کد خبر:۱۵۵۷۹۰
نامه دانشجويان بسيجي قزوين خطاب به مريلا زارعي درباره سخنانش در برنامه هفت
جمعي از دانشجويان بسيجي دانشگاه هاي استان قزوين در نامه اي خطاب به مريلا زارعي، خواستار مشخص شدن مواضع اهالي سينما نسبت به نابساماني هاي فرهنگي اخير در سينما شدند.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» از قزوين، متن كامل نامه جمعي از دانشجويان بسيجي دانشگاه هاي استان قزوين خطاب به مريلا زارعي به اين شرح است:
خانم زارعی صحبت های اخير شما در برنامه هفت در نقد صحبت های کارگردان سینما آقای فرج ا... سلحشور به نحوي بود كه شايد این طرز صحبت كردن را از شما آن هم در برنامه ی پربیننده ی هفت انتظار نداشته و نداریم. شما در این برنامه فرموديد که ما زنان ایرانی و مخصوصاً اهالی سینما همه مسلمان و انسان هستیم و ما با پیگیری های آینده اجازه توهین به خواهران و مادران خود را نخواهیم داد و حداقل به عنوان یک انسان مسلمان به هم احترام بگذاریم و چرا فلان کارگردان این صحبت های توهین آمیز را مطرح کرده است و چرا کسی به این موضوع مهم نپرداخته است و فرموده بودید برای این کارگردان ابراز تأسف می کنید و در کل مضمون صحبت های شما این بود که حرف های آقای سلحشور جسارت به زنان ایران و اهالی مسلمان سینما است و نباید به انسانها توهین شود.
در ابتدا باید بگوییم که حرف های شما دو جنبه دارد یکی اینکه ما هم به شما و اهالی سینما حق می دهیم که برخي مطالب مطرح شده از آقای سلحشور (فاسد بودن سینما ی ایران) درست نبوده و نیست و به شما بازیگران این عرصه فرهنگ و هنر! حق می دهیم که از این جریان ناراحت باشید اما گویا شما و بعضی از اهالی خانه سینما يكجانبه به قاضي رفتيد و از موضوع مهم ديگري كه اين روزها جنجال آفرين هم شده بود غافل شديد، حال آنكه از هنرمندان مسلمان سينماي ايران انتظار مي رفت از اين عمل نابخردانه اعلام برائت نمايند.
شما اگر تا اين حد نگران ناموس شیعه و تمامی زنان متعهد ایرانی و اهالی سینما هستید چرا اعلام انزجار خود ار از این موضوع نه در مطبوعات نه در شبکه های تلویزیونی و نه در هیچ جای دیگر اعلام نکردید و تنها به اين جمله كه "بنده زياد اهل مصاحبه نيستم" بسنده كرديد. البته ما به شما این حق را می دهیم که کلاً زیاد مصاحبه نکنید تا از حاشیه به دور باشید، اما اگر این حرف کارگردان سینما برای شما گران آمده است و شما و ساير اهالی سینما را آزرده خاطر کرده، چرا در باب مسئله ی این بازیگر هالیوودی آزرده خاطر نشدید؟! مگر به قول شما ما ایرانی مسلمان شیعه نیستیم؟! مگر به این موضوع آگاهی ندارید که ما در جامعه ی دینی (البته با کمی و کاستی های خود ) زندگی می کنیم. مگر نمی دانید سینما و رسانه از تأثیر گذارترین ابزارها در فرهنگ سازی جامعه است؟! آیا آمدن یک بازیگر فیلم های پورنو به داخل ایران به بیشتر به یک جوک 13 شبیه است ترویج فرهنگ فساد در جامعه نیست؟ آیا بازیگری که به فساد شهره است، به ایران بیاید و در فیلم های مذهبی و انقلابی و هر فیلم دیگر با معیارهای جمهوری اسلامی بازی کنید این مثال همان حرکت زنان فاسدی که ادای انسانهای مذهبی را در می آورند نیست و آیا این حرکت، ترویج نفاق در جامعه نیست؟! گرچه می دانیم این هم توطئه ی کمپانی های صهیونیستی و انگلیسی و آمریکایی ست که کل رسانه های ایران را در اختیار دارند و هدفشان از راه انداختن این بحث ها در جامعه ایرانی و اسلامی آزمودن غیرت مرد و زن شیعه است كه ببينند آيا هنوز ذره اي از آن باقي مانده يا خير تا در يك فرصت مناسب بهره برداری هاي لازم را انجام دهند و این بیشتر یک بازی خنده دار اعتقادی ست برای به سخره گرفتن غیرت مردان ايراني.
این بازیگر نه با این بودجه ها به ایران می آید و نه غیرت مرد مسلمان این اجازه را می دهد که این اتفاق ناميمون رخ دهد. اما به هر حال این بحث در جامعه مطرح شد و همانطور که دانشجویان آگاه متوجه آن شدند این حرکت بیشتر یک بازی سیاسی – اعتقادی بوده است اما سؤال اينجاست كه چرا اهالی سینما از آن اعلام برائت نکردند؟ مگر تولی و تبری جزئی از دین ما نیست؟ مگر اصول و فروع دین ما در کنار خیلی از احکام ما مثل تولی ( دوست داشتن دوستان خدا) و تبری (نفرت از فاسدان و دشمنان خدا) شاداب نمی ماند؟ پس چرا خواهر گرامی شما و اهالی محترم سینما بطور منسجم اعلام ناراحتی و برائت ننموديد؟
اگر بگویید این مسائل به ما مربوط نیست و ما در مورد خودمان صحبت می کنیم، بدون شك این نوعی فریب افکار عمومی است زیرا به قول خودتان ما مسلمان هستیم پس تبری در دین نوعی وظیفه شرعی و عقلی انسان است و ما نباید بی تفاوت باشیم مخصوصاً خانه ی سینما که مسائل سینمايي ما را نه فقط در حوزه ی فیلمسازی و مسائل صنفی بلکه در مسائل اخلاقی هم باید آگاهانه و با جسارت پيگيري كند. پس اگر دغدغه شما و اهالي سينما، حفظ حرمت زنان مومن و با اخلاق و پاكدامن است و نسبت به بازيگران زن سينما احساس مسئوليت مي كنيد پس نبايد نسبت به اين مسئله هم بي تفاوت باشيد، چون اين توهين به زن مسلمان ايراني است.
مطلب دوم اين است كه وقتي شما هنرمند متعهد اين قدر از سخنان بعضا به حق كارگردان مذكور ناراحت شده و ابراز تأسف مي كنيد، اين حق را هم براي ما دانشجويان پيرو خط امام و ولايت قائل شويد كه از صحبتهاي خانم تهمينه ميلاني در برنامه هفت و در مباحثه با آقاي فراستي كه چندي پيش از رسانه ملي پخش شد دل آزرده شويم كه ايشان با صراحت خاصي همه ي مردم ايران را عقده اي دانسته و افزودند "كسي را پيدا نمي كنيد كه عقده اي نباشد". البته جهت اطلاع مردم عزيز بايد عرض كنيم كه بحثي در روانشناسي مطرح است تحت عنوان فرافكني كه در آن انسانهايي كه خود نقايص اخلاقي دارند، همه ي مردم را از اين ديد مي بينند و با كمال تأسف اين كارگردان فمينيستي ايراني، سابقه ي طولاني در اشائه ي فرهنگ غربي و فمينيستي در فيلمها و مصاحبه هاي خود دارد، اما آن چيزي كه موجب ناراحتي ماست باز هم سكوت شما سينماگران در مقابل اينگونه انحرافات است.البته عرض ما اين نيست كه شما و همكارانتان در اينگونه موارد خشونت به خرج داده و با اشخاص اينچنيني رفتار سلبي و قهري داشته باشيد، اما حداقل وظيفه ي شما پيگيري اخلاقي اين موضوع بوده و هست. همچنين متأسفيم براي بازيگراني چون خانم مهناز افشار و آقاي مازيار ميري كه از اين گونه حركات دفاع ميكنند و نيز آقاي فريدون جيراني كه در برنامه هفت به همه كس و همه چيز انتقاد مي كند اما در موضوعي به اين واضحي هيچ حرفي براي گفتن نداشت و با سكوت خود مهر تأييدي بر اين صحبتها نهاد.
ما دانشجويان هنوز فيلمهاي فمينيستي و ليبراليستي خانم ميلاني و بعضي بازيگران سكولار سينما همچون نيكي كريمي و ... را فراموش نكرده ايم و صحبتهايشان در مجله زن روز دهه ي 70 را از ياد نبرده ايم كه چگونه به اسم دفاع از حقوق زنان سيل انبوهي از شبهات اعتقادي را مطرح مي كردند و هيچ گاه پاسخگوي حرفهاي غير ديني و سكولاريستي خود در هيچ رسانه اي نبودند و همواره فرار به جلو را ترجيح مي دادند.
ما نه قصد دفاع از آقاي سلحشور را داريم و نه انتقاد شما به ايشان را ناروا مي دانيم اما لازم است در اين مورد، دو موضوع مورد توجه قرار گيرد:
1- اگر شما به خودتان و ناموس ايراني شيعه حساس هستيد پس بايد نسبت به آوردن يك بازيگر معلوم الحال و بدآوازه ِ هاليوودي هم حساس بوده و باشيد.
2- اگر شما با توهين و تهمت مخالفيد، چرا نسبت به اين كارگردان فمينيست كه همه ي مردم را عقده اي خوانده كه طبعاً در اين ميان اهالي سينما را هم شامل مي شود سكوت اختيار كرديد؟
قطعاً انسان مسلمان شيعه و نيز انسانهاي پاكدامن و عفيف ويژگيهايي دارند كه با فرمولهاي غربي كاملاً متفاوت است. ما پيرو همان صديقه طاهره سلام ا... عليها هستيم كه او را مظهر پاكدامني و عصمت و فداكاري و عشق به مردم ميدانيم و هر زن و مردي را كه از اين خط پيروي كند پاكدامن ميدانيم، نه جريانهايي كه خواسته يا ناخواسته از امثال گلشيفته فراهاني ها و بعضي از بازيگران غير اخلاقي ديگر به بهانه ي حفظ حقوق شهروندي دفاع مي كنند. ما الگوگرفته از همان شهيد مطهري هستيم كه مي گفت "تالار انديشه اي بزنيد تا هر فرقه و گروهي حرف مي زند ما بياييم آزادانه حرف بزنيم و نقد كنيم و پاسخگوي سوالات آنها باشيم" نه مثل خانم ميلاني و بقيه دوستان كه از رسانه ملي به هم وطنان خود توهين مي كنند بدون اينكه پاسخگو باشند و ما شاگردان همان شهيد آويني هستيم كه روايت فتحش فيلمسازان آمريكايي و اروپايي را به تقليد از اين اثر واداشت، نه امثال مخملباف هايي كه مستندهاي كذب و دروغ عليه رهبر فرزانه انقلاب مي سازند و با عوام فريبي سعي در مخدوش نمودن چهره ي اين نائب بر حق ولايت دارند.
خواهر گرامي و اهالي سينما، شما دوستان، شخصيتهاي فرهنگي هنري هستيد. ما از شما و سينما انتظار داريم شفاف باشيد و همه چيز را جدي بگيريد،اگر اهل انتقاد كردن نيستيد كه هيچ اما اگر اهل انتقاد هستيد و گله مي كنيد، نسبت به همه امور از جمله اين موضوعات مهم (حرفهاي خانم ميلاني و آوردن اين بازيگر مفسد و ...) انتقاد كنيد. ما قبول داريم، شايد شما به خاطر سنگيني صحبتهاي آقاي سلحشور مجبور به گفتن اين حرفها شديد، شايد هم در كمال آسودگي، به هر طريق اين را هم در نظر بگيريد كه آيا فيلمهاي خانم ميلاني ( آتش بس و ...) و برخي بازيگران سكولار سينماي ايران باعث نگراني شما نمي شود؟
نوع فيلمسازي ها به شكل كاملاً غربي با ادبيات پست مدرن كه گهگاهي مدرنيته غربي را در لفافه به مردم مي خوراند، آيا اين بي ادبي به فرهنگ ايراني-اسلامي مردم نيست؟
بايد پذيرفت شرايط جهان تغيير كرده است، هيمنه غرب و تفكراتش شكسته است، عصر كانت و دكارت و هگل و هابز و ... در خود غرب هم به پايان رسيده است، چه رسد به كشورهاي اسلامي و بحمد ا... خاورميانه جديد از آن اسلام و تفكراتش و جريان بيداري اسلامي خواهد بود، لذا ديگر رب و مدرنيته غربي در هيچ عرصه اي من جمله فيلمسازي جايي در ميان مردم نخواهد داشت.شايد براي مدتي بتوان مردم را فريفت، اما طولي نمي پايد كه اين نوع تفكرات جوابگوي نيازهاي جامعه بشري نخواهد بود و آنجاست كه خداوند متعال در كتاب آسماني خويش وعده مي دهد "حكومت زمين را صالحان تشكيل خواهند داد". پس روزي فرا مي رسد كه نه تنها حكومتها، بلكه اصحاب فرهنگ و هنر هم به سمت جريان ديني و تفكر خدايي در عرصه فيلمسازي و تئاتر خواهند رفت، اگرچه حركتهايي صورت گرفته، لكن اين موج به بركت انقلاب اسلامي روز به روز شدت بيشتري خواهد يافت.
ما دانشجويان نمي خواهيم همه ي اشكالات و تقصيرها را به دوش شما و اهالي سينما بيندازيم، اما متأسفانه عملكرد تلويزيون و رسانه و خانه سينما انتقاد برانگيز است و با كمال تأسف، تيغ انتقادهاي اصحاب رسانه و سينما به اشتباه به سمت روحانيت، مذهب و از جمله افرادي همچون حجة الاسلام رسايي (عضو كميسيون فرهنگي مجلس) نشانه رفته است.
شما در برنامه هفت، سه موضوع را در هم آميخته و از آنها اينگونه نتيجه گرفتيد كه مورد بحث ماست:
1- صحبتهاي آقاي سلحشور.
2- صحبتهاي آقاي رسايي.
3- بحث شفاف سازي رسانه اي.
در مورد آقاي سلحشور كه ما اعتراضات را به ايشان روا داشتيم و از جهتي با شما هم دردي مي كنيم در مورد حجت الاسلام رسايي ايشان فرمودند من از فيلم يوسف پيامبر به خاطر حمايت قرآني و مضمون ديني حمايت مي كنم و از شخص آقاي سلحشور در باب ساخت اين فيلم تقدير مي كنم اين چه ارتباطي ميتواند با آقاي سلحشور در باب سينماي ايران داشته باشد كه شما به اين شخص انتقاد وارد مي كنيد گرچه آقاي سلحشور در رسانه ها در باب تندي حرفشان عذر خواهي كردند اما در مورد اين حرف كه سينماي ايران تحت تفكرات صهيونيست ها گام بر ميدارند و نويسنده و فيلم سازان خواسته يا نا خواسته اين راه را مي روند به جد بر سر حرف خود هستند و بايد عرض كنيم كه موضع ها هم با ايشان يكيست. سوم شفاف سازي رسانه اي بوده كه ما هم با شما موافقيم اما چرا شفاف سازي ها همواره بايد از سمت اهالي مذهبي سينما و آنهايي كه در خدمت انقلاب هستند باشد و بايد نسبت به همه چيز جواب گو باشند مانند آقاي رسايي و بقيهْ دوستان اما جريانهاي به اصطلاح روشن فكر غرب زده سكولار كه با بودجه بيت المال فيلم هاي غير ديني با مضمون غربي مي سازند كه با فرهنگ ما تطابق ندارد نبايد جوابگو باشند ؟
ما نمي خواهيم ضايعاتي در سينما داشته باشيم تا مخمل بافها ظهور كنند و گلشيفته فراهاني هايي كه پشت به اين مردم و آب و خاك زدند با بازيگر صهيونيست هاليوود ( دي كاپريو) هم بازي شوند و جالب است كه باز هم دكسي صدايش در نمي آيد و اعتراضي سر نمي دهد. زن در ادبيات سينماي غرب مفهوم سرزمين را دارد و وقتي مردي با زني از كشور ديگر ازدواج مي كند اين به معني تسخير سرزمين اوست، آيا فيلمهاي خانم فراهاني اين مضمون را ندارند؟ صرف ازدواج يك مرد غربي با يك زن ايراني مسلمان عشق را تداعي نمي كند بلكه مفاهيم ديگر را در پي دارد، آيا اين توهين به زن ايراني و شيعه نيست؟ چرا در رسانه جمهوري اسلامي ايران فيلمي به اسم از كرخه تا راين ساخته مي شود كه يك زن ايراني با يك مرد غير مسلمان آلماني ازدواج مي كند؟ در صورتيكه چنين تفكري مخالف اسلام است و جالب است كه كارگردان اين فيلم و نويسنده اين فيلم به اين درك نرسيده اند كه از نظر شرعي زن مسلمان نمي تواند با مرد غير مسلمان ازدواج كند مگر اينكه مرد غير مسلمان اسلام بياورد و فقط مرد مسلمان مي تواند با زن غير مسلمان ازدواج كند آن هم بصورت موقت و اگر بخواهند اين ازدواج دائم باشد اين خانم هم بايد در اسرع وقت مسلمان شود. چطور اين كارگردان به اين موضوع توجه نداشته است؟
ما دانشجويان پيرو خط ولايت هستيم و از هر جريان و گروهي كه خط قرمز ها را زير پا بگذارد انتقاد مي كنيم و در صورت نياز برخورد هم خواهيم كرد، خواه اين جريان مذهبي يا غير مذهبي باشد و قصد ما از اين اعتراضات اين است كه كمي انصاف به خرج داده و به اسم مذهب، مذهب را در فيلم ها و گفتارتان نكوبيد، مذهبي بودن گزاره هايي دارد كه چه در عرصه فردي و چه در عرصه سياسي و چه در عرصه فرهنگي و هنري بايد محقق شود. امام راحل فرمودند: «سينماي ديني اين نيست كه شما فقط فيلم هاي امامان و پيامبران را بسازيد و بازي كنيد؛ بلكه در ساده ترين نوع فيلم اگر تفكر خداشناسي با مفهوم عشق به همنوع و قرب الهي تجلي كرد، اين سينما سينماي ديني است و مانند دانشگاه است.» كه براي نمونه ميتوان به فيلمهاي آژانس شيشه اي، نغمه، طلا و مس و... اشاره كرد. بارها ما انتظار مصاحبه و يا موضع گيري از سوي همان اهالي سينما كه ادعا هاي هميشگي را دارند و مي گويند ما مردم را دوست داريم اما در باطن به مردم پشت مي كنند؛ داشتيم، اما همواره فرار نموده و سكوت پيشه كردند.
شما و اهالي سينما مي دانيد كه هركس مي خواهد در سينما براي خود اسم و رسمي بتراشد روي به ساختن يا بازي كردن در فيلمهاي انقلابي، مذهبي و دفاع مقدس مي آورد و معمولا بعد از چند سال تفكرات مسموم خود را وارد مي كند. باز هم براي نمونه مي توان به محسن مخملباف كه فيلم هاي جنگي و دفاع مقدس مي ساخت و بازي مي كرد اپوزوسيونهاي خارج از كشور و ضد انقلاب نسكافه مي خورد اشاره كرد. يا آقاي مسعود كيميايي با كمال تعجب خواننده زن زمان طاغوت را به همسري اختيار مي كند و اين به بهانه توبه با وي ازدواج كرده و بعد از چند وقت پا به آمريكا گذاشته و همان آدم سابق مي شود و از آقاي كيميايي اين انتظار نبوده كه چنين رفتاري از وي سر بزند و با چنين شخصيت فاسدي ازدواج كند. يا مسعود ده نمكي كه زماني جزو انصار حزب الله بود و مجموعه اخراجي ها را ساخت و با وجود درستي بعضي از مطالب رو به سياه نمايي از از جنگ و شهادت آوردد و جالب تر از همه اين است كه همين روشنفكران غرب زده كه مذهبيون را به تحجر نسبت مي دادند. با فروش حيرت انگيز اين فيلم دفاع مقدس، به ايفاي نقش و همكاري در ساخت آن پرداختند. اما علي اي حال امثال ده نمكي ها هم زماني در ركاب انقلاب و حالا در ركاب بعضي از بازيگران هنجارشكن سينماي ايران هستند. البته اين مشكلات همواره وجود داشته لكن در اين سالها شدت گرفته است باز با اين حال بازيگران متعهد و خوش نامي هم پيدا مي شوند كه به واسطه حسن فكرشان اسم و رسم پيدا كرده و محبوب قلبها مي شوند نه به صرف بازي در فيلمهاي مذهبي چون ولايت عشق و يا تنهاترين سردار و يا فيلم هاي دفاع مقدس مثل ليلي با من است، آژانس شيشه اي و...
ما هنوز تفکرات غربی و سکولاریستی در فیلم های بعضی از بازیگران در دوره ی اصلاحات و جریان دوم خرداد را فراموش نکرده ایم. ما هنوز آقای رامین پرچمی، رضا عطاران و خانم ها؛ بهاره رهنما و لیلی رشیدی که از بازیگران سینما و تلویزیون هستند را از یاد نبرده ایم که در فتنه سال 88 در تجمعات غیر قانونی روبروی خط ولایت ایستادند و شاید گمان کردند که دیگر کار این نظام تمام است. سؤال ما دانشجویان این است که شما اگر این قدر نگران مسائل اخلاقی سینما هستید،؛ پس چرا وقتی برای تعدادی از بازیگران در انظار عمومی فرش قرمز پهن شد و آنها هم مانند بازیگران هالیوودی برای جلب توجه لباس های غیر متعارف پوشیده و شئونات اسلامی را رعایت نکرده و از روی آن عبور می کنند تا همه ی مردم آنها را مانند بازیگران سینمای هالیوود تماشا کنند، خانه ی سینما و اهالی سینما هیچ عکس العملی در قبال این حرکت از خود نشان نداد؟
شما گفتید حرکت غیر اخلاقی بازیکن پرسپولیس در عرصه ی فوتبال غیر منتظره نبوده است و از این اتفاقات می افتد، بنده و دوستانم هم با شما هم عقیده ایم، اما اگر از این دست اتفاقات در زمین فوتبال طبیعی است، در عرصه ی سینما با این همه اتفاقات ناشایست که برشمردیم؛ آیا این موارد غیر منتظره بوده است؟ شما گفته بودید به جای پرداختن به موضوع غیراخلاقی فوتبال، باید به این حرف آقای سلحشور پرداخته می شد. به نظر شما و دوستان؛ این همه اتفاقات ناگوار در عرصه ی سینما جای پرداختن ندارد و فقط حرف این کارگردان ناپسند بوده است؟ حرکت قبیح بازیگر سینمای ایران (خانم امیرابراهیمی) نتیجه ی بلایای آسمانی بوده یا کم کاری مسئولین حوزه ی سینما و فرهنگ؟ بدحجابی تعدادی از خانم های سینمای ایران که کم هم نیستند، کدام مسأله را در اذهان عمومی تداعی می کند؟ آیا ما را یاد سینمای قبل از انقلاب نمی اندازد؟ چرا به توصیه ی یکی از تئوریسین های برجسته ی علوم استراتژیک و ناقد فیلم های ماهواره ای؛ جناب آقای دکتر حسن عباسی – که چهره ای شناخته شده هستند – نسبت به خانم گلشیفته فراهانی توجه نکردید و از او در فیلم های ارزشی مانند میم مثل مادر و... استفاده کردید؟ آیا شأن مقدس مادر این قدر پایین است؟
آیا این توهین به زن ایرانی نیست؟ چطور بعضی از دوستان هنرمند بلد هستند در مورد لوایح مجلس در باب فرهنگ و هنر، انقلاب و... اظهار نظر کنند و یا فیلم های هنجارشکن بازی کنند و در جشنواره های فکری از جمله برلین آلمان خرس طلایی و... جایزه بگیرند، اما در مورد مسائل اخلاقی در حد قضاوت نیستند؟ گرچه می دانیم این نامه هم مانند دیگر اعتراضات؛ برای اهالی سینما و فرهنگ بی نتیجه است و ما را متهم به جریان سازی می کنند؛ اما ما از پیگیری اهدافمان عقب نشینی نخواهیم کرد، مگر با تغییر روش در حوزه ی فرهنگ و سینما. کما اینکه پس از سالها همین جریان توانست با پیگیریهای مداوم و سخنان حکیمانه ی رهبر انقلاب، وزارت فرهنگ و ارشاد را مجاب به ساخت برنامه ای برای تحلیل و بررسی سینمای ایران نماید، چیزی که در دوره ی اصلاحات و جریانات لیبراستی وجود نداشته و نخواهد داشت. چرا که فرهنگ لیبرالیسم مسموم است. پس این نشان دهنده ی یک بلوغ اجتماعی، سیاسی در عرصه رسانه است.
اما متأسفانه بعضی از افراد می خواهند جو را برهم بزنند، اما قطعا دستشان برای مردم رو می شود؛ چون مسلماً جریان ولایتی و حزب الله در تمام عرصه ها از جمله فرهنگ و هنر پیشرو است و حتما قضیه را پیگیری خواهد کرد، گرچه می دانیم از طرف برخی دوستان این تفکر وجود دارد که فرهنگ و هنر را فقط باید فرهنگیان و هنرمندان اداره کنند و سعی در عوام فریبی دارند تا به مقاصد شوم خود برسند.
آری؛ هنر را هنرمندان باید سامان دهند؛ اما تا زمانی که ارزش های مذهبی و بومی جامعه خود را فراموش نکنند و اگر فراموش کردند در اسرع وقت سعی در اصلاح خود داشته باشند. در غیر اینصورت؛ یکی از رسالت های اصلی بسیج دانشجویی و فعالان فرهنگی؛ پیگیری موضوعاتی است که خود اهالی این حرفه جرأت تحلیل و بررسی و حتی در بعضی از موارد؛ سواد این کار را هم ندارند. چون اگر می توانستند و یا می خواستند تا الان اقدام می کردند. بعضی از اهالی سینما به اسم آزادی هر حرفی می زنند و هر تحلیلی را انجام می دهند تا برخی تفکرات فمینیستی در فیلم هایشان و مصاحبه هایشان نمود پیدا کند، کاری که در دوره ی اصلاحات به وفور انجام می شد و الان هم همان اثرات را در دوره ی اصولگرایی گذاشته و بعضی از جریانات راست هم همراه با بعضی از اهالی صنفی سینما دنباله روی آنها هستند و سعی در مشوش کردن اوضاع به نفع خود دارند.
این رکنی پوشیده نیست که سینما از مهم ترین عناصر فرهنگ ساز جامعه است، پس هر گروه و جریانی نمی تواند آن را مالک خود بداند. دانشجویان آگاه و همیشه در صحنه این حق را به خود می دهند که هر زمان می توانند اعتراضات خود را به شکل قانونی پیگیری کنند.
حال؛ این انتظار از اهالی سینما می رود که مواضع خود را نسبت به جریانات گفته شده مخشخص کنند تا حرف و حدیثی مابین مردم جامعه، بالأخص دانشجویان و فعالان فرهنگی نسبت به شعار اصلی آنها که عشق به مردم است، باقی نماند. ان شاءالله شاهد این اصلاحات در عرصه های گوناگون علمی، فرهنگی و هنری باشیم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰