کد خبر:۱۴۷۶۵۸
بمناسبت تشييع 2 شهيد گمنام در دانشكده صداوسيما؛
تو بدنبال گمنامي بودي و ما مواظبيم ناممان گم نشود...
تو بر دستهاي عاشق و عزادار مردم و بلكه بر دلهاي آنان ميروي و من به اين فكر ميكنم كه تو ديروز به دنبال گمنامي بودي و امروز ما مواظبيم ناممان گم نشود...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مثل هميشه دير رسيدم ساعت حدود 9 بود كه به مسجد بلال صدا و سيما رسيدم تو زودتر از من حركت كردي و در دستان عاشق مردم مي رفتي.
اما من با بهانههاي هميشگي زمينيام دير رسيدم و تو چه سبكبار حركت مي كردي و من به دنبال تو مي دويدم.
سيل جمعيت در روز شهادت ششمين پيشواي مسلمين براي بدرقه تو آمده اند پير و جوان و حتي كودكان با چفيه هايي كه بر گردن آويخته اند تو را همراهي مي كنند؛ همه براي بدرقه تو آمده اند بدرقه تو كه بعد از سالها به آغوش وطن برگشته اي.
چند كودك بر گردن خود پلاک خادمی شهدا آویخته اند، مي بيني اينها از كودكي تو را الگو كرده اند.
مردم با شعارهاي «حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست»، «دست خدا بر سرما خامنهای رهبر ما»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، تو را همراهي مي كنند.

تو را گمنام مي نامند اما تو از همه نام آورتري؛ نمي دانند كه تو خود خواستي گمنام بماني و به گفته سيد شهيدان اهل قلم مرتضي آويني كه ميگويد: «اي كاش مي شد تا تو را در مأمن گمناميت رها كنيم و بگذريم كه تو اينچنين ميخواستي اما اي عزيز اجر تو در كتمان كردن است و اجر ما در افشاء كردن تا تاريخ در افق وجود تو قلههاي بلند تكامل انساني را ببيند.»
تو بر دستهاي عاشق و عزادار مردم و بلكه بر دلهاي آنان مي روي و من به اين فكر مي كنم كه تو ديروز به دنبال گمنامي بودي و امروز ما مواظبيم ناممان گم نشود.
نزديك دانشكده صدا و سيما جاي كه قرار است آرام بگيري و يا در حقيقت به آنجا آرامش دهي پيكر تو را كه پوشيده در پرچم ايران است ميبرند، پرچم پوشيده شده بر روي تابوتت پاره شده است و هر كس به تبرك آن را بر مي دارد.
وقتي وارد دانشگاه مي شوي فريادهاي «يا حسين» مردم بلند مي شود.
در بين جمعيت چشمم به پيرزني مي افتد كه عكس پسرش را در آغوش گرفته و اشك هايش به گونههايش مي ريزد مي گويد چندين سال است كه منتظر بازگشت پسرم هستم و تمامي اين شهدا بوي پسرم را مي دهند شايد اين پيكري كه بر دست مردم مي رود پيكر پسر من باشد.
مي بيني همه تو را از آن خودشان مي دانند خوب است كه در عين گمنامي اينقدر با نام و نشاني.
صداي الله اكبر اذان ظهر در گوشم ميپيچد تو را به سوي آرامگاه ابديت ميبرند چه ميگويم تو سالهاست كه آرام گرفتهاي. سه ساعت است كه بدنبال توأم آمده ام كه دستم بگيري پس دستمانم بگير تا در هياهوي اين روزگار گم نشوم.

گريههاي امروزم براي خودم و سرگردانيام بود وگرنه تو و امثال تو كه عندالربهم يرزقونيد.
برايم دعاكن تا جوانيم را صرف ساختن خويش كنم، مبادا دنيا بيايد و مرا هم اسير خود سازد.
دعا كن در پاسخ به اين سوال كه جوانيت را صرف چه كردهاي پاسخي داشته باشم...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰