انقلاب فرهنگی و ضرورت آزاداندیشی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۳۴۵۴

انقلاب فرهنگی و ضرورت آزاداندیشی

انقلاب فرهنگی محقق نمی‌شود، مگر با ایجاد یک فضای آزاد جهت نقادی کلیشه‌ها و تحمل حرف‌های نو و دیدگاه‌های جدید تا به آنجا که آزاداندیشی به یک هنجار مبدل شود.
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»، نصیبه مربوبی، کارشناس ارشد روانشناسی عمومی؛ تفکر لازمه رشد انسان و زیر بنای تربیت اوست، با تفکر است که انسان به شناخت می رسد و این شناخت در جهت گیری حب و بغض های آدمی نقش آفرینی می کند و نظام فکری او را بنا کرده و پایه عمل و موضع گیری او قرار می گیرد.
 
در این بین نظام فکری و یا نظام معرفتی به مجموعه ای از گزاره ها اطلاق می شود که در یک پیوند متقابل به تفسیر هماهنگ از پدیده ها می پردازد و آدمی را به موضع گیری های سزاوار و هدفمند دعوت می کند.
 
با نظام مندی تفکر و اندیشه در جهان رابطه ها، افکار هر انسانی همچون نظام تمایلات، حول یک اندیشه محوری شکل گرفته و به سمت تولید حرکت می کند، اما تفکر به تنهایی خود کافی نیست بلکه پیش از خود، نیاز به تدبیر و پس از خود، نیاز به تعقل دارد.
 
با تدبر انسان مواد خام تفکر را فراهم می کند و با ترکیب آن مواد خام است که شناخت های انسان شکل می گیرد؛ به عبارتی تدبر همان مطالعه است که زمینه تفکر و ارزیابی و در انداختن طرحی برای حرکت را فراهم می آورد.

پس از تدبر، انسان با تفکر به سازمان دهی، پالایش و پیرایش مواد خام تدبیر شده می پردازد و به شناخت هایی از خویشتن، خدا و روش های زندگی دست پیدا می کند.

مرحله آخر ارزیابی و سنجش میان شناخت هاست، راه هایی که فکر آن را طرح کرده، نیازمند سنجش و نقد هستند و نیرويی که این نقادی را به عهده دارد عقل است، اما این همان چیزی است که آزاداندیشی نام می گیرد، اندیشه هایی که در زمینه های مختلف احیاناً با هم در تعارضند در سایه تعقل، تبادل نظر کرده و هر دو تعالی می یابند.
 
اندیشه هایی که در ذهن وجود دارد در یک فضای منطقی  و بدون هر گونه نگرانی از نقد شدن، در معرض ارزش گذاری دیگران قرار می گیرند و این نیروی عقل است که بر پایه پیش فرض های منطقی این مهم را انجام می دهد و در بياني ديگر آزاداندیشی بدان معناست که به همه اندیشه های شکل گرفته، اجازه دهیم در قالب کلمات بیان شوند، روبروی یک فکر مخالف قرار گیرند، نقد شوند و دوباره از نو بنا شوند.

تعقل و تفکر با تعبد و تدین نیز تعارض ندارند، اصلا تعبد بدون تفکر در اسلام هیچ ارزشی ندارد و مسلمانی که بدون اندیشیدن و صرفا متأثر از خصایص خانوادگی، اجتماعی و وراثتی، اسلام را پذیرفته باشد مسلمان حقیقی تلقی نمی شود.
 
آزادادیشی در واقع وصف اندیشیدن است و تولید علم و نظریه محصول یک فرایند طولانی و دشواری است که همین تفکر، بستر آن را فراهم می کند. تعقل و تفکر در نظریاتی که از قبل در اندیشه وجود دارد یا به عنوان دیدگاه های جدید به ما عرضه می شود خود گام های آغازین ما در مسیر تولید علم است.

در فضای جامعه ایران تا قبل از انقلاب اسلامی، حاکمیت استبدادی غالب در فضای جامعه، مانع آزاداندیشی بود و یک غرب زدگی کامل و چندصد ساله اندیشمندان را تا حد زیادی مقلد بار آورده و از برخورداری از یک استقلال فکری محروم کرده بود، اما انقلاب اسلامی در یک نگاه پاسخی بود به نیاز  امروز بشر، بشر تحقیر شده که طالب همه ارزش های انسانی از جمله اندیشیدن است، در این زمان با فراهم آمدن امکان فرصت فراغ از هجمه های تبلیغاتی فرهنگ و تمدن به پایان خط رسیده ی غرب، اولین گام برای ایجاد یک فضای آزاد برای اندیشیدن برداشته می شود.

شعارهای نوین انقلاب اسلامی همچون دفاع از کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و ایجاد امید برای تمامی آزادی خواهان جهان، حکایت از انقلاب سیاسی و ساختارشکنی این نهضت الهی در سطح خرد و کلان می کند، اما همه اینها در گام اول خلاصه می شود و گام بعدی، همان انقلاب فرهنگی است که به معنای تولید اندیشه و فکر بالنده و کار آمد و شکل دهی تمدن الهی با تمام لوازم تمدنی آن، اعم از علوم، ساختارها و محصولات در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می باشد و این مهم محقق نمی شود مگر با ایجاد یک فضای آزاد جهت نقادی کلیشه ها و تحمل حرف های نو و دیدگاه های جدید تا به آنجا که آزاداندیشی به یک هنجار مبدل شود که در این مسیر نقش دو نهاد موثر دانشگاه و حوزه در بسترسازی برای تفکر، آزاداندیشی و نظریه پردازی بر کسی پوشیده نیست.

آنچه که گفته شد تأکید بر ضرورت داشتن فضای آزاد فکری برای روشن شدن  حقیقت و دوری از هرگونه خام اندیشی در این مسیر است؛ مسیری که مستلزم تعریف حوزه هایی چون حدود آزادی بیان در مسیر آزاداندیشی، روشن كردن معنای دقیق آزاداندیشی و رفع ابهام های موجود در این زمینه و واکاوی رسالت دانشگاهیان در این بین است.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار