يادداشت//
گمنامي زير سايه نگاههاي گناه زده
ساعت كه ثانيه بر ثانيه ميسايد روزهاي آغازين مهر كه از راه ميرسد يادمان ميآيد روزي براي محافظت از مرزهايمان نخاعهايي قطع شد، مرداني آسمان شدند و مرداني هم ماندند تا با نسيم نفسهاي بيرمقشان، دقايق متروك زندگيمان را اهورايي كنند.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ راستي شهدا! چرا شما هنوز گمناميد؟ مگر صدها نشريه و روزنامه و وبلاگ از شما نمي گويند؟ مگر جشنواره و فيلم و قصه نمي سازند؟ مگر براي افتتاح هر باشگاه، بيمارستان و مدرسه جانبازان قطع نخاعي را علم نمي كنند؟ چرا هنوز گمناميد؟
در روزهاي آغازين مهر خاطرات خاك خورده جنگ را مرور مي كنيم، از چفيه و مهر و انگشترتان نمايشگاه دفاع مقدس مي گذاريم، همسنگران جانبازتان را شانه به شانه نمايندگان و وكلاي سياسي مي نشانيم تا بگوييم كه شما چقدر خوب بوديد و ما چقدر خوبتر كه شما را فراموش نكرده ايم.
افسوس كه نگاه گناه زده مان هر روز گمنامترتان مي كند، اما شما به موقعش به حرف مي آييد و از سهم فراموش شده آرمان هايتان مي گوييد.
موسي سلامت، جانباز قطع نخاعي دل پردردي دارد از روزگار نگاه هاي سرگردان و ذهن هاي كور؛ او مي گويد: «ما حاضريم حتي همين جسم ناتوانمان را سنگر دفاع از مردم سرزمينمان كنيم، اما انتظار نداريم وقتي مي رويم نماز جمعه راهمان ندهند يا با تحقير نگاهمان كنند.»
گوش هايش ديگر صداي زميني مان را نمي شود و دست هايش رو گرفته اند از جامعه اي كه قدر برادران شهيدش را ندانست: «ما به خاطر رجايي و رهبر به احمدي نژاد راي داديم، اما حالا...»
زمان كه بگذرد شهداي زنده كه به جمع ياران شهيدشان بپيوندند ديگر فراموش مي كنيم روزي جانبازي حتي حاضر نشد با ما از دردهايش بگويد تا بار ديگر به خود بگوييم كه ما چقدر خوبيم كه پاي درد دل هايتان نشسته ايم :« مگر اصلا حرف من را مي نويسيد كه من حرف بزنم، من از اوضاع جامعه ناراحتم، مملكت شده مال آقازاده ها. تو روزنامه نويسي، بگو 123 ميليارد كجا رفت؟! 10 تن شمش طلا كجاست؟! كسي محاكمه شد؟!»
اين روزها كه در و ديوار شهرمان پر شده از تصاوير ياران شهيدمان فرصتي است تا قلب هاي سربيمان را صيقلي دهيم، اما چه مي توان كرد با حرف هاي جانبازي كه گفت: «الناس علي دين ملوكهم.... مردم از رفتار و كردار مسئولانشان تبعيت مي كنند.»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰