کد خبر:۱۴۹۶۷۳
استان آذربايجان غربي و وضعيت اسفبار سرانه مطالعه
استان آذربایجان غربی از استانهای بزرگ و جزو 10 استان برتر در باسوادی کشور است؛ با وجود اين از وضعیت بد پايين بودن سرانه مطالعه مستثنی نبوده، و طبق اعلام نهاد كتابخانههاي عمومي كشور در کتاب خوانی و متوسط میزان مطالعه جزو 10 استان آخر کشور به شمار میآید.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو» محمد پيام؛ فرهنگ در همهجای دنیا شاخصهها و پارامترهای اندازهگیری مشخصی دارد و شاید یکی از مهمترین پارامترهای بررسی میزان فرهنگ در جوامع، مقایسه آماری شاخص مطالعه و تیراژ کتاب در این کشورها باشد.
با قاطعیت میتوان گفت که ایرانیها کتاب نمیخوانند. (مردم ما کتاب خوان نیستند. این موضوع، نقص خیلی بزرگی است. خیلی از مردم ما حتی روزنامه خوان هم نیستند. اگر نگاهی به روزنامه بکنند، به همان تیترهای درشتش اکتفا می کنند «مقام معظم رهبری مدظله العالی»)
براساس اعلام رئیس نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور سرانه مطالعه كتاب شامل قرآن، ادعيه و كتاب هاي غيردرسي 18 و 33 ثانيه دقیقه در روز و سرانه كل مطالعه شامل کتب درسی و غیر درسی، مجلات، نشریات، روزنامه، فضای مجازی و ... 76 دقيقه و يك صدم ثانيه در روز است؛ که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و انگلیس که سرانه مطالعه کتب غیر درسی در حدود 90 دقیقه در روز و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعهای همانند ترکیه و مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است، نشان دهنده آن است که سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد ناچیز و فاجعه است؛ البته مقام معظم رهبری در جمع مسئولان نهاد کتابخانه های عمومی کشور فرمودند: «اين سرانه هفتاد و چند دقيقه مطالعه چيزي نيست كه انسان را راضي كند.
اولاً اين ميانگين گرفتنها، نشاندهنده واقعيت نيست. خوب بعضيها هستند كه در شبانهروز پانزده ساعت مطالعه ميكنند و كارشان مطالعه است، بنابراين نميشود اين را ملاك گرفت.
شما ملاك را به اصطلاح كميت مطلق بگذاريد، نه كميت ميانگين و نسبي. ببينيد كه در بين جامعه ايراني چه تعداد آدمهايي هستند كه اصلاً مطالعه نميكنند يا كم مطالعه ميكنند. برويد سراغ اينها . « آری! مردم بافرهنگ ایران کتاب نمیخوانند! در مقایسه با کتابخانهها، این لباس فروشی ها، آرایشگاهها، گیمنتها، موبایل فروشی ها و ... هستند که طرفداران زیادی دارند. مردمان سرزمین با فرهنگ ایران، قلیان را بر کتاب ترجیح میدهند و فاجعهآمیزتر از سرانه مطالعه در ایران، سرانه تیراژ کتاب در ایران است! سرانه تیراژ کتاب در ایران نزدیک به 2000 کتاب برای هر عنوان است که این آمار در کشوری همانند مصر 70 هزار کتاب برای هر عنوان است !
شكي نيست كه آمار و ارقام كتاب هاي چاپ شده در سال هاي اخير و مقايسه آن با سال هاي گذشته حكايت از افزايش تعداد عناوين كتابهاي منتشر شده در سال هاي اخير دارد، اما دو نكته اساسي در اين زمينه وجود دارد كه نبايد نسبت به آن بي توجه بود.
نكته اول: اين است كه بايد توجه داشته باشيم كه بسياري از كتاب هاي منتشر شده، كتاب هاي درسي دانش آموزان يا دانشجويان است و چاپ و نشر و خريد آنها حكايت از علاقه مندي مردم به مطالعه كتاب نيست.
نكته دوم: ميزان مطالعه آزاد است كه شواهد گوناگون حاكي از كم علاقگي به مطالعه كتاب آزاد در كشور است. امروز مردم ما نه تنها نسبت به خواندن كتاب به صورت آزاد خيلي بي توجه هستند، بلكه ميزان رغبت به مطالعه روزنامه هم در كشور ما پايين است.
در كشور ما جمع تيراژ همه روزنامه هاي منتشر شده از سه ميليون روزنامه تجاوز نمي كند؛ در صورتي كه تيراژ فقط يكي از روزنامه هاي ژاپن (آساهي) حدود 20 ميليون نسخه است. به گفته بسياري از كارشناسان، مهمترين عامل خريد و مطالعه برخي از كتابها توسط مردم، گرفتن مدرك تحصيلي يا گروه شغلي و... است كه به نحوي مربوط به معيشت زندگي ، پيدا كردن كار و افزايش حقوق است و هيچ ربطي به علاقه مندي مردم به مطالعه و كتابخواني ندارد.
کتاب فروشی های ما در وضعیت خوبی قرار ندارند، تعداشان کم است و کتاب هایشان زیاد است. آن قدر زیاد که وقتی وارد یک کتاب فروشی می شوید، فکر می کنید وارد انباری شدید. بعضی از کتاب فروشی ها جایی برای تکان خوردن هم ندارند، حالا بیایید به یک لباس فروشی فکر کنید که هر روز ویترینش را عوض می کند. هنوز به مغازه نرسیدی، چند نفر دورت را می گیرند که بفرمایید، چی لازم داشتید.
یک جوری به آدم توجه می کنند که آدم خوشش می آید. کتاب فروشی ها را هم ببینید. اصلا نیازی نیست زور بزنیم تا به آمار این ور و آن ور رجوع کنیم. یک ساعت در خیابان بایستید و ببینید چند نفر به مغازه پیراشکی فروشی می رود و چند نفر جلوی ویترین کتاب فروشی می ایستد.
اینکه تو مغازه می رود یا نمی رود، مهم نیست. همین که پشت ویترین هم بایستد، شما جزو آمار کتاب خوان ها حساب مي شويد. با این طرز تفكر هم تعداد مردمی که به پیراشکی فروشی می روند، با کسانی که پشت ویترین می ایستند، یک دنیا فرق دارد. کلیه مطالب ذکر شده در بالا حکایت از وضعیت بد (افتضاح) کتاب و کتاب خوانی در کشور اسلامی ایران دارد.
استان آذربایجان غربی که یکی از استان های بزرگ و جزو 10 استان برتر در باسوادی کشور است از این وضعیت بد مستثنی نبوده، و حتی در کتاب خوانی و متوسط میزان مطالعه جزو 10 استان آخر کشور به شمار می آید.
در مرکز استان، شهر ارومیه تعداد کتاب فروشی هایی که کتاب های ارزنده و فاخر در زمینه علوم انسانی، مذهبی و دفاع مقدس ارائه می کنند از انگشتان یک دست کمتر است و متصدیان این فروشگاه های کوچک در ارائه خدمات چنان بی میل و بی حوصله عمل می کنند که خریدار را حتی از خرید یک جلد کتاب 500 تومانی هم دلسرد می کنند.
به آمار زیر که بر گرفته از گزارش اول آمار «سنجش سرانه مطالعه کشور» است با اندکی تامل نگاه کنید: درصد افراد استان آذربایجان غربی که سواد خواندن و نوشتن دارند: 85 درصد ( جزو 10 استان برتر کشور ) درصد افراد استان آذربایجان غربی که مطالعه کتب غیر درسی (خود کتاب ) دارند : 40 درصد ( جزو 10 استان ضعیف کشور ) سرانه مطالعه کتب غیر درسی در استان 14 دقیقه و در کشور 30 دقیقه در روز و جزو 10 استان ضعیف کشور هستیم سرانه مطالعه کتب غیر درسی به تفکیک قومیت (ترک ) در استان 14 دقیقه و در ترک استان های دیگر 36 دقيقه و 28 ثانيه است . در صد افرادی که مطالعه کتب غیر درسی در فضای مجازی دارند: 10 درصد ( جزو پنج استان برتر کشور ) سرانه مطالعه قرآن و کتب مذهبی دیگر در استان : 15 دقيقه و 19 ثانيه ( جزو پنج استان برتر کشور ) سرانه مطالعه روزنامه در استان 28 دقیقه ( رتبه 29 و جزو سه استان ضعیف کشور ) سرانه نشریات در استان: 9 دقیقه ( رتبه 2 و جزو پنج استان برتر کشور ) با نگاهی دقیق به آمار بالا متوجه می شویم که استان آذربایجان غربی از لحاظ مطالعه کتب غیر درسی و روزنامه در وضعیت بدی قرار دارد؛ البته لازم به توضیح است که از لحاظ سرانه مطالعه کل یعنی هم درسی و هم غیر درسی جزو 10 استان برتر کشور شناخته می شود و این امر نشان از وجود خلا بزرگی در زمینه ارائه و فروش کتب غیر درسی و روزنامه است.
در مقابل، سرانه مطالعه و استفاده از نشریات، کتب مذهبی و فضای مجازی در وضعیت خوبی قرار دارد و این نشان از میل و رغبت مردم آذربایجان نسبت به کتب مذهبی و نشریات است، ولی افسوس که هم از لحاظ ارائه کتب مذهبی و هم از لحاظ ارائه نشریات ارزشمند در وضعیت مطلوبی قرار نداریم و همچنان کاری مضاعف در این عرصه را می طلب.
روی آوردن به کتاب خوانی و استفاده از آموخته های دیگران، مانند هر کار دیگری نیاز به انگیزه و شوق درونی فرد دارد. این کار به طور ناگهانی و فوری ایجاد نمی شود؛ بلکه کاری است که نیاز به مداومت و صبر و حوصله و تمرکز و دقت دارد. تا احساس نیاز نباشد، انعکاس و پاسخی صورت نخواهد گرفت.
بزرگ ترین عامل ایجاد علاقه به کتاب و کتاب خوانی، در دسترس بودن کتاب برای خواننده است. برای کسی که پیوسته به کتاب های خوب دسترسی داشته باشد، همواره این فرصت فراهم است که به یکی از بزرگ ترین گذرگاه های فکری و تفریحی راه پیدا کند.
اکنون ما باید عقب افتادگی ها را جبران کنیم، ما باید از پتانسیل های موجود در جامعه در جهت اعتلای فکر و فرهنگ این استان بهره ببریم. امروز کتاب خوانی و علم آموزی، نه تنها یک وظیفه ملی، که یک واجب دینی است و از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان، باید احساس وظیفه کنند؛ اگرچه آنگاه که انس با کتاب رواج یابد، کتاب خوانی، نه یک تکلیف، که یک کار شیرین و یک نیاز تعلل ناپذیر و یک وسیله برای آرامش شخصیت خویشتن تلقی خواهد شد و نه تنها جوانان که همه نسل ها و قشرها به دلخواه و شوق، بدان رو خواهند آورد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰