شهید رضا اورادی؛ روایت همسر شهید جنگ رمضان از مردی که دستانش هنوز گره‌گشاست
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۴۰۳۴
در گفت‌وگو با SNNTV مطرح شد؛

شهید رضا اورادی؛ روایت همسر شهید جنگ رمضان از مردی که دستانش هنوز گره‌گشاست

همسر شهید رضا اورادی، از شهدای جنگ رمضان در بیرجند، از زندگی مردی می‌گوید که پرداخت پول نان نیازمندان و کمک بی‌منت به مردم، رسم همیشگی‌اش بود. او با مرور خاطرات زندگی مشترک و روز شهادت، می‌گوید هنوز حضور همسرش را در سختی‌های زندگی احساس می‌کند.
بیرجند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو از بیرجند، جنگ رمضان، نامی است که در خراسان جنوبی با یاد شهدا گره خورده است. در میان این شهدا، نام شهید «رضا اورادی» می‌درخشد؛ مردی که به گفته همسرش، کمک به دیگران برایش یک وظیفه قلبی بود، نه یک کار نمایشی.

خانم طحانی، همسر شهید اورادی، در گفت‌وگو با SNNTV از روزهایی می‌گوید که هنوز صدای او در خانه می‌پیچد و دستانش، از دور، گره از کار مردم باز می‌کند. این گزارش، روایت یک عشق است؛ عشقی که به شهادت رسید، اما نمرد.

روایت روز شهادت


خانم طحانی روایت می‌کند: آن روز برعکس همیشه، گوشی‌ام را فراموش کرده بودم با خودم ببرم. در جلسه دوره قرآن بودیم که صحبت از این شد که بیرجند را زده‌اند و می‌گفتند به شهرک صنعتی خورده است. اصلاً حتی یک درصد هم به ذهنم خطور نکرد که اتفاقی برای او افتاده باشد. 

وقتی دوره تمام شد و حدود ساعت ۱۰ به خانه برگشتم، دخترم گفت: "بابا زنگ زد، کار داشت". فوراً با گوشی‌اش تماس گرفتم اما در دسترس نبود. از همان لحظه که تلفن‌های اقوام و آشنایان شروع شد، دلشوره و نگرانی سراسر وجودم را گرفت...

کد ویدیو
 

مردی که کمک را فراموش نمی‌کرد


طحانی با بغض از مهربانی‌های همسرش می‌گوید: «او در همه کارها به همه کمک می‌کرد. درست است شش، هفت ماه بیشتر در این ساختمان نبودیم و با این همسایه، زیاد آشنا نیستیم، اما چنانچه کسی مشکلی داشت، از ته دل برایشان کار انجام می‌داد، یعنی واقعاً هر کاری که از دستش برمی‌آمد، برای همه انجام می‌داد، مثلاً اگه مسافری بی خانمان بود، او را دعوت به خانه می کرد، یا نانوایی اگه کسی پول نداشت هزینه نامش را حساب می کرد، بی‌ادعا، بی‌منت. برایش فرقی نمی‌کرد طرف را می‌شناسد یا نه.»

 

عشق به کربلا و زیارت عاشورا


این عشق، تنها یک عادت نبود؛ یک سبک زندگی بود. شهید اورادی پیش از آنکه با شهادت به خدا برسد، هر روز با زیارت عاشورا زندگی می‌کرد. او به دیگران یاد داده بود که راه کربلا، راه انتظار و توسل است و خودش، در همان مسیر، به معشوق رسید.

خانم طحانی از پیوند عمیق شهید اورادی با اهل‌بیت(ع) و زیارت عاشورا اینگونه می‌گوید: « سال ۱۴۰۲ با هم به کربلا رفتیم، چند روز قبل از اربعین بود. موکب‌ها در خود کربلا برپا شده بود، در تمام مسیر نجف به کربلا زیارت عاشورا را به بقیه توصیه می‌کرد و گفت که اگر چیزی از خدا می‌خواهید، چهل روز پشت سر هم زیارت عاشورا بخوانید؛ خدا هر چه خواستید به شما می‌دهد. خودش هم بیشتر مواقع صبح‌ها می‌خواند و همیشه همراه داشت تا هر موقع بتواند بخواند.»

کد ویدیو

حضورش را قشنگ حس می‌کنم!


همسر شهید اورادی با بی‌آنکه هنوز حضورش در تمامی لحظات در کنار خودم حس میکنم و در بسیاری از مشکلات زندگی کمک حالمان است، می‌گوید: « گاهی در زندگی مشکلی چیزی پیش می‌آید و از آقارضا می خواهم که کمک مان کند، یعنی واقعاً باز هم کمک مان می‌کند. خودش نیست، اما روحش هست. تو زندگی در همه کارها به مردم کمک می‌کرد. حالا هم دستش از آن عالم، گره از کار ما باز می‌کند.»

شهید رضا اورادی، تنها یک نام در فهرست شهدای جنگ رمضان در بیرجند نیست. او یک رفتار بود؛ یک منش. مردی که در نانوایی پول نان افراد بی بضاعت را می‌داد، در کوچه به همسایه کمک می‌کرد، در سفر دست افتاده‌ها را می‌گرفت و در سحرها زیارت عاشورا می‌خواند.

همسرش می‌گوید: «این افتخار ماست که آقامان برای ایلام و انقلاب شهید شده است.» و این افتخار، تنها به یک خانواده تعلق ندارد؛ به همه آن‌هایی تعلق دارد که در بیرجند، در ایران و در راه عاشورا، ادامه‌دهنده راه او هستند. شهید اورادی رفت، اما نه به تمامی. او در دعای صبح، در دست مهربانی که به سوی نیازمندان دراز می‌شود و در قلب همسری که هنوز حضورش را حس می‌کند، زنده است.
«آقا رضا» رفته؛ اما دستش هنوز از آن عالم، گره‌گشای زندگی‌ ماست

پربازدیدترین آخرین اخبار