تحولات بحرین؛ کاتالیزور طوفان روزافزون در ریاض
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»- صادق الله بخشی فارسانی؛ شاید در میان حوادث اخیر منطقه، تحولات دو کشور از بقیه مهمتر باشد؛ مصر و بحرین.
مصر به دلیل گذشته درخشان در تربیت علما و روشنفکران، خصوصا در دانشگاه بزرگ الازهر و رهبری جهان عرب در مبارزه با رژیم جعلی اسرائیل در سال های نه چندان دور، همواره در کانون توجه اعراب بوده است.
علاوه بر این، تسلط بر آبراه بین المللی سوئز و همسایگی با فلسطین اشغالی، خصوصا در نوار غزه که توسط مبارزان حماس و جهاد اسلامی اداره می شود، این کشور را از لحاظ موقیت جغرافیایی ممتاز كرده است.
بحرین در کیلومترها آن سوتر، با شرایط خاص مردم شناختی و ژئوپولتیکش می تواند در کنار مصر قرار گیرد.
در شرایطی که فقدان رهبری واحد و مقتدر و عدم اتفاق نظر بر نوع سیستم حکومتی و قانونگذاری در کشورهای تونس و لیبی، غرب را امیدوار به نفوذ در انقلاب ها و تاثیر بر نظامات سیاسی آینده شان كرده است، بحرین به دلیل بافت جمعیتی خاصش که اکثریت شیعه و متحد با اقلیت اهل سنت هستند، مستعد الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران است.
در کنار این، سابقه تاریخی روابط دو کشور و داد و ستد فرهنگی دیرینه فی مابین، این استعداد را به طرز شگرفی افزوده و این گونه است که بحرین می تواند به کشوری با حکومت بنیادگرایانه اسلامی بدل شود.
همچنین موقعیت جغرافیایی بحرین حائز توجه است؛ قرار گرفتن در دل خلیج فارس به عنوان مهمترین حوزه انرژی جهان، مجاورت با تنگه استراتژیک هرمز و همسایگی با شیعیان شرق عربستان که مرکز اندیشه های وهابیگری و بزرگترین متحد آمریکا در منطقه است، همگی بر اهمیت این جزیره کوچک می افزاید.
اگر انقلاب مردم بحرین به پیروزی برسد، که خواهد رسید، نه فقط چون تونس به تغییر سردمداران حکومت، بلکه همچون مصر به انقلاب های اسلامی بعدی و بعدی منجر شده و حاکمیت آینده بحرین را در جبهه مقاومت و تقابل با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده و تضاد با حکام دست نشانده همسایه قرار خواهد داد.
از دیگر سو، تحول بحرین فریاد انقلاب را در گوش امارات متحده عربی، قطر و بالاخره عربستان سعودی رساتر می سازد.
عربستان سعودی سال ها توانسته با تبعید و بازداشت مخالفان و ایجاد فضای پلیسی در کشور، به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
دلارهای نفتی و درآمدهای حرمین شریفین نیز كه خاندان آل سعود را در توهم حکومت ابدی بر مسلمانان این کشور غرقه ساخته بود، در سال های اخیر، اما از هیمنه پوشالین ریاض چیزی به جاي نگذاشته است.
در حالی که بیماری پادشاه و ولیعهد عربستان و جنگ قدرت در بین شاهزادگان موجب بی ثباتی این کشور شده، انقلاب های اسلامی مردم منطقه، نخبگان و معترضان را در داخل این کشور بیدار كرده است.
البته مشکلات عربستان محدود به این موارد نیست ؛ به طوري كه امت اسلامی از افراط بی رویه مفتیان و علمای وهابی به ستوه آمده اند.
اگر پیش از این عراق، سوریه و مخالفان جنوب یمن از دخالت عربستان در امور کشورشان و حمایت از گروه های تندرو ناراضی بودند، تحولات امروز جهان اسلام و لشكرکشی بی پرده سعودی به بحرین و یمن، این کشور را بیش از هر زمان دیگری در انزوا قرار داده؛ به طوري كه حقیقتی تلخ بر ذهن سران عربستان سایه افکنده است، بنابراين عربستان چاره ای جز دخالت در امور کشورهای عربی و جلوگیری از وقوع انقلاب های دیگر ندارد.
پیروزی مردم در بحرین و یمن، نه تنها موجب تنگ تر شدن حلقه محاصره حکام متحجر و وابسته سعودی می شود، بلکه شکست الگوی سرکوب مردم با قدرت نظامی، اعتماد به نفس مخالفان دیگر مناطق را زنده خواهد ساخت.
سران عربستان اندک مقبولیتی نزد مردم خود ندارند و اگر امید به توانستن در دل این مردم ریشه بدواند، عاقبت سران تونس و مصر در انتظار حکام سعودی است.
بدتر آن که با نفرت عمیق مسلمانان از اقدامات عربستان، مفری برای آنها باقی نخواهد ماند؛ تجربه ثابت کرده، حمایت های غرب نیز تا وقتی ادامه دارد که امید به حفظ منافع آنان وجود داشته باشد، بنابراين زیاده دل بستن به غرب ساده لوحانه است.