مي زند، گرچه توانست چشم بسياري از سينما دوستان را به خود خيره كند و بسياري از مديران را به سمت خود بكشاند، اما از چشم اهالي نظر و خبرگان آگاه اين عرصه مخفي نماند و نتوانست آنها را بفريبد كساني همچون سيدمرتضي آويني كه شرح مقابله و مواجهه آنها با عنصري همچون مخملباف در اين مجال نمي گنجد.
براي بازگويي و بازنمايي پديده اي همچون مخملباف كه در آن سالها بعنوان پيشرو و پيش قراول سينمايي ايران بعد از انقلاب اسلامي معرفي شده بود و خود را ناخداي اين كشتي مي دانست، بايد به دقت، تفصيل، حساسيت و موشكافي به بحث نشست و اين فضا و موقعيت را كه سبب بوجود آمدن چنين پديدههايي با آن آغاز و اين فرجام وحشتناك شد را به دقت مورد نقد و تحليل قرار داد، كاري كه شايد در ادامه اين سلسله نوشتار و به مناسبت سينماي ابتدايي دهه 60 بدان عمل كنيم.
اما در دومين سال از دهه 60 و در دومين جشنواره فيلم فجر، فيلمهايي ديگري نيز به نمايش درآمد؛ همچون فيلم «ديار عاشقان» اثر حسن كاربخش، «خانه عنكوبت» كار عليرضا داوود نژاد، «پرونده» ساخته مهدي صباغ زاده، «رهايي» فيلمي از رسول صدرعاملي، «بازجويي» اثري از محمدعلي سجادي، «نقطه ضعف» ساخته محمدرضا اعلامي، «پيك جنگل» ساخته حسن هدايت، «هيولايي درون» ساخته خسرو سينايي و فيلمهاي ديگري كه از افراد نام آشنا، يا گمنام ديگر ساخته و به نمايش درآمد.
در اين سال فيلم «هيولايي درون» خسرو سينايي، جايزه بهترين كارگرداني را گرفت و فيلم «ديار عاشقان» ساخته حسن كاربخش جايزه ويژه هيئت داوران را به خود اختصاص داد و نكته جالب اينكه در همين سال عباس كيارستمي، با فيلم كوتاه «همسرايان» كيومرث پوراحمد با فيلم كوتاه «باران» و مسعود جعفري جوزاني با فيلم كوتاه «تصوير شكسته» و «گريز» و جواد شمقدري با فيلم كوتاه «وارث» حضور داشتند كه هيئت داوران جايزه بهترين فيلم كوتاه را به «همسرايان» اثر عباس كيارستمي اعطاء كرد.
سينمايي ايران پس از انقلاب اسلامي در ابتدايي دهه 60 همچنان در فضاي انقلابي و تحول رخ داده در عرصه سياست و اجتماع اين سرزمين با افت و خيز به كار خود ادامه مي دهد و مي توان گفت كه اين سينما طي اين سالهايي ابتدايي محل شكل گيري نهالي نوپا است كه در فضايي ملهم از وضعيت كلي حاكم بر كشور به توليد اثر مي پردازد و نمونههاي آن را مي توان در مختصات و مقياس آن سالهاي سينمايي ايران و البته با تاثيرپذيري از وقوع انقلاب اسلامي مرور و بررسي كرد؛ اتفاقي كه طي سالهاي پس از 1362 نيز قابل رديابي و بازنگري است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰