کد خبر:۱۴۷۶۰۴
برخورد دوگانه فیلم ستایش با دفاع مقدس
بار دیگر آن سوال ابتدایی دوباره در ذهن انسان نقش میبندد که آیا دوستان برنامهساز در صدا و سیما مفهوم دفاع مقدس را به درستی و کامل شناختهاند؟
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، علیرضا ضرغامی؛ دفاع مقدس به عنوان یک مقطع حساس و درخشان از انقلاب اسلامی نقطه ای است که تمام دوستداران انقلاب اسلامی هم به آن افتخار می کنند و هم از آن به عنوان منبعی عطیم از ایثار و پایداری و تمام فضایل اخلاقی و معنوی یاد می کنند، منبعی که می توان تا ابد بدان رجوع کرد و از درس های آن برای بهبود زندگی مادی و معنوی جامعه اسلامی و حتی تمام جامعه بشری استفاده کرد.
رهبر معظم انقلاب نیز با نگاهی تیزبین و آینده نگر از دوران جنگ تحمیلی به عنوان «گنج» نام برده اند و تصریح کرده اند: «می خواهم بگویم که این (جنگ) یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم»
حال سوال اینجاست که ما از این گنج چگونه بهره برده ایم؟
آیا ازظرفیت های آن برای ارتقا جامعه خود در ابعاد مختلف استفاده کرده ایم؟
دستگاه های فرهنگی ما تا چه میزان در برنامه ریزی هایشان از این نعمت عظیم بهره برده اند؟
صدا و سیما به عنوان تاثیرگذارترین دستگاه فرهنگی کشور تا چه حد در برنامه سازی های خود از معارف دفاع مقدس استفاده کرده است؟
و به عنوان پرسش اساسی تر و مقدماتی آیا دوستان برنامه ساز در صدا و سیما مفهوم دفاع مقدس را به درستی و کامل شناخته اند؟
آیا ازظرفیت های آن برای ارتقا جامعه خود در ابعاد مختلف استفاده کرده ایم؟
دستگاه های فرهنگی ما تا چه میزان در برنامه ریزی هایشان از این نعمت عظیم بهره برده اند؟
صدا و سیما به عنوان تاثیرگذارترین دستگاه فرهنگی کشور تا چه حد در برنامه سازی های خود از معارف دفاع مقدس استفاده کرده است؟
و به عنوان پرسش اساسی تر و مقدماتی آیا دوستان برنامه ساز در صدا و سیما مفهوم دفاع مقدس را به درستی و کامل شناخته اند؟
پاسخ این سوالات را نه در یک نشست خبری و در جواب یک مدیر باید جستجو کرد ، بلکه باید آن را به صورت عینی درتولیدات آن سازمان مشاهده کرد. چیزی که شاید به وضوح مشاهده نمی شود و گاهی متاسفانه عکس آن را شاهد هستیم.
این موضوع را به صورت موردی در مورد یکی از ساخته های اخیر سازمان صد او سیما که هم اکنون نیز در حال پخش است کمی مورد بررسی قرار می دهیم.
سریال «ستایش» که پخش آن از سال گذشته شروع شده، و هنوز هم ادامه دارد سریالی که به اعتقاد دوستان صدا و سیما سریالی بسیار موفق بوده، و توانسته مخاطبان بسیار زیادی را جذب کند و تاثیرات اجتماعی بسیاری تا کنون داشته است؛ به طوری که اسم ستایش یکی از سه نام اول در انتخاب اسم دختران ایرانی متولد سال گذشته بوده است.
سریالی که روایت زندگی چند خانواده و در راس آنها روایت زندگی پرفراز و نشیب دختری به نام ستایش را به تصویر می کشد و عکس العمل ها و رفتارهای او در برخورد با اتفاقات مختلف را نشان می دهد.
در چند قسمت اخیر این سریال شاهد آن هستیم که ستایش وارد فضای جدیدی که یک مرکز تحقیقاتی –تولیدی است می شود و اتفاقاتی برای او رخ می دهد و با فردی به نام مهندس آشنا می شود که از فرماندهان زمان جنگ است.
ستایش که دارای یک شخصیت آرمانگرا و عدالتخواه است اشکالات این مجموعه را با رفتاری صریح به مهندس منتقل می کند و مهندس هم در ابتدا یا نپذیرفته یا اظهار بی اطلاعی می کند، اما با رجوع به آن روحیه بسیجی و یادآوری خاطرات جنگ به خود می آید و امور را اصلاح می کند.
تا اینجا می شود استفاده صحیح از معارف جنگ و نشان دادن این مطلب که ما هرگاه مشکلی داشته باشیم، می توانیم با رجوع به فرهنگ جنگ آن را مرتفع کنیم، اما این سریال در ابتدا یک تصویر دیگری هم از دفاع مقدس ارائه می دهد که چندان با این تصویر اخیر سازگار نیست.
در ابتدای سریال برادر ستایش که هم خدمتی شوهر ستایش بود (البته در آن مقطع سریال هنوز شوهر ستایش نشده بود) از سربازی که به تعبیر صحیح تر باید گفت از جنگ فرار کرده، و قصد خروج از کشور را دارد و در آن مقطع دو ستاره داستان یعنی ستایش و شوهرش به اتفاق به او کمک می کنند تا از کشور خارج گردد؛ البته موفق نمی شوند، اما سوال اینجاست که چرا باید ستاره های سریال به کسی که از جنگ فرار می کند کمک کنند؟
آیا تنها رابطه دوستی و علاقه خواهر و برادری می تواند پاسخ کاملی برای این سوال باشد؟
آیا اگر در آن مقطع ستاره های داستان به او کمک نمی کردند و او را از این عمل منصرف می کردند و ترغیب به بازگشت به صحنه جنگ می کردند، آنگاه تصویر بهتری از ستاره های داستان نشان داده نشده بود؟
آیا نمی توان گفت که علت اولیه تمام اتفاقات رخ داده همان برخورد در آن مقطع بوده است؟
و یا چرا شوهر ستایش به عنوان یک ستاره داستان پس از پایان خدمتش به راحتی به شهر برمی گردد پیگیر ادامه تحصیلش می شود؛ در حالی که هنوز جنگ ادامه دارد و هنوز متجاوز در حال حمله به کشور است.
آیا اگر در آن مقطع ستاره های داستان به او کمک نمی کردند و او را از این عمل منصرف می کردند و ترغیب به بازگشت به صحنه جنگ می کردند، آنگاه تصویر بهتری از ستاره های داستان نشان داده نشده بود؟
آیا نمی توان گفت که علت اولیه تمام اتفاقات رخ داده همان برخورد در آن مقطع بوده است؟
و یا چرا شوهر ستایش به عنوان یک ستاره داستان پس از پایان خدمتش به راحتی به شهر برمی گردد پیگیر ادامه تحصیلش می شود؛ در حالی که هنوز جنگ ادامه دارد و هنوز متجاوز در حال حمله به کشور است.
چرا در زمان دفاع مقدس توده اي بی توجه از جامعه نسبت به جنگ نمایش داده می شود؟ تصویری از مردمی که به کارهای روزمره خود مشغولند و اصلا حتی در گوشه ذهنشان هم به جنگ نمی اندیشند.
این دو تصویر کاملا متفاوت در دو برهه زمانی که از دفاع مقدس در این سریال مشاهده می شود این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که بالاخره نگاه سازندگان در مورد جنگ چیست؟
البته به نظر می آید سازندگان این سریال از دفاع مقدس تنها به عنوان یک عامل حاشیه ای برای پیشبرد داستان بهره می گیرند و هر جا لازم باشد از آن خرج می کنند تا چرخه علت و معلول داستان به پیش برود. آن هم با هر برداشتی که دلشان می خواهد گاه مثبت و گاه منفی!
اینجاست که بار دیگر آن سوال ابتدایی دوباره در ذهن انسان نقش می بندد که آیا دوستان برنامه ساز در صدا و سیما مفهوم دفاع مقدس را به درستی و کامل شناخته اند؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰