تاكسي؛ مکانی برای اظهار نظر و گفت‌وگو در حوزه‌هاي مختلف
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۴۰۸۷
يادداشت//

تاكسي؛ مکانی برای اظهار نظر و گفت‌وگو در حوزه‌هاي مختلف

تاكسي‌هاي امروزي را می‌توان نماد انديشيدن و اظهار نظر و مناظره و گفت‌وگو در حوزه‌هاي مختلف دانست؛ انديشيدن و فكر كردني كه داراي ابعادي است مختص به خود و البته منحصر بفرد.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»، سحر دانشور؛ سال ها پيش يعني چيزي حدود 12 يا 13 سال پيش در يكي از مجلات آنروز داستاني مي خواندم از زندگي يك زوج جوان كه براي طلاق به دادگاه آمده بودند.
 
قصه از اين قرار بود كه آقاي داماد در تاكسي خودش مشغول مسافر كشي است كه عروس خانم و دوستش سوار ماشين شده، و داماد كه از خانم خوشش مي آيد، خودش را دانشجوي جامعه شناسي و تاكسي را هم وسيله تكميل تز دكترايش معرفي مي كند.
 
پس از ازدواج زوج جوان و خوشبخت كاشف به عمل مي آيد كه آقا دانشجوي جامعه شناسي نبوده، و خانم را فريب داده اند؛ كه پس از آن عروس خانم تقاضاي طلاق كرده بود.
 
تاكسي، مسافر تاكسي، راننده تاكسي. اين سه ضلع با وجه اشتراك تاكسي، مثلثي را مي سازند كه از درون آن مي توان چون چاهي عميق دلو دلو آب كشيد.
 
آب تلخ، آب شيرين. شاهد مثال هم تاكسي نويسي هاي بسياري افراد كه حاصل مشاهدات ايشان از سفرهاي يك كورسي يا چند كورسي با تاكسي هاي درون شهري است. سفرهايي كه در مدت زماني كوتاه و با همسفراني محدود صورت مي پذيرند.
 
دلو دلو آبي كه شاهدان كنجكاوِ اغلب اهل مطالعه از اين مثلث بيرون مي كشند ماحصل گفت وگوهاي اتفاق افتاده در تاكسي هاست.
 
صحبت هايي كه اغلب با يك جرقه ناچيز شكل مي گيرند و تا پيچيده ترين مسائل جاري روز هم پيش مي روند؛ البته بسته به جو حاكم بر جامعه محور صحبت ها در زمان هاي مختلف تغيير مي كند.
 
اين پديده آنقدر جالب است كه اهالي ادبيات گفت وگوهاي جاري در تاكسي ها را منبع مناسبي براي كشف سوژه هاي داستاني و نيز تقويت ديالوگ نويسي در فيلم نامه و داستان و نمايشنامه مي دانند؛ و جامعه شناسان و روزنامه نگارها هم بي بهره از اين فضا به نقد جامعه و يا بررسي خرده فرهنگ ها و رفتارهاي ريز و درشت افراد جامعه نمي پردازند.
 
در واقع اكثريت افراد تاكسي را فضاي مناسبي براي كشف افكار لايه هاي زيرين جامعه كه به دور از رسانه و قيل و قال به زندگي خويش مشغولند، مي دانند و درست مثل آقاي داماد اول همين مقاله فضاي مناسبي براي جامعه شناسي! در يك كلام مي توان تاكسي هاي امروزي را نماد انديشيدن و اظهار نظر و مناظره و گفت وگو در حوزه هاي مختلف دانست، انديشيدن و فكر كردني كه داراي ابعادي است مختص به خود و البته منحصر بفرد.
 
-انديشه، تفكر، تامل. اين سه كلمه با وجه اشتراك يا هم وسيله مشترك عقل، بيانگر و معرف عميق ترين و ريشه دارترين و در عين حال تاثيرگذارترين عمل انساني است كه وجه مميزه خود با حيوانات را همين تفكر و تعقل معرفي مي كند. عملي كه انسان با استمداد از آن از ديگر مخلوقات و حتي نيروهاي انساني استفاده كرده، و در راستاي تعالي خود از آن بهره مي برد.
 
اين عمل يا همان انديشيدن كه فلاسفه آن را نطق باطن مي نامند و از دروني ترين اعمال فردي است و در پنهان ترين زواياي وجودي انسان اتفاق مي افتد؛ با سخن گفتن و تكلم كه روي ديگر نطق باطن يعني نطق ظاهر است، از درون به بيرون راه يافته و قابليت ردوبدل شدن ميان انسان هاي ديگري كه از همين جنس، يعني تفكرند را مي يابد.
 
در حقيقت تفكر و انديشه عميق و ژرف با ذكر و تذكر است كه بسط يافته و براي فرد نهادينه مي شود و از ديگر سو در ميان ديگر انسان ها تبليغ شده، و بر روي آن تفكر و تامل دوباره صورت مي گيرد.
 
حال نكته اساسي اين است كه نفس تفكر براي تفكر است كه مهم قلمداد مي شود يا تفكر براي جهت و هدف خاص؟! روشن است كه در ساحت تفكر نه انديشيدن صرف كه انديشيدن همراه با مدد جستن از نيروهاي الهي و تهذيب است كه براي ره يافتن به حقيقت اهميت مي يابد؛ و در اين راستا استفاده از ديگر انسان هاي وارسته اهميت يافته، و مهمترين مسئله از اين جهت پرهيز از قضاوت هاي عجولانه و انگ زدن هاي پياپي بدون تامل و اثبات سخن مورد نظر و نيز بي دقت به اين نكته است كه هر انساني در محضر پروردگار و در ساحت تعقل الهي جايگاه مربوط به خود را داراست.
 
در حقيقت تفكر و تعقل در دين به كاري كه خدا با آن عبادت مي شود و بهشت با آن حاصل، تعريف شده است؛ كه از اين نگاه اين مسئله امري است كه بايد تمامي حدود و صغور ديني و اخلاقي و انساني در آن رعايت شده، تا هدف از آن تعالي انسان و دست يافتن به حقيقت باشد و نه هيچ چيز ديگر. چه اينكه در دين و شعائر الهي اين عبادت پروردگار و كمال انسان است كه مهم تصوير مي شود.
 
بر همين مبناست كه تفكر و سكوت را از عبادات مهم و تاثير گذار بيان كرده اند و انسان را به آن تشويق و در اين ساحت بي تامل و بي رعايت حقوق ديگر انسان ها و حتي ديگر مخلوقات سخن گفتن مذموم دانسته شده، و هر فردي ملزم به كنترل زبان و گوش خود شده است.
 
در حقيقت تفكر و تذكر دو روي يك سكه اند كه اساس آنها را سكوت و به قاعده سخن گفتن شكل مي دهد.
 
- سوار كه مي شوم راننده سريع حركت مي كند، حتي اجازه نمي دهد در را ببندم. حرفش را كه قطع نكرده بود پي مي گيرم، عصبي و تند به مسئولان شهر و استان و مملكت بد و بيراه مي گويد.
 
آنقدر يكريز كه حتي اجازه همنوايي به بقيه مسافران هم نمي دهد. از مسائل مهم سياسي ملي و بين المللي تا مسائل استان را مطرح مي كند و تحليل همراه با قضاوت هاي شخصي و گاه يكسويه! پياده كه مي شوم همچنان مشغول است.
 
چند وقت بعد دوباره مي بينمش. آرام، در حال خنده و بسيار شاد، از آن بيانات صريح سياسي و ديدگاه هاي تحليلي خبري نيست!
 
- تاكسي محل مناسبي جهت سخن گفتن به نظر مي آيد، كوچك است و مسافراني معدود و انگشت شمار دارد كه اكثرا همديگر را نمي شناسند و چون معبر انسان هاست و با حالات مختلف و مشغله هاي متفاوت مردم سروكار دارد فضايي است مناسب جهت بازگو كردن مسائل فردي و حتي اجتماعي مسافران.
 
كمتر فردي را مي توان يافت كه فضاي مباحثاتي تاكسي ها را تجربه نكرده باشد، مباحثاتي اعم از مسائل كم اهميت و پيچيده و تخصصي كه مردم معمولي كوچه و بازار درباره آنها بحث كرده، و اظهار نظر مي كنند.
 
حتي افراد محافظه كار هم در اين فضا به سخن مي آيند و با ترس كمتري به اظهار نظر مشغول مي شوند. اين بحث ها تا بدانجاست كه بسياري اين فضا را بيانگر روحيات مردم جوامع مختلف مي دانند و موثر در بررسي ابعاد شخصيتي و اخلاقي افراد جامعه و نيز بررسي ديدگاه مردم درباره مسائل مهم سياسي و اجتماعي؛ و نكته اينجاست كه كمتر به شرايط حاكم بر بحث هاي تاكسي سوارانه و نحوه تفكر اينچنيني دقت مي شود.
 
از سر خط كه شروع كنيم مي توان تاكسي سواري هاي متفكرانه را بيانگر روحيه پيگير و منتقد افراد جامعه دانست كه مهمترين مولفه براي سياستگذاري متوليان در جهت رشد جامعه محسوب مي شود؛ چه اينكه مسئولاني كه نظارت هميشگي مردم را احساس كنند، در نحوه مديريت خود دقت نظر بيشتري اعمال خواهند كرد؛ اما اين تفكر و اعمال نظر داراي جنبه هاي خاصي است كه نبايد از نظر دور داشته شود.
 
برخي از اين ويژگي ها را مي توان اينگونه برشمرد: اول درد دل معترضانه: بحث هاي جاري در تاكسي ها عموما مربوط به مسائل روز ازجمله گله از شرايط زمانه كه به نحوه رفتار اجتماعي اخلاقي افراد جامعه و بالاخص جوانان اين دوره زمانه مربوط است، مسائل برجسته روز سياسي و تعريف خاطره اي محدود از زبان يكي از مسن ترها و مقايسه آن با امروز، ناله و گله و شكايت راننده يا مسافران از سختي هاي زندگي كه با رگه هايي از اعتراض همراه است و قيمت كالاها كه مي توان آن را درد دل خروشان يا معترضانه ناميد.
 
دوم تفكر مبتني بر تجربيات شخصي؛ صحبت ها و بحث هاي تاكسي سوارانه عموما مبتني بر تجربيات شخصي طرفين صحبت هستند و بسته به سن حضار و گويندگان اين تجربه گرايي در بحث و تفكر پررنگ تر مي شود.
 
يعني افراد حاضر در تاكسي با بيان خاطره اي از زندگي خود و مقايسه آن خاطره با شرايط روز و به علت بار نوستالژيك خاطرات گذشته و البته نوعي تحريف ناخودآگاه در ذهن گوينده به علت گذشت زمان و تغيير شرايط و حتي نوع نگاه فرد و جامعه، معمولا خاطره خود را ايده آل تر از شرايط روز تعريف كرده و به علت تراشي درباره ضعف هاي امروزي مي پردازند.
 
سوم تحليل هاي يك سويه و شتاب زده؛ تفكر جاري در تاكسي عموما منجر به تحليل هاي يكسويه بدون در نظر گرفتن تمامي ابعاد يك مسئله مي شود، تحليل هاي برآمده از دل اين مباحث به علت عدم اشراف گوينده بر تمامي علل مسئله و نيز شرايط شخصي فرد و شرايط حاكم بر تاكسي و طرفين بحث، غالبا منجر به قضاوت هاي عجولانه اي مي شود كه گاه با تغيير شرايط فرد و جو حاكم تبديل به نظريه اي مي شود با 180 درجه چرخش نسبت به قضاوت قبلي.
 
در نهايت مي توان گفت مسافران تاكسي ها به علت غريبه بودن به راحتي باب سخن را با يكديگر باز مي كنند و چون به همراهي كوتاه مدتشان اطمينان دارند از هر دري سخن مي گويند؛ گويا تنها در پي گوشي مي گردند كه به آنها سپرده شود! انديشه هاي جاري در تاكسي ها خروشان هستند و كوتاه مدت پس در سطح مي مانند.
 
حال سوال اين است كه آيا مي توان اين نوع انديشه را انديشه اي ديني ناميد؟ انديشه اي كه بر اساس هيجانات جاري و اعتراضات روزمره صورت مي گيرد و بدون درنظر گرفتن ابعاد مسائل، منجر به قضاوت هاي عجولانه مي شود چه نسبتي با ژرف انديشي دارد كه لحاظ كننده تمامي ابعاد مسائل و حقوق ديگر مخلوقات است؟! تفكر و تامل ريشه در سكوت دارد و سخن موثر نيز ريشه اش را در تفكر مبتني بر سكوت نهفته است، حال چطور مي توان تاكسي هاي امروزه را كه مشحون است از بحث هاي كم جان بدون در نظر گرفتن شرايط مسائل مورد بحث فضايي مناسب جهت اظهار نظر يافت؟ اگر هر فردي به جاي اظهار نظر سريع به تفكر در موضوع مشغول شده و با طمانينه و پرهيز از اظهار نظر قطعي به بحث وارد شود، شرايط ايده آل تري را نخواهيم داشت؟! تفكر و اظهار نظر داراي شرايط خاصي است كه براي زندگي سالم تر ناچار از رعايت آنهاييم.
 
تاكسي محل مناسبي جهت اظهار نظرهاي شخصي و جمعي نيست، چه اينكه افراد با روحيات مختلف و شرايط متفاوت در آن به بحث مشغول مي شوند كه اين روحيات در نحوه  بحث و نتايج آن بي تاثير نخواهد بود.
 
صريح كه بگويم تاكسي سواري هاي متفكرانه نشان از پديده اي ناقص و كم جان دارند كه نام تفكر را بر خود حمل مي كند؛ در حالي كه شرايط بحث سالم و تفكر صحيح در آن تحصيل نمي شود. اين مولود ناقص بتدريج قادر مي شود بزرگترين ضربه را به اخلاقيات جامعه وارد كند كه موجب آسيب ديدن جدي سرمايه هاي اجتماعي يعني جوانان خواهد شد.
پربازدیدترین آخرین اخبار