کد خبر:۱۵۶۸۹۹
به مناسبت سالگرد ارتحال آیتالله مدرسی؛
آیتالله مدرسی هیچ گاه ادعای اجتهاد نکردند
آیتالله مدرسی هیچ گاه ادعای اجتهاد نکردند و از اینکه دیگران ایشان را در مجامع عمومی به عنوان مجتهد به آیتالله معرفی کنند، کراهت داشتند.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، به مناسبت سالگرد ارتحال آیت الله مدرسی، مقام معظم رهبری (تقوا و پارسایی این چهره منور روحانی و خدمات ایشان در ارشاد و هدایت مردم آن سامان و حضور فعال در صحنه های انقلاب برای نسل جوان روحانی و همه کسانی که توفیق آشنایی با ایشان را داشتند، درس آموز و فراموش نشدنی است).
آیت الله سید جواد مدرسی در سال 1304 ه. ش در بیت علم و سیادت در دارالایمان یزد دیده به جهان گشود، خانواده ایشان از دیرباز به هوش و استعداد و علم و اجتهاد مشهور بودند و همچنین پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت الله سیداحمد مدرسی نیز عالمی پرهیزگار و مورد احترام خاص و عام بود.
در کلاس ششم هنگامی که ممتحن، مشغول گرفتن امتحان نهایی از او بود، با مشاهده استعداد و حضور ذهن و ادب وی (که فراتر از یک نوجوان معمولی بود) ناگهان رو به او کرد و گفت: شما مدرسی هستید، درسی به ما بدهید و آقا جواد بی درنگ شعر زیر را به نشانه تواضع و احترام نسبت به ممتحن بر زبان راند: آنجا که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد.
یکی از حساسترین فرازهای زندگی آقا جواد زمانی بود که سطح اول دبیرستان را تمام کرده بود و در آن زمان پیامدهای دیکتاتوری رضاخان و سیاست های ضد دینی او عرصه را بر ملت ایران و بخصوص روحانیت به عنوان نماد و مبلغ اسلام تنگ کرده بود.
وی میگفتند: « پس از پایان کلاس نهم سه راه پیش روی من قرار داشت که فکر مرا سخت به خود مشغول کرده بود، نخست اشتغال به کسب و کار، دوم ادامه تحصیل در رشته تربیت معلم که آسانترین و پردرآمدترین آن بود و سوم که سختترین گزینه محسوب میشد ورود به حوزه علمیه بود».
آیت الله مدرسی، تحصیل طلبگی خود را در حوزه علمیه یزد تحت نظارت والد معظم خود آغاز کرد و چون ازحافظه قوی و هوش سرشاری برخوردار بود، کتب درسی را به نحوی فرا میگرفت که قابلیت تدریس آن را نیز داشت و از جمله استادان ایشان در این دوره عبارت بودند از: والد بزرگوارشان، آیت الله سید حسین باغ گندمی و آیت الله سید علیرضا مدرسی و ... را میتوان نام برد.
در همین زمان در امتحانات حوزه نیز شرکت کرد که ممتحن ایشان عالم وارسته، حاج عبدالرزاق قائینی بود که با مشاهده استعداد و آمادگی ایشان، گفت: «ما نمیدانستیم کسانی مانند ایشان در حوزه علمیه هستند!»
وی به دلیل شرایط نامناسب محل زندگی و سختیهای دیگر، دچار بیماری سخت و طاقت فرسایی شدند و این بیماری که به صورت سردرد و بی خوابی شدید ظهور کرد و فرصت مطالعه و کار علمی شایسته را از معظم له سلب کرد، مدتی بر این روال گذشت و چون بهبودی حاصل نگردید، ناچار یکی از تلخترین تصمیمها را در زندگی خود گرفتند و آن، تصمیم بازگشت به یزد بود.
آیت الله مدرسی (ره) پس از بازگشت به یزد، علاوه بر بیماری های سابق به تب مزمنی دچار شدند که مدت پنجاه روز ایشان را رها نکرد تا جایی که حتی پزشک معالج نیز از بهبودی ایشان ناامید شد؛ اما در همان زمان در عالم رؤیا خود را در محضر امام زمان (عج) میبینند، در آن حال به حضرت سلام دادند و گفتند: « السلام علیک یا صاحب الزمان» بعد از آن که از خوب بیدار شدند، اثری از تب در وجودشان نبود.
عشق و علاقه به مطالعه و تحقیق با سرشت ایشان عجین بود به نحوی که ایشان روزانه (زمانی که بیماری شان شدت نداشت) حداقل نزدیک به ده ساعت مطالعه و تحقیق و تألیف داشتند.
عمدهترین تلاش های آیت الله مدرسی، تدریس و پرورش شاگردان بود و درس ایشان همواره از دقت و عمق خاصی برخوردار بود و شاگردان زبده و با استعداد را به سوی خود جذب میکرد.
یکی از نزدیکان ایشان نقل میکند: «یک روز به دیدار آقا رفته بودم، ایشان را در حالی که کتاب در دست و اشک در چشم داشتند، مشاهده کردم. گفتم: آقا برای چه گریه میکنید؟ گفتند: بگذر، مجدداً سوال کردم گفتند: گریه من برای این است که همواره تشنه مطالعه و علم و تحقیق بودم، اما اکنون به خاطر کسالتی که دارم قادر نیستم خواسته خود را اشباع کنم. این حسرت و درد، اشک من را جاری میکند.
زندگی سیاسی – اجتماعی
آیت الله مدرسی (ره) از عالمان دینی بودند که نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی حساس بودند و از دهها سال قبل، مبارزه با طاغوت را در تمام شئون پیگیری میکردند و از آغاز نهضت اسلامی در 15 خرداد 1342 به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، آیت الله مدرسی از حامیان جدی امام بودند.
ایشان در اوج خفقان ستم شاهی که کمترین صدای اعتراضی از یزد به گوش میرسید، با فعالیتهای گوناگون سعی داشتند مشعل مبارزه را فروزان نگاه دارند. از جمله برنامه های سیاسی آیت الله مدرسی، حمایت مؤثر از شخصیتهای روحانی و غیر روحانی بود که به وسیله رژیم پهلوی به یزد تبعید میشدند.
یکی از شخصیتهای مبارزی که قبل از انقلاب به یزد تبعید شده بودند، آیت الله فاضل لنکرانی بودند و ایشان در مورد آیت الله مدرسی این گونه اظهار داشتهاند: «ایشان (آقای مدرسی) از علمای بسیار بزرگ و ارزنده و دارای نقش در اجتماع بودند، از آن جهت که ایشان مرد فوق العاده و با فضلی بودند ما به ایشان ارادات پیدا کردیم و همه مسائل خود را با ایشان مطرح میکردیم.
بعد از آن کسالتی که برای ایشان پیدا شد. جداً برای من بسیار گران تمام شد چون اکثر خدمات چنین شخصیتی از جامعه اسلامی گرفته شد و لی الحمد الله هنوز مشغول به تألیف برخی کتب و رسالهها هستند».
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران حساس تثبیت جمهوری اسلامی نیز همچنان نقش محوری خود را حفظ کردند.
پس از شهادت آیت الله صدوقی (ره)، آیت الله فاضل لنکرانی اصرار بر قبول امامت جمعه یزد توسط آیت الله مدرسی داشتند که ایشان با فرستادن پیامی به امام خمینی (ره) ضمن بیان عذر خود، در تصدی امامت جمعه یزد، آیت الله خاتمی را که عالمی وارسته بود، مناسبترین شخص برای این مقام معرفی کردند و بعد از آن نیز در سخن و عمل از نماینده ولی فقیه و امامت جمعه یزد، آیت الله خاتمی حمایت میکردند.
در دوران دفاع مقدس نیز، یکی از عرصه های فعالیت گسترده و خستگی ناپذیر آیت الله مدرسی، توجه به امور جبههها بود؛ به نحوی که هنوز پس از گذشت سالها از جنگ تحمیلی، نقش و حضور ایشان در صحنه های دفاع زبانزد بسیجیان و فرماندهان است.
فعالیت آیت الله مدرسی در عرصه دفاع ابعاد مختلفی داشت: تشویق رزمندگان و تقویت روحیه آنها تدارک مالی جبههها، حضور مستقیم در جبهه، تجلیل از شهدا و خانواده آنها بود و همچنین احساس مسئولیت آقای مدرسی در برابر جنگ تا آنجا بود که در بسیاری از اوقات، نماز جماعت خود را ترک میکردند و در نماز جماعتهای دیگر حضور مییافتند و مردم را به دفاع از میهن اسلامی و پشتیبانی از رزمندگان تشویق میکردند.
ایشان همواره با اخلاق و منش طلبگی زندگی میکردند و به شدت از برخی آداب و تشریفات معمول گریزان بودند و از داشتن اطرافیان و برپایی مراسمی که به نوعی خود را نشان دادن و شخصیت خود اثبات کردن بود، پرهیز داشتند و مصرف وجوه شرعیه را در شخصیت خوی اثبات کردن بود، پرهیز داشتند و مصرف وجوه شرعیه را در این راه غیر شرعی میدانستند.
از رفتاری که بوی رقابت با دیگران بدهد و زمینه اختلاف را فراهم کند، دوری میکردند و سعی داشتند حتی الامکان دیگران بخصوص اخوی بزرگشان مرحوم آیت الله سیدمحمد مدرسی (ره) را بر خود مقدم بدارند.
ایشان هیچ گاه ادعای اجتهاد نکردند و از اینکه دیگران ایشان را در مجامع عمومی به عنوان مجتهد به آیت الله معرفی کنند، کراهت داشتند و این در حالی است که بزرگانی همچون آیت الله سبحانی در پیام تسلیت خود از ایشان به عنوان فقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) یاد کرده است.
آیت الله مدرسی به واسطه موقعیت مذهبی و اجتماعی و سیاسی خویش هیچ گاه امتیاز خاصی برای خود قائل نمی شدند که یکی از اطرافیان ایشان نقل میکند: یک بار در حضور ایشان مشغول خریدن خیار سبز برای آقا بودم و طبعاً نوع مرغوبتر از بقیه جدا میکردم، آقای مدرسی که متوجه عمل من شدند گفتند: این چه کاری است که میکنی؟! اگر من جنس مرغوب را ببرم، نامرغوب آن را چه کسی ببرد؟!
سپس جلو آمدند و خود بدون جدا کردن خیارسبزها آنها را داخل پاکت ریختند. سرانجام آیت الله سیدجواد مدرسی فقیه وارسته و مجاهد خستگی ناپذیر، پس از عمری مجاهدت در راه خدا و تلاش در جهت اعتلای کلمه الله و اجرای احکام نورانی اسلامی و پس از تحمل سالها درد و رنج ناشی از بیماری در 22 آبان 1387 دعوت حق را لبیک گفتند و در جوار امامزاده جعفر (ره) یزد آرمیدند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰