نقطه سیاه کارنامه رسانه ملی، «خنده بازار» یا «ساختمان پزشکان» !؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۷۴۷
يادداشت//

نقطه سیاه کارنامه رسانه ملی، «خنده بازار» یا «ساختمان پزشکان» !؟

این روزها در حالی انتقادات از خنده بازار اوج گرفته که کمتر کسی اصولی و اساسی مجموعه‌های طنز سخیف پیشین «ساختمان پزشکان» را به نقد کشید، اما واقعیت آن است که علی رغم برخی از ایرادات ریز و درشت که گاها بحق برخنده بازار وارد است، اثر فاخری است در معنای اصلی طنز.

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، بهاره مقدم؛ این روزها در حالی انتقادات از خنده بازار اوج گرفته که کمتر کسی اصولی و اساسی مجموعه های طنز سخیف پیشین را به نقد کشید. حفظ ظاهر شخصیت ها با اندکی اغراق و کاریکاتور عیب ها که شاخصه اصلی خنده بازار محسوب می شود کم طاقتی و بی ظرفیتی بسیاری از داعیه داران با جنبگی را به راحتی آشکار ساخت، اما واقعیت آن است که علی رغم برخی از ایرادات ریز و درشت که گاها بحق برخنده بازار وارد است، اثر فاخری است در معنای اصلی طنز.

گزنده و برنده که به هر قیمتی قصد خنداندن ندارد و انتقال مفهوم را به بهای لودگی و شوخی های سخیف نمی پذیرد. برخلاف نظر بسیاری ها هدف خنده بازار تمسخر نیست و دغدغه مندی نویسندگان آن در عرصه های متفاوت سیاسی، فرهنگی، ورزشی و حتی رسانه در قالب آیتم هایی شکیل و البته صریح بیان شده که همین صراحت چالش های جدیدی بر سر راه این مجموعه قرار داد. آنان که این روزها یکسره بر خنده بازار می تازند روزهایی که ساختمان پزشکان افکار مسموم و پیام های بیمارش را به خورد مردم می داد کجا بودند؟

 

کارگردان ساختمان پزشکان همان نویسنده نیش زنبور است که یکی از مبتذل ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران بود، از طرف دیگر نویسنده ساختمان پزشکان همان پیمان قاسم خانی است که تعدد شوخی های جنسی در آثارش بدجور توی ذوق می زند، نظیر آنچه که در سن پطرزبورگ و دیگر آثارش شاهد بودیم و به اذعان فریدون جیرانی در برنامه هفت بارها از آثار غربی الهام گرفته.

موضع سیاسی این نامبردگان هم کاملا واضح است و نمی توان به راحتی پذیرفت که جماعتی از مخالفان دولت و منتقدین نظام باهدف شاد کردن مردم قدم خیری بردارند!

 

حریم خصوصی در این مجموعه از بین رفت، شوخی های جنسی به اوج خود رسید، رابطه نازنین و برادر شوهرش، منشی با دکتر و همسر سابق دکتر افشار با وی به هیچ عنوان مطابق شرع و عرف ما نبود و بیش از هرچیز سبک زندگی امریکایی و غربی را تبلیغ کرد.

به یاد بیاورید فضای قسمتی را که پدردکتر افشار قرار بود مبلغی پول به تاجیک بدهد تا دو برابرش کند: خانه ای که درش قفل بود، پشت در میز و صندلی گذاشته شده  و ترس و وحشت بر تاجیک غالب گشته بود و فرید پی در پی تلقین می کرد که نترس کاری با تو ندارم و این اوج ابتذال در رسانه ملی بود که متأسفانه بسیاری سکوت کردند.

در قسمت آخر سریال دو زوج که برای آزمایش پیش از ازدواج به آزمایشگاه آمدند درمی یابند که در انتخاب اشتباه کرده اند و نیمه گم شده شان نامزد دیگری است! آیا این مفهومی جز زندگی لاقید غرب را ترویج می داد؟

قهرمان دکتر افشار، فرویدی است که خودش حامی آزادی جنسی است و نویسندگان داستان ابایی ندارند از آنکه عکس فروید را در اتاق کار نیما افشار بگذارند،  و عجیب است که هیچ کدام از منتقدهای تیزبین نه تنها ایرادی بر این مجموعه سخیف و لکه ننگ رسانه وارد ندانستند، بلکه آن را نقطه روشنی در تولید آثار طنز به شمار آوردند و مسئولان سازمان از جناب آقای صحت و دار و دسته شان خواهش نمودند که سری جدید آن را بسازند!

از سوی دیگر خنده بازار که به سفارش مسئولان سازمان ساخته شد بارها مورد بی مهری واقع گشت و نه تنها صدای کسی در نیامد، بلکه از فردوسی پور و جیرانی طی مراسمی تقدیر شد که در برابر نقدها صبور بودند!! یعنی علنا رسانه ملی یک چیز هم بدهکار شد در برابر روشنگری! انگار جذب صاحبان افکار ناخالص و دفع یاران خالص این روزها بدجور باب شده!!

پربازدیدترین آخرین اخبار