کد خبر:۱۴۶۴۱۸
روز ملی شعر و ادب؛ سالروز خاموشی شهریار شعر ایران
بیست و هفتم شهریور ماه، سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی «روز ملی شعر و ادب» نامیده شده است.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از قزوین، سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای «خوشکناب» آذربایجان متولد شده است.
او در خانواده ای متدین، کریم الطبع و اهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل و عارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.
شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستايیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر «حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود. بی شک سرایش این شعر کودکانه، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا، تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حیدربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده، (شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت)
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده، (بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید)
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده، (هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم! (ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)
شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستايیان پاکدل آذربایجانی گذراند، اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد.
دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی، فارسی و عربی آشنا شد.
شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه طب تحـصیل کرد و در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند، ولی در سال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدت هـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد.
شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دو دخـتر به نام های شهـرزاد و مریم است.
از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه و زاهدی را می تـوان نام بـرد.
وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد؛ ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع: «که چرخ این سکه دولت به نام شهریاران زد» و بار دیگر «روم به شهر خود و شهریار خود باشم» آمد؛ از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.
اشعار نخستین شهریار عمدتا به زبان فارسی سروده شده است و شهریار خود می گوید: وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت كه «پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!»
این قبیل سفارش ها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیز بیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.
شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.
منظومه «حیدر بابا سلام»در سال 1322 منتشر شد و از لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.
«حـیـدر بابا» نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.
این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.
شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.
منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است، این منظومه
از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاه های جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.
عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار (ع) در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.
او در نعت حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید:
ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد/ ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد
بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی/ پرنده پر نتوان زد به بام محمد
به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن/ که نقش مهر نبوت بود بنام محمد
شهریار در شعر «یا علی (ع)» در مورد حضرت امیر المومنین علیهالسلام می فرماید:
مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی/ دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی
بندی زندان روباهانم ای شیر خدا/می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی
اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان، سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهالسلام است.
علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا/ که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین/ به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن/ که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را ...
شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهدا علیهالسلام و حماسه ابدی او کرده است:
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین/ روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست/ مروه پشت سرنهاد، اماصفا دارد حسین... .
شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبان ها و ملت ها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قوم گرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود، بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبان های مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی، فارسی و عربی است.
سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و آفتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد و سه سال تابش پر فروغ در کوهستان های آذربایجان غروب کرد.
اما او هرگز نمرده است؛ زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها، میدان، خیابان، مرکز فرهنگی، بوستان و ... در کشورمان و نیز در ممالک حوزه های ترکستان (آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.
در آنروز پیکرش بر دوش ده ها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰